آ ین روزهای اسفند است شفیعی کدکنی دکلمه رضا پیربادیان

عبارت آ ین روزهای اسفند است شفیعی کدکنی دکلمه رضا پیربادیان از بین صدها هزار مطلب، خبر و مقاله فارسی جستجو شده است و نتیجه آن نمایش داده شده است و مسئولیت آن بر عهده منبع اصلی مطلب آ ین روزهای اسفند است شفیعی کدکنی دکلمه رضا پیربادیان میباشد.



آ ین روزهای اسفند است-شفیعی کدکنی -دکلمه رضا پیربادیان

آ ین روزهای اسفند است از سر شاخ این چنار مرغکی با ترنمی بیدار می زند نغمه ، نیست معلومم آ ین شکوه از زمستان است یا نخستین ترانه های بهار ؟ دکلمه با صدای رضا پیربادیان ... ادامه ...

کانال دکلمه دهه فجر

گروه دکلمه دهه فجر جدید تربن دکلمه دهه فجر دکلمه دهه فجر کانال دهه فجر کانال دکلمه فجر کانال دکلمه دهه ادامه مطلب ... ادامه ...

تنها عشق باشد-پابلو نرودا -ترجمه بینش پژوه-دکلمه رضا پیربادیان

آغاز را با بوسه ای که طولانی ترین راه هاست در می نوردیم با بوسه ای از من، تا تو ای عشق من! در آمیخته از ساقه ها تا ریشه هامان در پیوند یکی نگاه از اعماق تو تا ژرفنای من. و این چنین و عشق هر سه با همیم تا بتوانیم هر سه با هم باشیم تا بتواند فقط من فقط تو تنها عشق باشد. دکلمه با صدای رضا پیربادیان ... ادامه ...

باز هم ...

اسفند بی صداست و بی دود و أرام. اسفند را باید روی آتش گذاشت تا صدایش دربیاید ! دودش که درآمد، می گذارند و می روند پی کارشان . کارهای مهم تر. اسفند است که می ماند زیر دست و پای جمعیت در پیاده رو ها و لگدمال می شود . اسفند ، بغض فرو خورده ی یک سال است از تمام روزهای سخت و ... سخت ! ... ادامه ...

بیا برگردیم به قدیم تر ها-فاطمه صابری نیا-دکلمه رضا پیربادیان

بیا برگردیم به قدیم تر ها... نه آنقدر دور که توی قحطیِ زمانِ احمدشاه بیوفتیم نه آنقدر نزدیک که سیاهچاله یِ دیوارهایِ مجازی عشقمان را قورت بدهد.... حوالیِ دهه یِ شصت یا پنجاه.... تویِ یک شبِ"برف تا کمــر باریده" عقدمان را ببندند... دست به دستمان بدهندُ برویم پیِ زندگیمان راستش"دوستت دارم"هایِ با قابلیت ویرایشِ این زمان به دلم نمی چسبد... دکلمه با صدای رضا پیربادیان ... ادامه ...

از سر عادت نیست-عباس معروفی-دکلمه رضا پیربادیان

از سر عادت نیست که وقتی می روی تا دم در همراهی ات می کنم و بعد تا آ ین چشم انداز تا جایی که سر می چرخانی لبخند می زنی مبهوت راه رفتنت می شوم باز آ چیزی از دلم کنده می شود که می خواهم با چشم هام نگهش دارم لعنت به رفتنت که قشنگ می روی از سر عادت نیست که هیچوقت باهات خداحافظی نمی کنم عشق من! رفتنت همیشه یعنی برگشتن از سر عادت نیست که وقتی برمی گردی حتی موهای سرم می خندد هیچ چیزی دل انگیز تر از برگشتنت نیست نارنجی! تو که نمی دانی وقتی برمی گردی دنیا پشت سرت بی رنگ می شود . دکلمه با صدای رضا پیربادیان ... ادامه ...

