بلبل

عبارت بلبل از بین صدها هزار مطلب، خبر و مقاله فارسی جستجو شده است و نتیجه آن نمایش داده شده است و مسئولیت آن بر عهده منبع اصلی مطلب بلبل میباشد.



شب شعر...

»شب شعر« امشب شب شعر است میان گل و بلبل شی هجر است میان گل و بلبل «بلبل به غزل خوانی»و مریم به ترانه یک چشمه ی بکر است میان گل و بلبل تکثیر شده دشتی بلبل به گلستان این محفل ذکر است میان گل و بلبل مریم که سحر دیده و بغضش تَرَکیده چون شیشه ی عطر است میان گل و بلبل بعد از گذر یک رمضان روزه ی دوری امشب فطر است میان گل و بلبل شعر از #سعید_وحیدی ... ادامه ...

شب شعر با طعم گیلاس/1

گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست/گفت ما را جلوه معشوق در این کار داشت در این بیت حافظ از بلبل میپرسه که چرا داری داد و فریاد میکنی؟!بلبل همچنان که مشغول آخ و اوخ بود میگه:چون جلوه و صورت یار را دیده ام!!حافظ میگه:خب این که خوبه!بلبل جواب میده که:آخه چهره واقعیش رو دیدم!!حافظ باز میپرسه :مگه چهره غیرواقعی هم داشت؟!بلبل هم جواب میده که:توی اینستاگرام اصلا این شکلی نبود آخه!بلبل سپس به آخ و اوخ ادامه میده!! یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض/پادشاهی کامران بود از گدائی عار داشت بلبل که همچنان از دیدن چهره واقعی یار,رضایت خاطر نداشت سعی داشت یه جوری طرف رو بپیچونه که انگار خود طرف پیچونده!!پدرسوخته برمیگرده میگه:اگر با ما ننشستی هم اعتراضی نیست,من لیاقت تورو ندارم! در نمیگیرد نیاز و ناز ما با حسن دوست/ م آن کز نازنینان بخت برخوردار داشت بلبل اینجا همچنان سعی در پیچوندن یار داره!!لامصب دست بردار هم نیست!! گر مرید راه عشقی فکر بدنامی نکن/شیخ صنعان قه رهن خانه خمار داشت بلبل که از پیچوندن یار ناامید شده و میبینه که هیچ جوری نمیشه کاری کرد که طرف خودش پشیمون بشه,برمیگرده میگه:اگه یکی دیگه رو دوست د ... ادامه ...

صباحالخیر زد بلبل زماه روشن رویت

صباح الخیر زد بلبل زماه روشن رویت..................من وبلبل شدیم هردو غزلخوان سر کویت دوزلف بور و خوشبویت دل ودینم به یغما برد........همه ملک سلیمان شد اج جعد گیسویت زروزی که تو رفتی ندارم خواب راحت من............. دل و دیده پر خونم فدای موی خوش بویت برای دیدنت ایگل سر راهت نشستم من................. نگاه براه تو ندیدم قد دلجویت چراازرده میسازی دل عاشق زارخود.....................کجا بش ت عزیز من دل نازک خوش خویت بیا با من مدارا کن شدم عاشق دلخونت.................بیا در کوی من ایگل شده بلبل سخن گویت مگر عاشق چه میخو اهد از ان چشمان ناز تو..............اشاره کن به من جانا با ان کمان ابرویت بده یک بوسه ای ایگل بدون شرم زلبهایت.....که صالح شد هلاک ای جان زان خال لب ورویت شاعر صالح سید یوسفی ب ... ادامه ...

