آ ین روز بهار

عبارت آ ین روز بهار از بین صدها هزار مطلب، خبر و مقاله فارسی جستجو شده است و نتیجه آن نمایش داده شده است و مسئولیت آن بر عهده منبع اصلی مطلب آ ین روز بهار میباشد.



بهار

تا از خودت شروع نکنی بهار را تجربه نخواهی کرد. حتی اگر صدها بهار در بیرون از تو بیاید و برود و همه به هم و از جمله به تو، آن را هزاران بار شادباش گویند، بهار واقعی باید در درون تو متولد شود ؛ و بهار را تجربه نخواهی کرد مگر آن که رخت آگاهی ات نو شود. تا آگاهی ات رشد نکند و جوانه های فهم در تو نشکفد، درخت ذهن ات بارور نمی شود و آرامش میهمان منزل ات نمی گردد. ... ادامه ...

بهار

وقتی تو رو نداشتم همیشه با خودم فکر می اگه یه روزی دختر داشتم اسمشو میذارم "بهار". زیباتر و دوست داشتنی تر از بهار در کل هستی پدیده ای و موجودی نمیشناختم که دخترم رو که دوست داشتنی ترین در دنیا برام خواهد بود رو به اسم اون صدا بزنم. تو به دنیا اومدی و بهار زندگی من شدی و بهشت کوچیک من توی همین دنیا.اسمت رو پارمیس گذاشتم و حالا دلم میخواد حتی بهار رو به اسم تو صدا بزنم که ناز و لطافت و عطوفت محضی توی کل آفرینش. این روزهایی که بهار زیباتر و پررنگتر از هرسال دلبری میکنه با هر نفسی که هوای تازه بهار رو فرو میبرم به این فکر میکنم که اسم تو هرچی که می بود حتما،خود بهار بودی برای من❤️❤️❤️ ... ادامه ...

معنی بهار در فارسی باستان

واژة بهار فارسی در زبان فارسی باستان، در نام ماه دوم سال θūravāhara- ثورَواهَرَه باقی مانده است، اشمیت θūravāhara- را نام ماه دوم (در ح اضافی)، و با ماه ایلامی aāru؛ برابر 20 می 521 ق. م. مطابقت می دهد (برابر با اردیبهشت) (bid 58). اوستایی vaŋhar- «بهار» ، سنسکریت vasantá «بهار» و فارسی میانه wahār «بهار». –vāhara درفارسی باستان را مشتقی از هند و اروپایی es- «بهار» دانسته اند و احتمال داده اند که با واژة aes- « ت دن، درخشیدن» مرتبط باشد که در این صورت بهار به معنی «فصل آغاز تابش» است (pokorny iew 1174) ... ادامه ...

بهار می رسد

بهار می رسد از راه سبزه زاری باش شبیه ِ خاطره ی رود مست و جاری باش ولی سخن نگو از خاطراتِ مرد اسیرِ ی عشقِ آبشاری باش صدای جغد عذابِ الیمِ دق ْمرگی ست بیا و هم نفسِ آبی ِ قناری باش ببین که مشعلِ گل های دشت شعله کشید به فکرِ ساعتِ خاموشیِ بخاری باش بهار یعنی لطافت، بهار یعنی عشق؛ دگر بس است زمستان، کمی بهاری باش! سکوتِ برفیِ ِ باغ می گذرد بهار می رسد از راه سبزه زاری باش ... ادامه ...

بهار آن است که خود ببوید نه آن که تقویم بگوید...

سلام بر آنان که در پنهان خویش بهاری برای شکفتن دارند و می دانند هیاهوی گنجشکهای حقیر ربطی به بهار ندارد حتی کنایه وار بهار غنچه ی سبزی است که مثل لبخند باید بر لب انسان بشکفد بشقاب های کوچک سبزه تنها یک «سین » به «سین »های ناقص سفره می افزاید بهار کی می تواند این همه بی معنی باشد؟ بهار آن است که خود ببوید نه آن که تقویم بگوید... ... ادامه ...

باورش کن...