یخ کرده ام ! اما نه از سوز زمستان !- محمد علی بهمنی-دکلمه رضا پیربادیان

یخ کرده ام ! اما نه از سوز زمستان ! اما نه از شب پرسه های زیر باران یخ کرده ام یخ ی در تب ، تبی که جسمم نه دارد باورم می سوزد از آن یخ کرده ام اما تو ای دست نوازش روح یخی را با چنین شولا مپوشان گرمم نخواهی کرد و فرقی هم ندارد یخ بسته ای پوشیده باشد یا که یخ کرده ام چون قطب آری این چنین است وقتی نمی ت تو ای خورشید پنهان یخ کرده ام ! یخ کرده ام ! ها … جان پناهم ! مگذار فریادت کنم در کوهساران دکلمه با صدای رضا پیربادیان ... ادامه ...

نامه خواندنی شفیعی کدکنی به رییس تهران

خبرآنلاین/ محمد رضا شفیعی کدکنی در نامه ای خطاب به رییس تهران از اقدام این برای حذف پرداخت پول به اساتید برای قبول پذیرش رساله های ای دانشجویان تشکر کرد و نوشت: «بنده به گواهی اسناد موجود، حدود پنج سال است که حاضر نشده ام راهنمای رساله ی یا فوق لیسانس باشم، زیرا از گرفتن پول در این ارتباط بسیار متنفرم. » آذرماه سال گذشته (۱۳۹۴)، محمدرضا شفیعی کدکنی، یادداشت را خطاب به محمود نیلی احمدآبادی، رییس تهران ارسال کرد که حالا برای اولین بار منتشر می شود. این با سابقه دلیل عدم پذیرش راهنمای رساله ای دانشجویان را دریافت پول عنوان کرده بود و حتی در نامه خود نوشته است که از این مسئله تنفر داشته است. او در این نامه از منتفی شدن پرداخت پول به اساتید استقبال کرده و اعلام کرده از این پس رساله ا دانشجویان را می پذیرد. شفیعی کدکنی، در این یادداشت آورده است: «همکار دانشمند بسیار عزیزم، جناب آقای نیلی، ریاست محترم تهران بعد از سلام و آرزوی توفیقات هر چه بیشتر برای آن عزیز و همکاران شما، خواستم نکته ای را یادآور شوم که توجه به آن از ضرورت های تعالی آموزش ی است. بنده به گواهی اسناد موجود، حدود پنج سال است که حاضر ... ادامه ...

مناسبت های ماه اسفند

مناسبت های ماه : اسفند ۵ اسفند جشن اسفندگان(سپندارمذگان) روز عشق ۵ اسفند روز بزرگداشت زمین و بانوان ۵ اسفند روز بزرگداشت خواجه نصیر الدین طوسی و روز ۱۴ اسفند روز احسان و نیکوکاری ۱۵ اسفند روز درختکاری ۱۸ اسفند روزجهانی زن [ 8 march ] ۲۳ اسفند شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها [ ٣ جمادی الثانیه ] ۲۵ اسفند پایان سرایش شاهنامه ۲۹ اسفند روز ملی شدن صنعت نفت ایران ... ادامه ...

دکلمه ی شعر

مداد سیاه شعر و اجرا: محمدرضاشیرعلی زاده دکلمه ی شعر شعر , دکلمه , پست مدرن , مداد سیاه لینک های : کیفیت 180p | کیفیت 270p | کیفیت 360p | کیفیت 576p | ... ادامه ...

شفیعی کدکنی در گفت وگو با گاردین از فروغ گفت

همشهری آنلاین: محمدرضا شفیعی کدکنی نامدار زبان و ادبیات فارسی و شاعر نامی همزمان با پنجاهمین سال درگذشت فروغ فرخزاد، با رو مه گاردین گفت وگویی کرده است. ... ادامه ...

امیدواری شفیعی کدکنی به ظهور شاعران بزرگ

محمدرضا شفیعی کدکنی می گوید از این که در عصر حاضر و در آینده نیز شاعران و نویسندگان ممتاز و بزرگی در قلمرو زبان فارسی دری ظهور کنند ناامید نیستیم. ... ادامه ...

دکلمه علی پورحسنی

علی پورحسنی ضبط در استودیو دکلمه در وصف علی (ع) دکلمه علی پورحسنی علی پورحسنی , علی پورحسنی لینک های : کیفیت 180p | کیفیت 270p | کیفیت 360p | کیفیت | کیفیت 1080p | ... ادامه ...