گلچین ات زیبا 12 گل و بلبل

سحر گاه است و باور کن بی اندازه آشوبی بیا با شعر آرامت کنم شاعر هنر دارد " مریم عظیمی " ز عشق بازی پروانه شد مرا روشن که غیر سوخت ندارد سوختگان " مشتاق اصفهانی " طمع دارم که آن مه چهره بر چیند نقابش را کرا طاقت بُوَد دیدن رخ چون آفتابش را " صائب " بویِ گُل خود به چمن راهنما شد زنخست ورنه بلبل چه خبر داشت که گ ار کجاست " صافی اصفهانی " من ندارم طالع از معشوق ورنه بارها گل به مستی تکیه بر زانوی بلبل کرده است " صائب " بلبی که را که به دیدارز گل قانع شد در اگر بسته شود رخنه ی دیواری هست " صائب " آن دل که پریشان شود از ناله ی بلبل بر دامنش آویز کهبا وی خبری هست " عرفی " بلبل آن بهتر که خاموشی گزیند همچو من از جفای باغبانش ره چو در گ ار نیست " روشن " در چمن جوری که از باد خزان بر گل گذشت انتقام آن ستم باشد که بر بلبل گذشت " مشتاق اصفهانی " بلبی گفت به گل وصل تو خواهم , گفتا ناامید از درِمن چون تو هزار آمد و رفت " سالار ناصرالدین " ای گل مکن چنین آشفته خاطرِ بلبل کآ شوی آزرده از باد صبایت " حافظ" سحر بلبل حکایت با صبا کرد که عشق روی گل با ما چه ها کرد " حافظ " گفتم به بلبلی که علاج فراق چیست از شاخ گل بخاک فتاد و طپید و مُرد " شی ... ادامه ...

صدای خوش

گاهی ظالمی میبینی که تو دنیا هیچی کم نداره. در عد خدا هم که شکی نیست پس چرا اینجوریه؟؟ این سوالی بود که من از دوستم پرسیدم اونم خندید و با همون لحن عامیانه خودش گفت:خو ه خدا صداتو دوست داره دیگه میخواد صداتو بشنوه ولی صدای اون ظالمارو دوست نداره اگه میخوای صدای زوزه سگ نشنوی جلوش استخون بنداز ولی تا حالا شده موقع اواز بلبل همون موقع بهش غذا بدی نه میزاری بخوانه بعد با غذا تشویقش میکنی خدا هم منو تو بلبل خودش میدونه میخواد اول خدا خدا مو بشنوه صدای بندگی که صدای زیبای است رو بشنوه بعد تشویق میکنه نترس صبور باش. از اون موقع به بعد دیگه هی شاکی نیستم چون میخوام بلبل خوش اهنگ خدا باشم نه زوزه سگ ... ادامه ...

بلبل nightingale

بلبل nightingale نام علمی بل بل چیست؟ نام علمی بلبل ها luscinia megarhychos می باشد. خانواده بلبل چه نام دارد؟ بلبل ها از خانواده توکاها می باشند. شکل ظاهری بلبل چگونه است؟ اندازه بلبل ها حداکثر 16 سانتیمتر است. خوراک بلبل چیست؟ خوراک بلبل ها ، ه ها و دانه ها می باشد. تولید مثل بلبل چگونه است؟ بلبل ها هر بار 2 تا 6 تخم در فصل بهار می گذارند. زیستگاه بلبل کجاها است؟ زیستگاه بلبل ها جنگل های برگ ریز، بیشه های نمناک و پرچین های انبوه می باشد. پراکندگی بلبل کجاها است؟ پراکندگی بلبل جنوب غربی آسیا و اروپا می باشد. در ایران، فصل های تابستان در شمال، شمال شرقی و نیز آذربایجان ایران فراوان می باشند و به سمت جنوب تا فارس دیده می شوند. ... ادامه ...

ای قوم تنها این کودک برایم مانده...

شش ماهه را به سمت کوفیان گرفت داشت می گفت ای قوم تنها این کودک برایم مانده... که لحنش عوض شد و گفت این را هم گرفتید میان تشت زر، خونین گَلی بود کنارش داغ دیده بلبلی بود چه بلبل، بلبل شیرین زبانی نه او را لانه ای ، نه آشیانی ز سنگ کین پر و بالش ش ته غبار غم به رخسارش نشسته ... ادامه ...

شرح غزل شماره 9

بسم الله الرحمن الرحیم رونق عهد شباب است دگر بستان را می رسد مژده گل بلبل خوش الحان را عهد شباب یعنی زمان جوانی وهنگامه جوانی بستان همان بهار است ورونق که بمعنی رواج در مورد بهار یعنی جلوه وطراوت آن بهار نیز در فرهنگ عارفان مقام وجد و حال وذوق وشوق سالکان است گویا خواجه در شرائطی که گرفتار قبض وخمود شده بوده است وطلیعه وج ازآن وپیدایش حال بسط رادرخود احساس مینموده است که از آن به رونق عهد شباب تعبیر نموده است این غزل را سروده است لذا خود را که چون بلبل عاشق است وطبع روانش اورا خوش الحان نموده مژده گل که نماد محبوب ومعشوق میباشد میدهد ادامه شرح در ادامه مطلب ... ادامه ...