صندوق عشقت شاید هنوز بهار را باور نکرده است که این چنین بی قرار وپراز اضطراب است... بهار را که باورکنی؛شکوهش را که درک کنی آن وقت است که رگبارهایش راهم به جان خواهی ید...! آری بهار گرچه زیباست گاهی با رگباری تند آرامشت را به هم می ریزد... وقتی به بهار وشیطنت هایش عادت که نه انس گرفتی آن وقت است که باتمام وجود به آرامش میرسی حتی با رعد وبرق های گاه وبی گاهش... بهار باهمین رگبارهایش دل نشین ودوست داشتنی است... پس این خصلتهایش را بر او ده مگیر... ... ادامه ...

نمایش بهار برای بهار نمی آید

نمایش بهار برای بهار نمی آید کاری از تئاتر جولاسک به نویسندگی و کارگردانی مصیب داوری در دهمین جشنواره ملی کودک و نوجوان رضوی پذیرفته شده و روز شنبه سیزدهم آذرماه در دو سانس ،ساعت 16 و 18 به اجرا در خواهد آمد خبرهای تکمیلی در پست های آینده ... ادامه ...

روشنی را بهار را از من بگیر

بهار را می گسترانی و نمی دانی که این بی حوصله جز پریشان نمی داند #هوشنگ_چالنگی دیگر بهار چه مفهومی دارد! کرانه ها آبی نیست من کرخت می شوم باد هم نمی آید چه پریشانست من #یار_محمد_اسدپور پیراهن کبود پر از عطر خویش را برداشتم که باز بپوشم شب بهار دیدم ستاره های نگاهت هنوز هم در آسمان آبی آن مانده یادگار... #ژاله_اصفهانی نان را از من بگیر اگر می خواهی هوا را از من بگیر اما خنده ات را نه... نان را، هوا را روشنی را، بهار را از من بگیر اما خنده ات را هرگز! تا چشم از دنیا نبندم پابلو نرودا ... ادامه ...

نفس سبز بهار

باز برخیز و وضو ساز، تو با / نم نم اشک پر از شوق بهار/ و به سجاده ی سرسبز چمن/ همنفس با نفس دشت و دمن / سجده ی شکر گزار/ سجده ی شکر ز جنبیدن یک دانه/ ز نفس نفس زدنهای گل وپروانه/ باز برخیز و ببین/ که دوباره متولد شده ای/ آری آری تو بدستان ای بهار/ باز، متولد شده ای/ پس به پا خیز وبشوی/ رنگ پاییزیِ رخسارت را/ و ز سر بیرون کن/ هاله ی سرد زمستانیِ افکارت را/ که بهار و نفس سبز زمین/ بهر روئیدن تست/ که گل آماده ی بوئیدن تست/ ٢٧/١٢/٩٤پنج شنبه ساعت ٢٠/١٢ ... ادامه ...

بازم خدا بهار داد

بهار! هدیه ی سبز خدا، هدیه ای نازنین و بی همتا! سرشار از خیر و برکت و مهر و صفا، آمدن هر ساله اش نشانه ی زیبایی خداست و هدی ههای همیشگی اش، پاکیزگی و شادی و مهربانی و پیامش: «طبیعت رنگ بهار گرفت. شما هم دل هایتان را با یاری خدا بهاری کنید » «بازم خدا بهار داد » دعوت نام های است برای تماشای جشن بهار! کتاب بازم خدا بهار داد نگاهی موحدانه به پدیده بهار طبیعت است. بهاری که با خودش هزاران طراوت و پاکی م یآورد. ... ادامه ...

42. بهار می آید ...

خدا کند سرانجامِ این فصل سرد و سیاه براستی سبز شود و تو از انتهای قصه طلوع کنی ما نیز تولد بهار را جشن بگیریم و پرنده ی کوچک آرزو بعد از سالها بی پناهی به خانه اش برسد. بهار را به فال نیک می گیرم و همچنان رهسپار راهت می شوم ای دوست کاش بدانی چه دلتنگم چه بارانی ام چه بی رنگم ... ادامه ...

بهار من گذشته شاید

چرا تو جلوه ساز این بهار من نمی شوی چه بوده آن گناه من که یار من نمی شوی بهار من گذشته شاید شکوفه ی جمال تو ، شکفته در خیال من چرا نمی کنی نظر ، به زردی جمال من بهار من گذشته شاید تو را چه حاجت نشانه من تویی که پا نمی نهی به خانه من چه بهتر آن که نشنوی ترانه من نه قاصدی که از من آرد ، گهی به سوی تو سلامی نه رهگذاری از تو آرد ، گهی برای من پیامی بهار من گذشته شاید غمت چو کوهی به شانه ی من ولی تو بی غم از غم شبانه ی من چو نشنوی فغان عاشقانه ی من خدا تو را از من نگیرد ، ندیدم از تو گر چه خیری به یاد عمر رفته گریم ، کنون که شمع بزم غیری بهار من گذشته شاید ... ادامه ...