دکلمه سرا

اگر علاقه مند به کار دکلمه هستید میتوانید با مراجعه به کانال سرای دکلمه ویس ضبط شده خود را ارسال کرده و در آ فایل ادیت شده را در کمتر از 24 ساعت تحویل بگیرید سرای دکلمه بهترین کانال در زمینه دکلمه که شما را یاری می کند برای ب اطلاعات بیشتر به کانال ما مراجعه فرمایید https://telegram.me/sarayedeklame ... ادامه ...

از تربت فروغ می آیم-اسماعیل خوئی-دکلمه رضا پیربادیان

از تربت فروغ می آیم، تاریک، هرگز ندیده بودم ابری چتر هزار ی اندوهش را بر غربت جماعت تنهایان آنگونه مهربان بگشاید، آنگونه پر نثار. آیا شیرین ترین تغزل وحدت را در سوگ باید گریستن؟ من مرگ را از دور می شناسم. آری، ولی چگونه تواند بود کان عطر بیکرانه نباشد؟ باور نمی کنم کز تربت فروغ می آیم. آن عطر پر حرارت بالغ گویی هنوز نیز "از انتهای هر چه نسیم است می وزد" باور نمی کنم. باور نمی کنم این ابر گریه راست نباید باشد. دکلمه با صدای رضا پیربادیان ... ادامه ...

17 اسفند روز جهانی زن

بهترین کانال روز جهانی زن روز جهانی زن 17 اسفند روز جهانی زن در تلگرام جدید ترین ع اسفند روز جهانی زن 17 اسفند روز زن 17 اسفند روز جهانی ادامه مطلب ... ادامه ...

کوچ بنفشه ها

کوچ بنفشه ها در روزهای آ اسفند کوچ بنفشه های مهاجر زیباست در نیم روز روشن اسفند وقتی بنفشه ها را از سایه های سرد در اطلس شمیم بهاران با خاک و ریشه میهن سیارشان در جعبه های کوچک چوبی در گوشه ی خیابان می آورند جوی هزار در من می جوشد ای کاش ای کاش آدمی وطنش را مثل بنفشه ها در جعبه های خاک یک روز می توانست همراه خویشتن ببرد هر کجا که خواست در روشنای باران در آفتاب پاک محمدرضا شفیعی کدکنی ... ادامه ...

کوچ که دلم را به ی نسپارم-فرشاد هاشمی زاده -دکلمه رضا پیربادیان

کوچ که دلم را به ی نسپارم حس خوبیست که من اینهمه بی آزارم عشق احساس قشنگیست ولی من شخصا دیدگاهی متفاوت به دو عاشق دارم یائسه نیست دلم ذائقه ام احساسی ست این دروغ است که عاشق زده ای بیمارم خوش ندارم به ی قولی وقلبی بدهم که به یک حادثه روزی دل ازاو بردارم این دلیلی ست که در این سفر تنهایی از مسیری که به عشقی برسد بیزارم در زمانیکه به آ برسد شک وفریب بذر یک عاطفه در خاک تنم می کارم. دکلمه با صدای رضا پیربادیان ... ادامه ...

اسفند ماه 94

اسفند ماه از راه رسید و حال و هوای عید و یک عالمه کار نکرده برای خونه جدید. یک سال از ید خونه گذشته بود .ما اسفند 93 خونه رو فروخته بودیم و این خونه رو یدیم.یک سال با دو بچه در تدارک و آماده سازی خونه بودیم . و ماه ا با یه عالمه کار نکرده. سرویس خواب به بابا ولی سفارش داده بودیم که تقریبا تو هفته دوم اسفند برامون آوردند و نصب د دستشون درد نکنه.اتاق خواب کامل شد. دنبال کاغذ دیواری برای اتاق و سالن بودیم که تا ما تصمیم بگیرم شد روزهای آ سال و گفتن انبار تعیطیله و بعد از تعطیلات . یعنی بعد از دو سه بار این ور اون ور رفتن و گشتن باز به آ سال نرسیدیم. قاب های پارچه ای دیواری که دقیقا روز آ سال انجام شد . کندن سقف کاذب سقف ها که تو هفته ا اسفند انجام شد . ونصب پارچه و قاب دور آن تقریبا کار وقت گیر بود و کثیف کاری زیاد داشت. ید برای سال جدید و بازر رفتن و شلوغی بازار نصب قابهای پنجره قدیمی که بابا رضا خیلی براش زحمت کشید اون هم روزهای آ سال انجام شد. ... ادامه ...