ج

رهایم کن ، رها از درد دوری ندارم صبر، آ کن صبوری ترا من گل فرستم ، گل کجایی چرا دور از نگاهم گل ،چرایی تو و شوق عروس حجله بخت من وتابوت و عزرائیل سرسخت من و بلبل ، من و رشک ج تو و خیل تماشای ی .......... ... ادامه ...

شعر زیبا در مورد سید علی

هم منتظر و طالب مهــدی هستی هم یاور و هم نائب مهدی هستی عمری اگــــر از تــو دم زدیم آقاجان چون راه رسیدن به مهدی هستی ******* عاقبت بــــا لطــف حق دوران مهدی می رسد بلبل خوش نغمه از بستـــان مهدی می رسد می دهد این دل گواهی پیـــر ما سیـــدعلــی پرچم از دست تو بر دستـــان مهدی می رسد ... ادامه ...

نصیحت خواجه حافظ

ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل هات الصبوح هبوا یا ایها السکارا ای صاحب کرامت شکرانه سلامت روزی تفقدی کن درویش بی نوا را آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا ... ادامه ...

نفس گیری:)

۶ و ۱۰ شهریور! مث دو بار نفس گرفتن واس ی ک مجبوره طولانی مدت زیر آب بمونه بود!! بعد اون همه دلتنگی بالا ه هم دیگ رو دیدیم بالا و پایین ی خیابون و ۳-۴ تا بانک صادرات ک نمیزاشتن همو پیدا کنیم بغل ت وسط درختای بلند چارباغ با اون کت و شلوار شیکت... کافه ای ک اگ یکم بیشتر اصفهان میموندی تبدیل ب پاتوق میشد... گیر دادناتو و حرص در آوردناتو قربون صدقه هات... لوس بازیامو بلبل درازی هامو دیوونه بازیام... منو عضله هات ... ادامه ...

داستان ضرب المثل کبوتر با کبوتر _ باز با باز

در روزگاران قدیم ، پرنده فروشی بود که سر راه پرنده های بیچاره دام پهن می کرد تا آنها را شکار کند . او پرنده هایی را که شکار می کرد ، در قفس می انداخت و به مردم می فروخت . دکان پرنده فروش پر بود از گنجشک و قمری و بلبل و قناری و طوطی و کبوتر و سار ... ادامه ...

مادر بزرگ

به صرف چای آمده بود که رعد هوا حیاط خلوت خانه را زیر و رو کرد و مارمولک جبون از کنار میز گریخت حالا نقاره ی باران بود بر شیروانی ودوفنجان چینی که می بینی وکودکی گریان که کوک سازش را حسادت بلبل اب کرد و مادر بزرگ که دندان ش را درون کاسه ی آبی تر و چادر سیاهش را میان صندوق خاطره تاکرد سپس به سمت آینه برگشت و دراز کش پشت زنگار جیوه ها خواب رفت ... ادامه ...

علیرضا نوروزی: شیدای پنهان

این شعر را در بزرگداشت شجریان، ف هنر ایران، و در غم محرومیت مردم سرزمین مان از حضور آوای او در میهنش سروده ام: شیدای پنهان چه خوش میخوانی ای شیدای پنهان به کنجِ شاخسارِ خشکرودی چو بلبل شاخساران را سراسر دری از صوت داوودی گشودی کجا منقار بلبل راه می زد به آن گلشن که گلبانگش تو بودی دلم سودائی بازارِ غم بود دل سودائی ما را ربودی متاع غم سراسر رفت بر باد زبس که نغمه های تَر سرودی به یغما رفت بازار دل و دل از ایرا که نگهبانش تو بودی اناالحق را به حق از گنجِ حلاج ربودی و اناا لعشقش نمودی ز عشقِ مردمان خوش می سرائی اگر نامردمان را خار بودی گَرَت دل خون شد از نیرنگ اغیار بسی زنگار از دلها زدودی ز راه دور می آید صدایت دریغا خانه ات را نیست سودی بیا بس جلوه ها کن چهره پنهان به تاری و به چنگی و به عودی. علیرضا نوروزی ... ادامه ...