بهار نارنج ها بوی بهار نمی دهند

بهار نارنج آدم را وحشی و افسارگسیخته می کند. درست مثل وقتی که با هزار زخم باز شده، از زیر دست و پای احساساتت بیرون آمده ای و مستی هوس انگیز بهار حال ابت را اب تر می کند. آن روزها مازندران از عطر تو پر و خالی می شد، حالا اما بهارنارنج ها خودشان را روی شاخه خشک می کنند، نارنج ها به خودشان می رسند و خبری از ِ سفیدِ گل های مازندران نیست. این روزها وقتی هوس مستی به سرت می زند باید با یک قاشق گل خشک شده ی بهار ، دهان قوری را ببندی و گوشه ی اتاق کوچکت چای بهارنارنج بنوشی به وسعت دلتنگی ات... بعد که گیج شدی در خودت، مثل بغض های عصر ی ساری زیر گریه ات بزنی و به خودت نگویی چقدر این بهارنارنج ها بوی بهار نمی دهند! پاییز دلتنگی هایت مستدام⚘ ... ادامه ...

ماه ربیع الاول مبارکباد.

سومین ماه از ماه های قمری است. ربیع به معنی بهار از ماده رَبع است. علت اینکه به این ماه ربیع گفته می شود این است که در فصل بهار گیاهان تر و تازه اند و نامگذاری این ماه در فصل بهار رخ داده است. این ماه را به تمام مسلمین جهان و همکاران عزیز و ارجمند و همچنین اعضاء کتابخانه های عمومی شهرستان ساوجبلاغ تبریک عرض می کنیم. ... ادامه ...

سال نو مبارک

بیا و گرنه در این انتظار،خواهم مرد اگر که بی تو بیاید بهار،خواهم مرد به روى گونه ى من،اشک سالها جارى است و زیر پاى همین آبشار، خواهم مرد خبر رسید که تو با بهار ، میایى در انتظار تو من تا بهار خواهم مرد نیامدى و خدا آگه است من هر روز به اشتیاق رخت چند بار ، خواهم مرد اللهم عجّل لولیک الفرج ... ادامه ...

بهار چیز دیگریست

روز های خوب زندگی رو با عطر بهار و پرواز پرستو های مهاجر که با عشق زندگی می کنند و با هدف به سوی زندگی حرکت می کنند بسازیم تا در این سفر کوتاه زندگی بر روی زمین یاد و خاطره ی زیبا از زیستن مان بر روی زمین داشته باشیم . اری چگونه میشود بهار را دید وبه هیجان نیامد و از زیبایی های ان سرشار از امید نشد. بهار یعنی میشود دوباره زندگی کرد و از نو ساخت عشق را زندگی را و معرفت ها را . میشود از طبیعت که خدا به ما هدیه داده در این روز های بهاری جور دیگر زیستن را اموخت .و با طلوع افتاب در صبح و گستره ای از عشق که بر زمین می تابد شادمان شد. من نمی دانم و زمستان و ان تیرگی ها را درک نمی کنم زمانی که غروب افتاب دلم را می لرزاند... بهار چیز دیگریست...... ... ادامه ...

بوی بهار

هر ی بوی بهار را به نحوی استشمام می کند. مردم عموما بوی شکوفه ها را می شنوند.و بادهای تند و باران های گاه و بیگاه بهار یک مادر هر لحظه اتفاق می افتد..با رشد و قد کشیدن و دندان در آوردن و راه رفتن فرزندانش بهار یک پزشک در شفای بیماران است ( و چه بهاری می شود اگر آن خزان ، سرطان باشد) بهار یک آشپز ، زیبایی میز و طعم غذایش است . بهار یک ، امتش و بهار یک معلم کلاس اول ، رو خوانی دانش آموزانش است . وبهار ما در اوج زمستان رخ می دهد ، جایی که لبهای کلاس اولی ها باز می شود و می خوانند: مادر در باران آمد.. و معلم مست می شود از عطر شکوفه های کلاسش .. ... ادامه ...