با تو شب ارغوانی می گذرد-کیومرث زاده -دکلمه رضا پیربادیان

با تو شب ارغوانی می گذرد و ماه در عسل . باران در چشم های توست و سبزه ، در باران سبز تر است . می آیی می آیی و در برابر تو سرو کوتاه می آید . می آیی با دامنی برنگ چرم بلغاری وبا دست هایی لبریز از بنفشه و یاس بنفش تمدن از دست آغاز شد و سخاوت از دست های تو . در عشق دست های مرا تا که تو از پشت بسته ای از من مخواه عشق . از من مخواه عشق در دست های بسته سخاوت نیست. دکلمه با صدای رضا پیربادیان ... ادامه ...

بزودی دکلمه "داره پاییز میشه برگرد" با صدای محمدرضا دمند منتشر می شود

بزودی دکلمه "داره پاییز میشه برگرد" با صدای "محمدرضا دمند" و "شبنم حکیم هاشمی" خالق ترانه های "مسیر" و فرشته" از سیاوش قمیشی منتشر خواهد شد. دکلمه: محمدرضا دمند و شبنم حکیم هاشمی به قلم: امید حاجی زاده تنظیم: مهران سامانی موسیقی: کارن همایونفر ... ادامه ...

می خواهم بگویم سلام-سید علی صالحی-دکلمه رضا پیربادیان

اگر سکوت این گستره ی بی ستاره مجالی دهد می خواهم بگویم سلام اگر دلواپسی آن همه ترانه ی بی تعبیر مهلتی دهد می خواهم از بی پناهی پروانه برایت بگویم از کوچه های بی چراغ از این حصار از این ترانه ی تار مدتی بود که دست و دلم به تدارک ترانه نمی رفت کم کم این حکایت دیده و دل که ورد زبان کوچه نشینان است باورم شده بود باورم شده بود که دیگر صدای تو را در سکوت تنهایی نخواهم شنید راستی در این هفته های بی ترانه کجا بودی؟ کجا بودی که صدای من و این دفتر سفید به گوشت نمی رسید؟ آ این رسم و روال رفاقت است؟ که در نیمه راه رویا رهایم کنی؟ می دانم تمام اهالی این حوالی گهگاه عاشق می شوند اما شمار آنهایی که عاشق می مانند از انگشتان دستم بیشتر نیست یکی شان همان شاعری که گمان می کرد در دور دست دریا امیدی نیست می ترسیدم خدای نکرده آنقدر در غربت گریه هایم بمانی تا از سکوی سرودن تصویرت سقوط کنم . دکلمه با صدای رضا پیربادیان ... ادامه ...

دکلمه زیبای مرحوم حسن جوهرچی در ابتدای آهنگ لالایی +

مرحوم حسن جوهرچی در همکاری با یکی از خوانندگان کشور دکلمه زیبایی را در ابتدای موسیقی لالایی خوانده است. ... ادامه ...

الف اسفند تو

اسفند دونه دونه اسفند سی و سه دونه :)) این اسفند دود م چیز عجیبیه... نمیدونم از تلقینه یا چى؟ حال منو خوب میکنه!! شبیه دیازپام ده دردو درمان میکنه... یکمم گل پر توش باشه... هر چقدر بعضى افه ها ترسناکن و ازشون فرار میکنم این یکى جذابه! پ.ن: ید هاى دیروز رسیده ، آقایى که حملشون میکرد از بوى شدید اسفند توى خونه تعجب کرده بود... خب این بچه چشم خورده بود چکار باید میکردیم؟:)) پ.ن: چایى روى گاز بوى دود گرفته، ابتکاریه براى خودش، چایى آتیشى توى خونه ... - وای دلم شمال میخواد، چقدرم هوا خوبه - پ.ن: کى شود پیش قدم هاى تو اسفند شوم ... ... ادامه ...

