اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است

عبارت اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است از بین صدها هزار مطلب، خبر و مقاله فارسی جستجو شده است و نتیجه آن نمایش داده شده است و مسئولیت آن بر عهده منبع اصلی مطلب اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است میباشد.



و من که دلبسته ی چیزهایی هستم که نیستند

بسم الله الرحمن الرحیم "...اما هیچگاه به این نتیجه نرسیدم که امروز روز خوبی برای آغاز به نوشتن است. حالا هم به این نتیجه نرسیده ام. نمی دانم! شاید صرفا به این نتیجه رسیده ام که هیچ روزی، روز خوبی برای آغاز به نوشتن نیست. فکر می کنم همین است آنچه مرا به نوشتن وا می دارد." اینکه چرا تصمیم به نوشتن در این وبلاگ گرفته ام برای خودم هم روشن نیست. شاید برای جا نماندن از قافله ی "نویسنده ها"، شاید برای فرار از نگفتن و نشنیدن، یا شاید تلاشی بیهوده برای گفتن حرف هایی که شنیده نخواهند شد. به هر روی قرار است عج ا اینجا چیزکی بنویسم؛ از روزگار گذشته و پیش رو، از آنچه می بینم، می شنوم و شاید فکر می کنم. پی نوشت: آنچه مسلم است این است که بخشی از این وبلاگ را به سرگذشت فکری خودم خواهم پرداخت. یا به عبارتی پاسخ به این پرسش که "چه شد که این طور فکر می کنم؟" ... ادامه ...

میزبانی وبلاگ

یک روز مردم آمدند گفتند این آدم فروش است و با نوشتن اینجا داری از یک مجموعه آدم فروش حمایت می کنی و قالبش هم که زشت است و بنده از اینجا رفتم وردپرس. در وردپرس که احتمالا (به قول دوستان)آدم فروش نیست یا امثال من برایش یدنی فروختنی محسوب نمی شویم نوشتن سخت ترین کار است. گردن ی که روی وردپرس گذاشته اند از مال و باقی کلفت تر است. خلاصه من قصد دارم برگردم اینجا چون به نظرم قرار نیست به خاطر نق و نوقهای هپروتی شخصی ام فروخته شوم و مهم تراز این، علاقه دارم در جمع حضور داشته باشم. جمع خصوصی پشت برای من کافی و راحت نیست. ... ادامه ...

شروعی دوباره

یاحق... باید بگویم و بنویسم که در مدت این یک یا دو سال واقعا دلم برای اینجا ، این خانه ی دنج تنگ شده بود ، و دلم برای نوشتن ؛ نوشتن دل نوشت هایی از جنس دو نفره ، از جنس زندگی ای جدید ، نو ، تازه و مهم تر از همه جهادگونه تنگ شده بود. دلم برای یک صفحه - حتا یک خط نوشتن لک زده. ... ادامه ...

سلام خونه، من برگشتم...

تجربه نوشتن خیلی خوبه، این که تو جاهای مختلف سعی کنی بنویسی تجربه خوبیه اما راستش هیچ جا وبلاگ نمیشه! هیچ وقت دلم نیومد وب هامو پاک کنم اما وقتی کل مطالب و آرشیومو حذف کرد انگار دیگه دلم نخواست اینجا بمونم انگار فرار از اینجا انگار یه بغض داشتم که دلم نمیخواست ش تنش رو ببینه! اما راستش اون روزایی که اینجا روزانه نویسی می رو خیلی بیشتر از الان دوست داشتم. تو کانال نوشتن هم خوبه ها تو همون آدمی و همون نوشته ها فقط جای وب داری تو کانال مینویسی اما اینجا برام حکم خونه رو داره حس آرامشی که اینجا دارم برام خیلی با جاهای دیگه فرق داره! از این به بعد جدا از کانال اینجا هم روزانه نویسیامو مینویسم :) ... ادامه ...