درخصوص فصل زیبای بهار

بهار: اولین فصل از فصل های مناطق معتدل است. در نیمکره شمالی زمین، این فصل منطبق با سه ماه حمل، ثور و جوزا است. بسیاری از مردم فصل بهار را آغاز زندگی دوباره طبیعت می دانند. در فصل بهار حیواناتی که داری خواب زمستانی هستند از خواب زمستانی بیدار شده و همچنان درختان از خواب زمسناتی هوشیار شده و رشد متو قف شده را در بهار دوباره آغاز می کنند. فصل بهار فصل گل و جوانه است. درختان از پس زمستان سرد شکوفه می دهند و بوسیله زنبورها گرده افشانی می کنند. حیوانات نیز در این فصل شروع به تولید مثل می کنند. فصل بهار که شروع آن با روییدن چمن ها با شکوفه سبز شدن درختان و گیاهان و شکفتن گلها همراه می باشد با معتدل شدن هوا در این فصل کشت و کار شروع می شود یعنی فصلی که مدت شب و روز آن مساوی هوای آن معتدل و مطبوع طبیعت زیبا و قشنگ که هر انسانی را به شادی و خوشحالی باز می دارد و دهقان کشت گندم زار و باغبان از تماشای رشد کاشت گیاهان خود لذت می برد. ... ادامه ...

پاییز..

دیدی که بهار بی تو سرد است پاییز تر از خزان زرد است آن شب دل من ش ته تر شد دیگر همه چیز رنگ درد است دیگر همه جا سکوت دلگیر دست و دل من اسیر زنجیر ای روح پر از ترانه من خاموش ترین بهانه را گیر دیگر نروم به سوی مستی حظی نبرم ز می پرستی ای آن که نداری خبر از من سرچشمه ی هر غمم تو هستی دیگر به بهار خنده ام نیست باران صفا دهنده ام نیست ای آن که دلم اسیر عشقت بر بام دلت؛ پرنده ام نیست؟ شعرم همگی سرود درد است گفتم که بهار بی تو سرد است گفتم که بهار بی تو دیگر پاییز تر از خزان زرد است. ... ادامه ...

شعر بهاری از فریدون مشیری و محمد علی بهمنی

فریدون مشیری: ای بهار ای بهار ای بهار تو پرنده ات رها بنفشه ات به بار می وزی پر از ترانه می رسی پر از نگار هرکجا رهگذار تست شاخه های ارغوان شکوفه ریز خوشه اقاقیا ستاره بار بیدمشک زرفشان لشکر ترا طلایه دار بوی نرگسی که می کنی نثار برگ تازه ای که می دهی به شاخسار چهره تو در فضای کوچه باغ شعر دلنشین روزگار آفرین آفریدگار ای طلوع تو در میان جنگل چون طلوع سرخ عشق چون طلوع سرخ عشق پشت شاخه کبود انتظار ای بهار ای همیشه خاطرات عزیز! عاقبت کجا؟ کدام دل؟ کدام دست؟ آشتی دهد من و ترا؟ تو به هر کرانه گرم رستخیز من خزان جاودانه پشت میز یک جهان ترانه ام ش ته در گلو شعر بی جوانه ام نشسته روبرو پشت این دریچه های بسته می زنم هوار ای بهار ای بهار ای بهار ... ادامه ...

بهار در راه است

امروز عضو نوجوان مرکز، با انتخاب ده کلمه از مجموعه شعر نوجوان چهارشنبه های بستنی، یک قطعه شعر نوشت. کلمات: شاید - او - نشانی - بهار - مهمانی - دیدار - طعم تازه - در - رودخانه - ما شعر سروده شده توسط عضو: شاید او نشانی از بهار مهمان سر زنده ی ما باشد بهاری که س ناهی بعد زمستان است عاشق دلش می خواهد که بهار تازه کند درختان و سبزه را ای درختان، ای سبزه ها بدانید روزی زمستان به پایان می رسد و عشق، بهار را دوباره زنده می کند بنگرید که بهار در راه است. استبصاری-15 ساله از مرکز فرهنگی تنکابن مربی ادبی: ابوذر افشنگ ... ادامه ...