22بهمن 95

بعضی روزا دست خود آدم نیس...روح آدم با هر ت و هز آهنگ و هر بو پرواز میکنه به هر سمتی...یه رویا یا شاید یه خاطره ... و چه شیرینه این حس برای آدم...بی قراری و خل بازی ...آرزو میکنی که کل روز تا شب آفتاب ساعت 3 بعد از ظهر رو داشته باشه و هی منتظر باشی که عید بیاد....هی اسفند باشه و چقدر خوبه این اسفند لعنتی....اسفند انتظار ...اسفند بی قراری.... ... ادامه ...

اسفند

اسفند ماه نچسبی است . یک رایحه ی نا موزون ، مرکب از گرد و خاک و عطر شب بو و بوی ماهی های قرمز مجبور و ترافیک های اداری بی دلیل . اسفند ماه نچسبی است. مخصوصا اگر انتخابات هم داشته باشد و سه در چهار های ن اشیده ایی که بی حیا لبخند زده اند و بی حیابه افق خیره شده اند و بی حیا دست بردار نیستند از لای درها و برف پاک کن ها. اسفند ماه نچسبی است همه ی آلرژی های دنیا بروز می کنند چشم های قرمز آدم ها و نمی دانم چرا گربه اسفندها بیشتر زیر ماشین ها کمرشان می شکند . اسفند را دوست ندارم اسفند ها همیشه خسته هستم همیشه مجبورم بیش از حد توانایی ام زور بزنم و همیشه بیشتر از حد تحملم خسته می شوم. ... ادامه ...

ﺩﺭ ﺩﻟﻢ ﺟﺎﯾﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﺷﺪﻥ ﻧﯿﺴﺖ-الهام ی-دکلمه رضا پیربادیان

ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﭘﺎﺭﭼﻪ ﯼ ﺍﺑﺮﯾﺸﻤﯽ ﺑﺎﺷﻢ ﺍﺷﺮﺍﻓﯽ ﻭ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﺘﺎﻥ ﺑﺎﺷﻢ ! ﺑﺮ ﺍﻧﺪﺍﻡ ﺯﻧﯽ ﺗﻨﻮﻣﻨﺪ ﮐﻪ ﻟﺐ ﻫﺎﯾﺶ ﻭﻗﺖ ﺑﻮﺳﯿﺪﻥ ﺿﺮﺑﻪ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ... ﻭ ﻧﮕﺎﻫﺶ ! ﻭﻗﺖ ﺩﯾﺪﻥ ﺍﺣﺎﻃﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺩﻟﮕﯿﺮﻧﺪ ... ﻣﻦ ﺟﻐﺪ ﭘﯿﺮﯼ ﻫﺴﺘﻢ، ﮐﻪ ﺷﯿﺸﻪ ﺍﯼ ﻧﯿﺎﻓﺘﻪ ﺍﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ! ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ ﺭﻭﯾﺎﯾﻢ ﺑﻪ ﺷﺎﺧﻪ ﻫﺎ ﮔﯿﺮ ﮐﻨﺪ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﻮﻡ ﻭ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺯﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﻓﺴﺮﺩﮔﯽ ﺍﻡ ﻃﺒﯿﻌﯽ ﺍﺳﺖ...! ﺍﻣﺎ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻦ رضا جان ﭘﺎﯾﯿﺰ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﻮﺩ ! ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺍﮔﺮ ﻣﺮﮒ ﺑﯿﺎﯾﺪ ﺍﻭﻝ ﮔﻠﻮﯾﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻓﺸﺎﺭﺩ ﯾﺎ ﺩﻟﻢ ﺭﺍ... ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﮐﺠﺎﯼ ﺧﺎﻧﻪ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﺁﻥ ﻫﻤﻪ ﺷﻌﺮ ﺑﮕﻮﯾﻢ؟ ﮐﺪﺍﻡ ﻻﻣﭗ ﺭﻭﺷﻦ ﺑﻮﺩ؟ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺷﻌﺮ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻓﺮﺩﺍ ﻣُﺮﺩﻡ ﻧﺘﻮﺍﻧﯽ ﺍﻧﮑﺎﺭﻡ ﮐﻨﯽ ! ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺷﻌﺮﻡ ﭼﻮﻥ ﺷﺎﯾﻌﻪ ﺍﯼ ﺩﺭ ﺷﻬﺮ ﺑﭙﯿﭽﺪ ﻭ ﺯﻧﺎﻥ ، ﻫﺮﺑﺎﺭ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﮐﻨﻨﺪ ﺍﻣﺸﺐ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﺩ ... ﺍﻣﺸﺐ ﺑﺎﯾﺪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺷﻌﺮ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﯾﮑﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻨﺪ ... ﺩ ... ادامه ...