مراحل چگونه نوشتن

وقتی کودک شالوده گوش دادن و صحبت را فرا گرفت، فراگیری خواندن و نوشتن را آغاز می کند. در طول تاریخ، آموزش نوشتن به اندازه آموزش خواندن مورد توجه بوده است. برای این که آموزش نوشتن از کارآیی لازم برخوردار باشد، لازم است از نحوه فراگیری نوشتن ک ن و سطوحی که در این فراگیری طی می کنند، آگاه باشیم. آگاهی از نقاط عطفی که ک ن در فراگیری نوشتن طی می کنند، به ما کمک می کند برنامه ریزی و تعامل با آن ها را متناسب با رشد و توانایی های آن ها پی ریزی کنیم. لازم به تذکر است که این نقاط عطف، حول و حوش یک سن ( البته به میزان متفاوت) درک ن رخ می دهد. ... ادامه ...

هوای نوشتن بارانی است

بارها خواستم بنویسم اما انگار حال وبلاگ نویسی اب است. نه رهگذری نه شوری! بیان هم حس و حال اینجا را ندارد چند صباحی آنجا اما نوشتن تعطیل شده است الان فوروارد های عموما بیخودکی در شبکه های اجتماعی اص دارد! بی زحمت تحقیق تفکر نوشتن خواندن !!! ... ادامه ...

نوشتن

مهمترین چیزی که در این چند ماه اینجا بودن تمرین نوشتن ست. بعد هفت ماه هر روز پای مقاله بودن و ایمیل انگلیسی زدن دیروز رفتم و امتحان آزمایشی gre دادم. در کمال ناباوری analytical writing شدم یک و نیم از شش! بسیار احساس میکنم نیاز دارم به آموزش نوشتن، نوشته هام مبهم اند و کلی و ساختار درستی ندارند. نوشتن یعنی آموزش فکر . در کل اینجا دارم میبینم که باید organizes تر و حرفه ای تر فکر و زندگی رو بیاموزم بر شماست خوندن کتاب در مورد ساختار نوشتار و تفکر ... ادامه ...

اغاز معمولا زیباست

نیمه شب تابستونی ، لم دادم رو تختم ، پنجره باز و نسیم خنک میره و میاد و من کیف میکنم که چقدر شبهای اینجا دلچسب و خوبن . این صفحه رو خواستم داشته باشم برای روزهایی که حس می کنم دنیا داره رو دلم سنگینی میکنه و باید یکم توقف کنم ، برای نوشتن حس های خوب کوچیک که زندگی به بهونه ی همینا قشنگ تر میشه ، برای نوشتن ترس هام ، امید و برنامه و آرزوهام ، و شاید یه یادگاری برای سالهای دور . خیلی دیر بزرگ شدم و چقدر این دیر بزرگ شدن میتونه گرون تموم بشه ! ولی به هر حال این أوا خیلی دنیا برام تغییر کرده ، ادما ، خودم ، نگرشم همه تغییر و هر روز این تغییرات بیشتر میشن . نمیتونم بگم در جهت مثبت یا منفی ، چون هنوز برای قضاوت زوده ولی احساسی که دارم یه حس مخلوط هس با ته مایه خشم نسبت به خودم ولی همراه با سعی برای بخشیدن و دوست داشتن خودم ، همراه با کار رو ابعادی از وجودم که نیاز به احیا و تقویت دارن . یه حس استقلآل از نوع کمتر وابسته بودن به دیگران ، یه حس قدردانی از خدا به خاطر بعضی اتفاقای اخیر و ! خوب فعلا کأفیه . فکر میکنم اینجا میتونه جای خوبی باشه . فعلا شب بخیر ... ادامه ...

شروع دوباره...

سلام یه سلام دوباره به این دنیای قدیمی البته برای من قدیمی بعد از چند سال دوباره میخوام بنویسم به خاطر دوستایی که اگرچه فقط اینجا بودن اما از خیلی نزدیک ترا بهم نزدیک تر بودن اینجا قراره روزمرگی هام نوشته شه به امید روزای خوب و نوشتن خاطرات خوب ... ... ادامه ...

هوالحبیب

اینجا برای من .... گاهی هوس نوشتن تو یه جای دیگه به سرم می زنه امتحان هم ولی اینجا یه جور یادگاریه تعلق خاطر ، انتظار، پناهگاه، دلتنگی ، حرف زدن با خودم یا هر چی نمی دونم اما هنوز اینجا رو دوست دارم دلم هم می خواد و اتفاقن کلی حرف هم دارم ولی لکنت نوشتن گرفتم هر چند که هم اذیت کرد پ.ن 1: به امید خدا امسال یه سال م ه پ.ن2: هو القادر ... ادامه ...