بهار من پاییز

پاییز می آید باز می دانم خش خش برگ هایش مرا مست و هم آغوش بهار خواهد کرد تو بنشین و ده بگیر ز گفته ام چون حق با توست! آنجا که تو می گذری آسمانش نه پاییز دارد نه رنگ درنگ کن بر لحظه ای که گذشت حال مردم این شهر دگر است بهار من با پاییز می آید و در فصل بدجنسه زمستان خزان خواهد شد من پاییز را ندانسته دوست داشتم و در آن دنیا را دیدم! ... ادامه ...

تبریک بازگشایی مدرس

کلاس اول، کلاس دوم... یکی یکی بالا آمدیم و آموختیم. یکی یکی مِهرها را پشت سر گذاشتیم، یکی یکی کلمه ها را بوسیدیم، یکی یکی در جمله ها نفس کشیدیم. صدای کلمات در گوش ماست؛ کلماتی که بهار می شود و از شکوفه های خود همه جا را عطرآگین می سازد. بهارها می آیند؛ بهارهایی که از مهر متولد شده اند؛ بهارهایی که نفس های سبزشان همه جا ما را دنبال خود می کشانند. بهار در بهار، مهر در مهر. ... ادامه ...

بهار نارنج ، دیازپام طبیعی

. بهار نارنج، شکوفه درخت نارنج است که در عطرسازی و ساختن اسانس ، انواع نوشیدنی های فصلی و عرقیجات و تهیه مربا، گز ، سوهان و ... کاربرد بسیار دارد. بابـُـل و شیراز در اردیبهشت‏ ماه ، با رایجه ی سحرانگیز بهار نارنج ، هر رهگذری را سرمست می کند به نحوی که این شهرشیراز و بابل را شهرِ بهارنارنج می نامند. . خواص دارویی . ... ادامه ...

اولین روز آ ین ماه پاییز ...

#اولین روز آ ین ماه پاییز ... من کجا... بهار کجا ... خیلی فکر چی شد من عاشق بهار شدم من پاییزی عاشق دختری شدم به اسم النازجونی ... هر وقت می دیدمش یا هر وقت صورت ماه ش میاد جلوی روی م ان خنده نازش ان نگاه زیباش دل م پر از عطر بهار میشه ... حالا می فهمم چرا پاییز با این که خزون ه باز زیباست پاییز عاشق ه ... عاشق بهار ... عاشق نگاه نازش ه عاشق اخم هاش ناز هاش آخی ... عاشق به فکر فرو رفتن هاش عاشق عطر ش که وقتی پخش میشه همه جا عطر و بوی ان پر میشه چقدر دلتنگ بودن برگ های پاییزی که ریختند تا درخت ها خوابشون ببره گذر زمان را احساس نکنند بهار من الناز من بهار نزدیک است ... خدایا کمکمون کن جونم فدای الناز الهی آمین #علی 11/20/2016 #علی ... ادامه ...

آمد بهار عاشقان تا خاکدان بستان شود

چند روز بیشتر تا بهار نمانده است . و من دوست دارم این روزهای پایانی زمستان هی کش بیاید و کش بیاید. کش بیاید تا خانه تکانی تمام شود. کش بیاید تا گزارش های کاری ام را بنویسم. کش بیاید تا برای بچه های کلاسم هدیه ب م. کش بیاید تا چند شعر و داستان و طرح خوب برای این روزهای کش آمده آماده کنم. و بعد منتظر بهار بنشینم... آمد بهار عاشقان تا خاکدان بستان شود آمد ندای آسمان تا مرغ جان پرّان شود ... ادامه ...

اما بهار من

اما «بهار »من ، این بسته بال کوچک ، این بی بهار وباغ ، با بال های خسته در ایوان تنگ خویش، _در شهر زشت ما، اینجا که فکر کوته ودیواره بلند ، افکنده سایه بر سر وسرنوشت ما- تنها چه می کند؟ می بینمش که:غمگین ، درژرف این حصار، درحسرت شنیدن یک نغمه ی نشاط در آرزوی دیدن یک شاخسار سبز، یک چشمه یک درخت یک باغ پرشکوفه، یک آسمان صاف، حیران نشسته است! در ابرهای دور برآرزوی کوچک خود چشم بسته است. اورا نگاه می کنم و رنج می کشم! ... ادامه ...