213_روزهای آ اسفند ...

روزهای آ اسفند... روز های آ اسفند با تمام روزهای سال فرق دارند،تفاوتهایی که برای ادراکشان ،در هر کجای این زمین که باشی باید به خانه ات برگردی...چرا که ایستاییت در دیاری دور ،معنای بهار را در باورت تغییر می دهد و ممکن است بی بازگشتیت ، سالهای بی بهاریت را چند برابر کند...آنها که در سرزمینهای دور و بی خبر از دیارشان اسفند را تمام می کنند می دانند چه می گویم...روزهای آ اسفند برای مرور خاطره ها تلاش نمی خواهد ،خیرگی و محو شدن نمی خواهد،چشمت را که بر هم می گذاری ،بازگشتت به نخستین روز سال کلید می خورد و تو حتا می توانی به هر سالی و هر روزگاری باز گردی...به روزهای شلوغ لباس نو، به عیدی های مادربزرگ ،به روزگار تخم مرغ های رنگی ،به بغضهای تکراری پدر بر سر سفره هفت سین و انتظارت برای دیدن دختری که فکر می کردی راست می گوید..روزهای آ اسفند گاه گاهی دیدارهایی را به یادت می آورد که تصویرشان در حافظه دیداری بلند مدتت جا مانده اند...تصویرهایی که گاهی ،قهرمانهایش روبان مشکی قدرشناسیی شده اند بر طاقچه ها و دیوارهای خانه مان...شجاعت مرور آدمهایی که دیگر نیستند،سخت است و تحمل ندیدنشان سخت تر...روزهای آ اسفند ،روزهای ... ادامه ...

بیش از همه ، از شفیعی کدکنی آموخته ام!

پیش از ورود به ، عاشق شعر و ادبیات فارسی بودم ؛ بنابرین تصمیمم قطعی بود : انتخاب رشته زبان و ادبیات فارسی! موضوعی که برای خودم هم خیلی زیاد جالب است و این روزها بیشتر به آن فکر می کنم این است که آن روزها در شعرهایم به پیشرفت قابل توجهی رسیده بودم و اگر به نمی رفتم و درس ادبیات نمی خواندم شاید الان به مراتب در شعر موفق تر بودم! البته ، مزیت هایی هم داشت که نمی شود منکر شد. به هر حال بگذریم. قصدم از این مقدمه ، طریقه ی آشنایی من با شفیعی کدکنی بود. شفیعی کدکنی را قبل از اینکه وارد بشوم و در رشته ادبیات فارسی تحصیل کنم ، می شناختم. کتابهایش را خوانده بودم و به خصوص کتاب موسیقی شعرش در من انقل ب ا کرده بود. شیفته ی او بودم . ما هم در شهرستان بود و ربطی به تهران و... نداشت. بنابرین هیچ وقت فکر نمی که بتوانم شفیعی را از نزدیک ببینم و شعرهایم را به او بدهم که بخواند و نظر بدهد و... تا اینکه یکی از ان بسیار عزیز ما ( که آرزوی موفقیت روزافزون و سلامتی برای ایشان دارم)وقتی فهمید که من چه علاقه ای نسبت به شفیعی دارم ، با تعجب به من گفت : چرا به دیدار شفیعی نمی روی ؟ و من هم که فکر نمی امکان چنین کاری وجود داشته باشد با د ... ادامه ...