در باب نوشتن

شبیه زمانی که سیگار می کشی که سیگار کشیده باشی، نوشتن هم گاهی خود دلیلِ خویش است؛ مغزت شروع می کند به پردازش های تکرار شونده که تا مسکّنِ نوشتن نباشد، آرام نمی گیرد. با این همه، رانه ی اصلیِ نوشتن، فقدان است؛ نوشتن یکی از اَشکالِ والای بروز فقدان است. وقتی می نویسیم، گویی دستی از درون ذهن مان بیرون می آید تا سرمان را در بر گیرد. علاوه بر این، نوشتن شکل هوشمندانه ای از بروز فقدان است، زیرا با نوشتن هم نیاز ابراز شده و هم شرمِ ناشی از نادیده انگاشته شدنِ نیاز از جانبِ «دیگری» به کلّی از بین می رود. برای آن دسته از افراد که توانایی نوشتن، آن گونه که بتواند تکافوی نیازِ پیش آمده را کند، را دارند، نوشتن علاوه بر یک امکان، می تواند یک ضرورت باشد. ضرورتی از جنسِ درمانِ روحِ ناآرام. یکشنبه، دهم مرداد نود و پنج ... ادامه ...

مجال نوشتن

امروز هم روزی از روزهای خداست و من آرامتر از دیروز و سرمست از تو می نویسم باز هم مثل همیشه برای نوشتن تو را بهانه میکنم چه لذت بخش است از تو نوشتن و چه زیباست برای تو نوشتن لحظه های بی تو بودن را با خیال تو سر می کنم و معتقدم دوری مانع از رسیدن نیست من هر شب به تو میرسم، هر ساعت، هر دقیقه، هرثانیه... وهر لحظه ای که به تو می شم تو را در کنار خویش و در وجودم احساس می کنم این برای من خود رسیدن است... این فاصله ها فقط بهانه ای است برای نوشتن نانوشته هایی که مجالی می خواهند برای نوشته شدن ... ادامه ...

دور موندم

خیلی وقته که از نوشتن دور موندم. از همون وقتی که اب شد. به قول یکی از دوستام منم شدم جنگ زده . باید شروع کنم به نوشتن، نوشتن حالم رو خوب میکنه. ... ادامه ...

دوره نگارش writing

در کلاس های writing بر اساس سطح زبان اموزان به تمرین و بررسی جمله، یک پاراگراف تا چند پاراگراف و نهایتا به نوشتن یک مقاله بر اساس استاندارد های جهانی میپردازیم و نکات و مورد نیاز جهت نوشتن یک مقاله استاندارد آموزش داده میشود. در سطوح بالا تر writing research paper و هر آنچه که جهت نوشتن یک مقاله علمی مورد نیاز است بررسی و آموزش داده خواهد شد. ویژگی های دوره: نحوه صحیح نوشتن جملات نحوه صحیح نوشتن یک پارارگراف نحوه نوشتن 4 to 5 parag h essay آموزش structure مختص writing آموزش اصولی و دقیق punctuation نحوه صحیح نوشتن introduction نحوه صحیح نوشتن conclusion نحوه صحیح نوشتن body بررسی و نحوه صحیح نوشتن thesis statement بررسی و آموزش نحوه نوشتن topic sentence بررسی و تمرین روی مقالات معتبر جهان نحوه صحیح نوشتن مقالات mla نحوه صحیح reference دهی موارد بالا تنها بخشی از ویژگی های منحصر به فرد دوره های writingمیباشد. ... ادامه ...

نوشتن ...

نوشتن برایم سخت شده... آنقدر سخت که وقتی میخواهم شروع به نوشتن کنم همه ی دغدغه ها و موضاعاتی که صف بسته بودند تا بنویسمشان فراموشم میشوند. همه چیز... جزئی و کلی...و تا قلم را سر جایش میگذارم انگار همه ی همان موضوعات دو باره به صف میشوند منتظرِ نوشتن... نمیدانم این روز ها چرا دست و دلم به نوشتن نمیرود.انگار میخواهم همه چیز را بگویم ، انگار بیشتر هم صحبت میطلبم، انگار میخواهم همه را شفاهاً تعریف کنم و همفکری بطلبم... انگار کلمه ها در ذهنم رژه می روند و اصرار دارند که بگویمشان تا اینکه بنویسم. نوشتن کلمات برایم سخت شده همان کلماتی که با نوشتنشان همه چیز برایم آسان می شد، همان کلماتی که احساسم را در آنها می ریختم و تهی میشدم از هر حسی، همان کلمات. نوشتن برایم سخت شده ، همان نوشتن هایی که راه حل میشد برای مسئله های زندگی ام، همان ها که شادی هایم را برای همیشه ثبت میکرد، همان نوشتن ها. این روز ها اصلا دست و دلم به نوشتن نمیرود... ... ادامه ...