به شکوفه ها،به باران

خسته تر از هر مسافری هستم که راهی طولانی و طاقت فرسا را پیموده.مثل یک چراغ قوه ام که دیگر توانی ندارد و کم سو و کم سو و کم سو میشود....دلم میخواهد مثل درختان به خو عمیق فرو روم،به خو طولانی،بی آنکه ی بیدارم کند و یا کابوس و رویایی در آن ببینم،و وقتی از خواب برمیخیزم ببینم بهار فرارسیده...با شکوفه هایش،با صدای گنجشکانش،با عطر گلهایش،با طعم میوه هایش،با شاد برگ هایش،با نم نم باران هایش و با همه خوبیهایش...بهار بهانه ای برای برخواستن است،بهار دلیلی برای شادی است.و بهار، شروعی سبز است،شروعی سبز،شروعی سبز،سبز... دلم بهار میخواهد... ... ادامه ...

پایان زمستان

آ ین روزهایش را می گذراند، دیگر به انتهای راه رسیده است! زمستان را می گویم. صدای پای بهار بگوش می رسد . سرما به پایان می رسد طبیعت دوباره زندگی را آغاز می کند، همه چیز دوباره شروع می شود، شاداب و سر زنده. فصلها تکرار می شوند در طبیعت؛ زمستان، بهار، تابستان، پاییز و دوباره زمستان و باز بهار و این تکرار باز هم تکرار می شود. اما فصلها در زندگی تکرار نمی شوند ، بهار زندگی تکرار ناپذیر است باید بهار را در فصل بهار جاودانه نمود، باید از پایان بهار و آغاز خزان جلوگیری کرد ، اگر نتوانیم بهار را نگهداریم خزان اجتناب ناپذیر است و سپس زمستان .بهار زندگیم بود، وقتی که رفت همه فصلها شد خزان و اینک کم کم زمستان سرد زنگی فرا می رسد دیگر انتظار برای دیدن بهار بیهوده است و پایان زمستان زندگی، سرمای گور است و تاریکی بی انتها . ای چراغ عشق زین پس بر دل افسرده من پرتو ماتم بیفشان همچو شمعی بر مزاری ... ادامه ...

فریدون مشیری : ای بهار / محمدعلی بهمنی: بهار بهار

فریدون مشیری: ای بهار ای بهار ای بهار تو پرنده ات رها بنفشه ات به بار می وزی پر از ترانه می رسی پر از نگار هرکجا رهگذار تست شاخه های ارغوان شکوفه ریز خوشه اقاقیا ستاره بار بیدمشک زرفشان لشکر ترا طلایه دار بوی نرگسی که می کنی نثار برگ تازه ای که می دهی به شاخسار چهره تو در فضای کوچه باغ شعر دلنشین روزگار آفرین آفریدگار ای طلوع تو در میان جنگل چون طلوع سرخ عشق چون طلوع سرخ عشق پشت شاخه کبود انتظار ای بهار ای همیشه خاطرات عزیز! عاقبت کجا؟ کدام دل؟ کدام دست؟ آشتی دهد من و ترا؟ تو به هر کرانه گرم رستخیز من خزان جاودانه پشت میز یک جهان ترانه ام ش ته در گلو شعر بی جوانه ام نشسته روبرو پشت این دریچه های بسته می زنم هوار ای بهار ای بهار ای بهار .................. محمدعلی بهمنی: بهار بهار صدا همون صدا بود صدای شاخه ها و ریشه ها بود بهار بهار چه اسم آشنایی؟ صدات می اد... اما خودت کجایی وا پنجره ها رو یا نه؟ تازه کنیم خاطره ها رو یا نه؟ بهار اومد لباس نو تنم کرد تازه تر از فصل شکفتنم کرد بهار اومد با یه بغل جوونه عید آورد از تو کوچه تو خونه حیاط ما یه غربیل باغچه ما یه گلدون خونه ما همیشه منتظر یه مهمون بهار اومد لباس نو ... ادامه ...

فرآیند نمایش اطلاعات مرتبط با عنوان آ ین روز بهار به وسیله ربات های خبری از بین منابع فارسی دریافت میگردد و نمایش داده میشوند.