ﺑﺪﻩ ﺁﻥ ﻗﻮﻃﯽ ﺳﺮﺧﺎﺏ ﻣﺮﺍ- -دکلمه رضا پیربادیان

ﺑﺪﻩ ﺁﻥ ﻗﻮﻃﯽ ﺳﺮﺧﺎﺏ ﻣﺮﺍ ﺗﺎ ﺯﻧﻢ ﺭﻧﮓ ﺑﻪ ﺑﯽ ﺭﻧﮕﯽ ِ ﺧﻮﯾﺶ ﺑﺪﻩ ﺁﻥ ﺭﻭﻏﻦ ، ﺗﺎ ﺗﺎﺯﻩ ﮐﻨﻢ ﭼﻬﺮﻩ ﭘﮋﻣﺮﺩﻩ ﺯ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﺧﻮﯾﺶ ﺑﺪﻩ ﺁﻥ ﻋﻄﺮ ﮐﻪ ﻣﺸﮑﯿﻦ ﺳﺎﺯﻡ ﮔﯿﺴﻮﺍﻥ ﺭﺍ ﻭ ﺑﺮﯾﺰﻡ ﺑﺮ ﺩﻭﺵ ﺑﺪﻩ ﺁﻥ ﺟﺎﻣﻪ ﯼ ﺗﻨﮕﻢ ﮐﻪ ﮐﺴﺎﻥ ﺗﻨﮓ ﮔﯿﺮﻧﺪ ﻣﺮﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺑﺪﻩ ﺁﻥ ﺗﻮﺭ ﮐﻪ ﻋﺮﯾﺎﻧﯽ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺧَﻤَﺶ ﺟﻠﻮﻩ ﺩﻭ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﺑﺨﺸﻢ ﻫﻮﺱ ﺍﻧﮕﯿﺰﯼ ﻭ ﺁﺷﻮﺑﮕﺮﯼ ﺑﻪ ﺳﺮ ﻭ ﺳﯿﻨﻪ ﻭ ﭘﺴﺘﺎﻥ ﺑﺨﺸﻢ ﺑﺪﻩ ﺁﻥ ﺟﺎﻡ ﮐﻪ ﺳﺮﻣﺴﺖ ﺷﻮﻡ ﺑﻪ ﺳﯿﻪ ﺑﺨﺘﯽ ﺧﻮﺩ ﺧﻨﺪﻩ ﺯﻧﻢ : ﺭﻭﯼ ﺍﯾﻦ ﭼﻬﺮﻩ ﯼ ﻧﺎﺷﺎﺩ ﻏﻤﯿﻦ ﭼﻬﺮﻩ ﯾﯽ ﺷﺎﺩ ﻭ ﻓﺮﯾﺒﻨﺪﻩ ﺯﻧﻢ ﻭﺍﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻫﻤﻨﻔﺲ ﺩﯾﺸﺐ ﻣﻦ - ﭼﻪ ﺭﻭﺍﻧﮑﺎﻩ ﻭ ﺗﻮﺍﻧﻔﺮﺳﺎ ﺑﻮﺩ ﻟﯿﮏ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﭼﻮ ﺍﺯ ﻣﻦ ، ﮔﻔﺘﻢ : ﮐﺲ ﻧﺪﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﭼﻨﯿﻦ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ ! ﻭﺍﻥ ﺩﮔﺮ ﻫﻤﺴﺮ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺷﺐ ﭘﯿﺶ ﺍﻭ ﻫﻤﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭﻡ ﮐﺮﺩ : ﺁﻧﭽﻪ ﭘﺮﺩﺍﺧﺖ ، ﺍﮔﺮ ﺻﺪ ﻣﯽ ﺷﺪ ﺩﺭﺩ ، ﺯﺍﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺁﺯﺍﺭﻡ ﮐﺮﺩ . ﭘُﺮ ﮐﺲ ﺑﯽ ﮐﺴﻢ ﻭ ﺯﯾﻦ ﯾﺎﺭﺍﻥ ﻏﻤﮕﺴﺎﺭﯼ ﻭ ﻫﻮﺍﺧﻮﺍﻫﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﻻﻑ ﺩﻟﺠﻮﯾﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﻧﻨﺪ ﻟﯿﮏ ﺟﺰ ﻟﺤﻈﻪ ﯼ ﮐﻮﺗﺎﻫﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﻧﻪ ﻣ ... ادامه ...

فرآیند نمایش اطلاعات مرتبط با عنوان آ ین روزهای اسفند است شفیعی کدکنی دکلمه رضا پیربادیان به وسیله ربات های خبری از بین منابع فارسی دریافت میگردد و نمایش داده میشوند.