لذت شبانه

نوشتن ثبت لحظاتی ست برای خودم تا تغییر دهم زمان را، تا بودنم را به یادم آورد، تا دوره کنم عشق را اما هر چه هست از جنس فاصله است، که انرژی نوشتن می شود، لذت نوشتن در هجا به هجای کلمه فاصله نهفته است. مرد سنگ صبور است، بی وقفه، اما نوشتن وقفه ایست برای خودم توقف زمان است نه تغییر زمان است، نوع و جنس تغییر منه و این تفاوت انسانهاست که چگونه رقم می زنند زندگی شان را چقدر آرام و رهایم من و بی هیچ تکلفی می نویسم، شاید فقط دقت می کنم صحیح بنویسم یا صحیح هم نه صریح ، صحیح نوشتن به چه کار من می آید، حالب تر اینحاست که وقتی صریح می نویسی مگر می شود صحیح ننویسی! ... ادامه ...

هیچ جایی بهتر از اینجا پیدا ن واسه نوشتن شایدم فقط واسه نوشتن البته شایدم واسه خونده شدن یه جمله که فقط اینو مبدونم که احتمال بیشتر صفره یه جمله خیلی ساده که شاید ففط اینجا بمونه و بپوسه مهم نیست مهم اینه که فقط گفته میشه اونم از زبون من ت مبارک :-* ... ادامه ...

فرشته...

سلام... یک سال و دوماه از آ ین مطلب میگذره. دلم تنگ شده واسه نوشتن اینجا. واسه جایی که راحت و بی دغدغه حرفامو مینوشتم. وقتی دیدم تو لیست به روز شده ها هنوز کلی از دوستان مینویسن بهشون غبطه خوردم. دمتون گرم. از امروز میخوام تمرین نوشتن کنم اینجا... اینجا خونه ی خودمه. دنج و دوست داشتنی..پاهامو دراز میکنم و درحال خوردن نارنگی ، فرشته ی درونمو میبینم که روی اون تاب اون بالا نشسته...در رویای یک زندگی واقعی... ... ادامه ...

چرا برای نوشتن منتظر ی میمانید

یاحق بعد چند سال سری به وبلاگ زدم تا ببینم چه خبر ! یکی از دوستان ناشناس نوشته بودند چرا برا نوشتن منتظر ی هستید شاید شما راست میگید و من همین شخص رو بهونه که از دنیای نوشتن دور باشم نمیدونم شاید برگردم و دوباره شروع کنم اما همین یه نظر کوچیک هم میتونه من رو دوباره به چالش بکشونه تا شروع کنم راستش دل خودمم برای نوشتن تنگ شده ممنون از دوست عزیزی که اون نظر رو برام فرستاده بود . ... ادامه ...

تکلیف ۱۸ مهر ماه

نوشتن صفحه ی ۲۸،۲۹ دفتر سرمشق خلاق نوشتن کتاب بابا آب داد نگاره ی (۱،۲) خواندن نگاره از اتا۶ بخش کلمات وصداکشی یک بخشی ها روزهای یک شنبه ساعت ۱۱ونیم تا ۱۲ ونیم برای وضعیت دانش آموز می توانید مراجعه کنید البته ۱۱تا ۱۱ ونیم تلفنی پاسخ گوی شما هستم چهار تا از مادرانی که شاغل بودند شنبه ها ساعت ۱۲ تا ۱۲ وربع می توانند تماس بگیرند نکته (موقع نوشتن به طرز مداد گرفتن ودرست نوشتن سرمشق توجه داشته باشید زیرا بعضی از دانش آموزان طرز نوشتن شان اشتباه است ) ... ادامه ...