لبخندی بزن

باغ و بستان سبز و رنگینست ، لبخندی بزن نسترن خوشحال و خوشبینست ، لبخندی بزن یاسمن خندید و لادن با نگاهی ناز گفت: موقع لبخند نسرینست ، لبخندی بزن کار گل عشوه گری ، ناز و کرشمه ست ولی کار بلبل همه تحسینست ، لبخندی بزن نوش جانت شهد گلها در میان بوستان باده ی خوش طعم و نوشینست ، لبخندی بزن همچنان رسم وفا نیست در شه ی گل مکتب و آئین گل اینست ، لبخندی بزن وقت خوب شادمانی ، شور و شوق و شادی و بوسه از دلدارِ دیرینست ، لبخندی بزن چشمها را باز کن ، این ظهر زیبا را نگر زندگی شیرین شیرینست ، لبخندی بزن مهدی حبیبی ... ادامه ...

دنیا دنیا

دنیا چه قشنگ است اگر جنگ نباشد بی پولی یک مرد بر او ننگ نباشد دنیا چه قشنگ است اگر دست گرفتار در قافیه ی زندگی اش تنگ نباشد دنیا چه قشنگ است اگر در گذر عمر آن که تو دلدا هفرنگ نباشد دنیا چه قشنگ است اگر بلبل مستان از هجر گلش غمزده, دلتنگ نباشد دنیا چه قشنگ است اگر آن دلِ دلبر در پاسخ دلدادگیم سنگ نباشد ... ادامه ...

کدام را باور کنم

نگاهت از نگاهم پنهان میشود زبانت با کلام تلخ همراه میشود از دلت که میگویی گل و بلبل است و عاشقی اما فکرت بس مشغول ب شهرت و سازندگی از روحت برایم بگو کجاست اگر با ما نیست آن کودک درون لجباز، غم کدام دوران را بر دوش دارد دلم میخواهد آنقدر بخندانمت که از اشک خنده فکرت به حال شود خزانمان در پیش است بهارمان را ویران نکن دلم از صدای فریاد آواره این سکوت بی امان نشده دلم از بهر عشق و غریب شده غربتش را بشکن عشق را به خانه بیاور ... ادامه ...

سال نو مبارک!

فصل بهاران شد ببین، بستان پر از حور و پری گویی سلیمان بر سپه عرضه نمود انگشتری رومی رخان ماه وش، زاییده از خاک حبش چون نو مسلمانان خوش، بیرون شده از کافری گ ار بین گ ار بین، در آب نقش یار بین وآن نرگس خمار بین وآن غنچه های احمری گلبرگ ها بر هم دگر افتاده بین چون سیم و زر آویزها و حلقه ها بی دستگاه زرگری در جان بلبل گل نگر وز گل به عقل کل نگر وز رنگ در بی رنگ پر تا بو که آنجا ره بری گل عقل غارت می کند، نسرین اشارت می کند کاینک پس است آن کو می کند صورت گری ای صلح داده جنگ را وی آب داده سنگ را چون این گل بدرنگ را در رنگ ها می آوری گر شاخه ها دارد تری ور سرو دارد سروری ور گل کند صد دلبری جانا تو چیز دیگری چه جای باغ و راغ و گل، چه جای نقل و جام و مل چه جای روح و عقل کل، کز جان جان هم خوش تری ... ادامه ...

زندگی چیست ؟ ( تقدیمی )

تو در کوچه که بستی پس چرا کنجی نشستی تو چرا از پا نشستی زانوی غم به بغل از چه نشستی بنگر بلبل مستان قُمری ِمست غزل خوان آسمان خا تری نیست قهوه ای نیست ، جگری نیست آسمان در آسمان است آسمان رنگین کمان است زندگی کن با شقایق شادی بنما در دقایق تا به کی اشک و غم و آه تا به کی این غم جانکاه بال و پر بگشا و بنگر آسمان و ماه و اختر زندگی زیبا چو ماه است گر تو بنشینی تباه است ... ادامه ...