تکلیف۱۴ مهر ماه

نوشتن صفحه ی ۲۴،۲۵ دفتر سر مشق خلاق(طرز نوشتن مانند نمونه باشد ) نوشتن صفحه ی ۱۵،۱۶ کتاب کار ریاضی نقاشی صدای اول (گ)وصدای آ (ف)۵تااز هر کدام کشیدن یا نوشتن کلمات یک بخشی در فتر خلاق وصداکشی آن ( باتعداد دایره مشخص کند) خواندن کتاب فارسی از نگاره ی یک تا۵ دوره شود چون صداکشی نیاز به تمرین زیاد دارد این سه روز فرصت خوبی برای این کار است حتما تمرین کنند تا در ماه های بعد بامشکل مواجه نشوند ازهمکاری شما سپاس گزارم ... ادامه ...

نوشته جدید روز اول بستری

نمیدانم چی بگم هر جی به زبان امد مینویسم . بلکه حال ابم را ارام کند چرا تصمیم به نوشتم برای ی که نوشتن از یادش رفته است یا اصلا شاید بلد به نوشتن نبوده بیخیال یادم نمی اید. از الان بگم ممکن است بسیار غلط املایی داشته باشم و عیبی ندارد همیه چیز برای حال مریض موجه است. تلقین نباشد وقتی در خال نوشتن بودم یک نفس عمیق کشیدم حسم کمی تغییر کرده . شاید از معجزه نوشتن باشد . پس ادامه میدهم. آنقدر مینویسم که برای خودم طبیبی شوم ... ادامه ...

آنچه امروز در مدرسه گذشت۱۸ آبان

سلام خواندن آیه الکرسی دادن صبحانه عدسی نوشتن کتاب مهارت ها پرسیدن درس فارسی نوشتن کلماتی که بلد شده باشند در دفتر کار تدریس تم ۷ ریاضی نوشتن مفهوم ۲ با شکل،چینه،چوب خط،انگشت ونوشتن نماد ۲ کتابخانه گذاشتن درس علوم سالم وشاداب باش ... ادامه ...

اقدام پژوهی : ایحاد علاقه و انگیزه به درس انشا و نگارش فارسی سال 1391

روزگاری را به یاد آورید که انسان های اوّلیّه ، برای فهماندن مطالب خود به دیگران ، از حرکات دست و سر و اندام و یا صدا ها و علامت های محدود و مبهم استفاده می د . برای آنان بسیار دشوار بود که هر چه را در دل داشتند ، بیان کنند . مدّت ها طول کشید تا بشر ، برای رسانیدن پیام خویش به دیگران ، علامت های خاصّی را اختراع کند . در حقیقت، هنگامی که از نوشتن ، سخن به میان می آید ، باید دو جنبه ی کاملا ً متفاوت را در آن ، مورد توجّه قرار دهیم : یک نوع نوشتن، جنبه ی هنری دارد که این نوع ــ هر چند به لطف زندگی می افزاید ــ از لوازم زیستن نیست . نوعی دیگر از نوشتن، از لوازم زندگی امروزی است و تقریباً ی نیست که در دوره ای از حیات خود از آن بی نیاز باشد. از یک دعوتنامه ی ساده ی مکتوب یا رسیدِ مدارک تحصیلی گرفته تا نامه های دوستانه و اداری، همه ، نوعی نگارش است . ... ادامه ...

1.سلام

یه زمانی اینجا چقد خوب بود .... دنیامون اینجا بود .... همه اش میومدیم وبلاگ رو چک می کردیم ... هم شاد می شدیم هم غمگین .... چقد نوشتن خوبه .... آدم باید حسش رو بنویسه ..... من که اهل مداد دست گرفتن و توی دفتر نوشتن نیستم ... تایپ رو بیشتر دوس دارم .... آدم می تونه همه حسش رو روی این دکمه ها خالی کنه .... آخی توت من دلم برات تنگ شده بود .... نه ایسنتا به درد می خورده نه بقیه صفحات مجازی دیگه .... یه جوری پر از اغراقن ... آدم نمی تونه بنویسه .... فقط تصویری ..... ع دل منو راضی نمی کنه .... سلام ... ادامه ...

1. سلام

یه زمانی اینجا چقد خوب بود .... دنیامون اینجا بود .... همه اش میومدیم وبلاگ رو چک می کردیم ... هم شاد می شدیم هم غمگین .... چقد نوشتن خوبه .... آدم باید حسش رو بنویسه ..... من که اهل مداد دست گرفتن و توی دفتر نوشتن نیستم ... تایپ رو بیشتر دوس دارم .... آدم می تونه همه حسش رو روی این دکمه ها خالی کنه .... آخی توت من دلم برات تنگ شده بود .... نه ایسنتا به درد می خورده نه بقیه صفحات مجازی دیگه .... یه جوری پر از اغراقن ... آدم نمی تونه بنویسه .... فقط تصویری ..... ع دل منو راضی نمی کنه .... سلام ... ادامه ...

درد موندگارم ...

مس ه ست ... هی می آیم اینجا بنویسم و جای نوشتن محسن جاوشی شروع می کند به خواندن و من لال ... فکر کن ! من محشن چاوشی گوش بدهم ! هاه !! اما این روزها اینجا نوشتن نمی توانم .. چرا ؟ نمی دانم ... شاید هم می دانم ... شاید چون می دانم هنوز می خوانی ام ... و نه دلم می خواهد بدانی چه جور دارم روزگار می گذرانم نه دلم می خواهد حس هام را بخوانی ... و خب ... همین است که باید بی اسم و رسم اینجا نوشتن را ادامه می دادم که توی همچین روزهایی با این حجم حس و اتفاق و درد و خنده و خوشحالی و غم، مجبور نباشم لال بمانم و محسن چاوشی بخواند « گفته بودم بی تو می میرم ولی این بار نه ... گفته بودی عاشقم هستی اما انگار نه ... » ... پوووف ... ... ادامه ...

دلنوشتی برای شروع دوباره نوشتن

شاید زندگی ده سال قبل من در نوشتن خلاصه بشود ،بیشترین کاری که در طول این ده سال انجام دادم نوشتن بود . اگر درسی را در می افتادم مینوشتم ،اگر از ی عصبانی میشدم می نوشتم ،اگر ی من را ترک می کرد می نوشتم، خلاصه نوشتن رفیق همه وضعیت های من بود . مدت زیادی است که ننوشتم ولی در این روزهای ت و بی ابهام زندگی می خواهم دوباره بنویسم ، و هر چه از منظومه شمسی ذهن من می گذرد را با فونت تهاما بر روی صفحه لپ تاپم چاپ کنم . فکر میکنم دو سه روزی یکبار این وبلاگ را اپدیت کنم شاید هم بیشتر ......... ... ادامه ...

کافه نبشت 1 آذر

می گویند برای نوشتن و هنر باید در وسط قرار بگیری، وسط به معنای وسط ، حد تعادلی از بدی و خوبی. چرا که اگر در موقعیت بد قرار داشته باشی آنقدر بدی ها دور برت رو احاطه می کنند که دیگر فرصتی برای نوشتن نداری و برع اگر هم همه چیز خوب باشد آنقدر غرق خوشگذرانی و اتلاف وقت می شوی که نوشتن را فراموش می کنی، حد وسط نگه داشتن خود سختترین کار است مادامیکه تو برای پیشرفت و صعود تلاش می کنی تمام اطرافیان و دوستان و دشمنان به زوال تو کمک می کنند و باز هم برع ش هست... حالا می فهمم که نویسندگان چرا بعد از نوشتن رمانی موفق حداقل تا چندسال کاری نمی کنند یا دیگر هنرمندان. اینجا کافه رفاه است آبستن اتفاقاتی که شاید بزودی به سرانجام برسد... ... ادامه ...

تأثیر آموزش آگاهی واج شناسی بر کاهش خطاهای املایی دانش آموزان دارای اختلال نوشتن

مهارت های بسیاری از جمله آگاهی واجی ارتباط دارد . به طور مثال، ک نی که در آگاهی واجی مشکل دارند، ممکن است در ارتباط بین واج- نویسه که برای نوشتن املا ضرورت دارد، نیز دچار مشکل شوند . در مطالعات بسیاری به نقش فرآیندهای آگاهی واجشناسی در نوشتن . آگاهی واج شناسی نوعی توانایی ، اشاره شده است فراشناختی در استفاده از نظام واجی است که مست م تفکر آگاهانه است ... ادامه ...

فرآیند نمایش اطلاعات مرتبط با عنوان اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است به وسیله ربات های خبری از بین منابع فارسی دریافت میگردد و نمایش داده میشوند.