دلت به وصل گل ای بلبل صبا خوش باد

رواق منظر چشــــــــــــم من آشیانه توست کرم نما و فــــــــرود آ که خانه خانه توست به لطـــف خال و خط از عارفان ربودی دل لطیفه های عجـــــــب زیر دام و دانه توست دلت به وصل گل ای بلبل صبــــــا خوش باد که در چمن همه گلبانگ عاشقـــانه توست علاج ضعف دل ما به لــــــــــب حو کن که این مفرح یاقـــــــــوت در خزانه توست به تن مقصـــــــــرم از ــــــــت ملازمتت ولی خلاصه جان خاک آستـــــــــانه توست من آن نیم که دهم نقد دل به هر شـــــوخی در خزانه به مهـــــــــــر تو و نشانه توست تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار که توسنی چو فلـــــــک رام تازیانه توست چه جای من که بلغزد سپــــــهر شعبده باز از این حیـــــــــل که در انبانه بهانه توست سرود مجلست اکنون فلک به رقـــص آرد که شعر حافظ شیرین سخن تـــرانه توست حافظ ( ره ) ... ادامه ...

کوه پرسید ز رود،...

کوه پرسید ز رود، زیر این سقف کبود، راز ماندن در چیست؟؟!!!! گفت : در رفتن من... کوه پرسید : و من؟؟!!!! گفت: در ماندن تو !!!! بلبلی گفت: و من؟؟!!!! خنده ای کرد و بگفت: در غزل خوانی تو!!!! آه از آن آبادی، ک در آن کوه روَد، رود مرداب شود و در آن بلبل سر گشته سرش را به گریبان ببرد و نخواند دیگر، : بلبل و کوه و رودیم راز ماندن جز در خواندن من، ماندن تو، رفتن یاران سفر کرده یمان نیست، بدان !!!!!! ... ادامه ...

همدردی ها

"علاقه ای به دیدن دیوانگی و گه بودن شما ندارند و فقط به ورژن گل و بلبل و خوشحال و شاد و خندان شما متمایل هستند." چرا برای بعضیا "باید شرایطم رو درک کنی که اعصاب ندارم" میشه برای بعضیا "باز تویی با این اخلاق گندت" ؟ واقعا انصاف نیست ... پاسخ: واقعا... یا مثلا اعصاب دی و ناراحتی بقیه شایان توجه و تحقیق و تفحصه ولی مال ما "اخلاقشه دیگه، کاری نمیشه کرد." ... ادامه ...

یارب به عمر یار من افزای بی دریغ....

از عشق تو اگــــر چه دلـــم تکه تکه است هر تکه ای در عشق تو یک روی سکه است جائی کــــه عشق، ت دل هاست از ازل دار و ندار ِ ت و این حسرت از چه است؟ لیلی ، «انالحق» آمـده حــــــــلاجِْ قیس او دیگر در این معاشقه مجنون کی و که است؟ ای نوبهـار ِ داغ به دل مـــــانده از خزان بلبل هـم از خیال تو بر داغ ِ غنچه است یارب به عمــــر ِ یار ِ من افزای بی دریغ از عمــــر من تتمّه و باقی هر آنچه است حلاج ! زاری تو ز شبلی نه دوستی ست در این عمل به سر ِ دوست بلکه است بذری به جاست از دل آشفــــــته خاطران گوئی دلـــــم شکفته ی این تخم و ترکه است بهرام باعزت ... ادامه ...

هم قدم با یار

صبح پاییز هم قدم با یار میچسبد عجیب بوسه ی ِپیوسته از دلدار میچسبد عجیب هم قدم با شی صدای بلبل آواز خوان دست در گیسویِ سیمِ تار میچسبد عجیب هم صدای خش خش برگ درختان زیر پا بعد از عمری لحظه ی دیدار میچسبد عجیب دوستت دارم بگویی او بگوید عاشق ام گفتن این کلمه با تکرار میچسبد عجیب جان فدای عشق باشدنازنینم عیب نیست درره عشق، صد تنِ تبدار میچسبد عجیب گوشه ی دنج اتاقی چای و قهوه در بغل گفتگو با محرم اسرار میچسبد عجیب عشق درد است این بدان سنگ صبور غصه خوردن دیدن آزارمیچسبد عجیب جواد الماسی ... ادامه ...

در حسرت وصال

تو سیمین تن چرا با ما چنینی مگر نه خاکی و اهل زمینی مرام خاکیان افتادگی باد ز خود بهتر چرا هیچ نبینی همه مشتاق باغ اند و بستان گلی تنها،تو یک گل ز آن بچینی شبی منزل کنیم در چشمهایت شوی مهمان پذیر دل غمینی چو مرغان مست پرواز در بهاران به شوق چه چه بلبل نشینی چو گل شعله مرا در بر بگیری بسوزم تا که خا تر ببینی بهشت و کوثر و حور و ملایک نباشد پیش شعله انگبینی گذارم سر به دامانت سر شب قیامت میرسد زآن حال یقینی شروع تا آ عمر لحظه ای بود خوشا آن عمر که پایانش چنینی میسر نیست وصال یار با ما بخواب مسرور تا خوابش ببینمی ... ادامه ...

رخ از تقدیر پنهان چون توان داشت

عصر به گل های کاغذی زل زده بودم. به خاطر رنگ گلهاش...شاید هم ات زیادترش بلبل ماها رو جمع میکنه. بعد مدتها غوغا بود تو حیاط عصرها پاییزی شده و مرغان هوا زودتر سراغ شام می آیند. اینجا برگی زرد نمی شود عزیز امسال لیموهایم نیمه رسیده زرد شدند و پای درخت ریختند. کوچک و بی آب... خوب طفلی درختم خوب آبیاری نشد. راستش رمق آبیاری نداشتم. همین سبزی درخت های توت هم به زحمت نگه داشتم. وقت زیادی ندارم و کلی کار مانده. باید کمدها رو جادار کنیم. وسایلت روی زمین نماند عزیز! ... ادامه ...

روستا من کجان با صفا

روستا من کجان با صفا نام خوبت با دل و جان اشنا روستا نه،، شهرک زیبای من بهترین ،زیباترین دنیای من با تو من ارامش جان داشتم در کنارت دین و ایمان داشتم اسمانت صاف و بود و پاک خانه ها هرچند از گل بود وخاک خود صفایی داشتند ان خانه ها پر گل و پر بلبل و پروانه ها سادگی ، ازادگی لطف و صفا مردمانی خوب و پاک و با خدا غم نبود غصه در دلها نبود رنگ و نیرنگ و ریا انجا نبود روستای من کجان نازنین خاطراتت گشته با جانم عجین سراینده. خواهرم حاجیه خانم فاطمه توسلی، با تشکر، عبدالحسین توسلی ... ادامه ...

فراق یار

با سلام..غزلی است تقدیم به همسرم ❤️ (فراق یار)❤️ همسرم بی تو دلم خونین است همدمم تا به سحر پروین است وه چه کرد این غم هجران به دلم این فراقت به دلم سنگین است تو بیا طاقت من آ شد خانه با بودن تو گلچین است مرغ عشقم به قفس می نالد بلبل خانه بسی غمگین است گل این باغ بسی پژمرده است نرگس و کوکب من مسکین است عِطر آن زلفِ سیاه تو به دل شادی وعشق وصفا مُشکین است جان پر آذر دور از یارم روز و شب در جهت تحسین است لیلی از درد فراق مجنون چاره اش صبر و بسی تسکین است دل نالان من اندر شب تار ضجّه اش تا به سحر شیرین است آتش عشق بتان سوحت مرا شرح این درد به دل دیرین است احمد این راز ب فاش مکن تا که سنگ سیهت بالین است سروده شد در ساعت 8 بامداد روز دوشنبه مورخ 15/6/1395❤️ ... ادامه ...

حافظ

اینم فال امشب من مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست واله و شیداست دائم همچو بلبل در قفس طوطی طبعم ز عشق شکر و بادام دوست زلف او دام است و خالش دانه آن دام و من بر امید دانه ای افتاده ام در دام دوست سر ز مستی برنگیرد تا به صبح روز هر که چون من در ازل یک جرعه خورد از جام دوست من بگفتم شمّه یی از شرح شوق خود ولی دردسر باشد نمودن بیش از این ابرام دوست گر دهد دستم کشم در دیده همچون توتیا خاک راهی کان مشرّف گردد از اقدام دوست میل من سوی وصال و قصد او سوی فراق ترک کام خود گرفتم تا برآید کام دوست حافظ اندر درد او می سوز و بی درمان بساز زآن که درمانی ندارد درد بی آرام دوست ... ادامه ...

فرآیند نمایش اطلاعات مرتبط با عنوان بلبل به وسیله ربات های خبری از بین منابع فارسی دریافت میگردد و نمایش داده میشوند.