تا بوده هست

عبارت تا بوده هست از بین صدها هزار مطلب، خبر و مقاله فارسی جستجو شده است و نتیجه آن نمایش داده شده است و مسئولیت آن بر عهده منبع اصلی مطلب تا بوده هست میباشد.



آه که من دوش چه سان بوده ام! آه که تو دوش کرا بوده ای!

جان و جهان! دوش کجا بوده ای نی غلطم، در دل ما بوده ای آه که من دوش چه سان بوده ام! آه که تو دوش کرا بوده ای! رشک برم کاش قبا بودمی چونک در آغوش قبا بوده ای زهره ندارم که بگویم ترا « بی من بیچاره چرا بوده ای؟! » آینهٔ رنگ تو ع ِ یست تو ز همه رنگ جدا بوده ای رنگ رخ خوب تو آ گواست در حرمِ لطف خدا بوده ای ... ادامه ...

جان جهان

جان و جهان! دوش کجا بوده ای نی غلطم، در دل ما بوده ای دوش ز هجر تو جفا دیده ام ای که تو سلطان وفا بوده ای آه که من دوش چه سان بوده ام! آه که تو دوش کرا بوده ای! رشک برم کاش قبا بودمی چونک در آغوش قبا بوده ای زهره ندارم که بگویم ترا « بی من بیچاره چرا بوده ای؟! » یار سبک روح! به وقت گریز تیزتر از باد صبا بوده ای بی تو مرا رنج و بلا بند کرد باش که تو بنده بلا بوده ای رنگ رخ خوب تو آ گواست در حرم لطف خدا بوده ای رنگ تو داری، که زرنگ جهان پاکی، و همرنگ بقا بوده ای آینهٔ رنگ تو ع یست تو ز همه رنگ جدا بوده ای مولانا ... ادامه ...

رفع بلا

جان جواد دوش کجا بوده ای؟ شک نکنی، در دل ما بوده ای دوش گرفتی و کمر درد رفت ای که همیشه سرِپا بوده ای موگرینی آمد، به تو اشتون گفت بی من بیچاره چرا بوده ای؟ گفت کَری من که ترا بوده ام آه که تو دوش کِرا بوده ای لیک به انگارۀ دل واپسان در سفر بوده ای کشک برم تا بر دل واپسان چون که تو دل واپس ما بوده ای هوش تو دیدیم گَهِ گفتگو تیزتر از باد صبا بوده ای آن دگران رنج و بلا بوده اند صرف، شما رفع بلا بوده ای خندۀ از قعر دل تو گواست حکم برنده، شما بوده ای رنگ نداری و زِرَنگِ جهان هستی و از روز کذا بوده ای فارغی از زرد و سفید و بنفش تو ز همه رنگ جدا بوده ای تهران 94/11/5 ... ادامه ...

اثر...

جان جهان! دوش کجا بوده ای؟ " نی غلطم در دل ما بوده ای آه که من دوش چه سان بوده ام " آه که تو دوش که را بوده ای! رشک برم کاش قبا بودمی " چون که در آغوش قبا بوده ای زهره ندارم که بگویم ترا " بی من بیچاره کجا بوده ای؟ رنگ رخ خوب تو آ گواست " در حرم لطف خدا بوده ای آینه ای! رنگ تو ع یست " تو ز همه رنگ جدا بوده ای شعر * آهنگ * آواز ... درود بر هنر ایرانی ... ... ادامه ...

وحشی بی اعتبار

یار ما بی رحم یاری بوده است عشق او با صعب کاری بوده است لطف او نسبت به من این یک دو سال گر شماری یک دوباری بوده است تا به غایت ما هنر پنداشتیم عاشقی خود عیب و عاری بوده است لیلی و مجنون به هم می بوده اند پیش ازین خوش روزگاری بوده است می شنیدم من که این وحشی یست او عجب بی اعتباری بوده است ... ادامه ...

تاب و تب

ما با دردان دوچار روز و شـــب بوده ایم کم نشــــــــد درد ما تاب و تب بوده ایم روز خورشید ســـــــوخت و مرا تاب داد در بیابان دشت تشنــــــــه لب بوده ایم راه گم کرده شب بود و قندیل سوخت لب چو بستــه شکایت با قلب بوده ایم زندگی ای تو ما را چنــــــان کشته ای مرده ای هست زنـــــده عجب بوده ایم ای خوشا روزگاری تو فصـــــــــــل بهار همدمی محــــــرمی با شرب بوده ایم درد درمان کو راز همــــــــــــــــــــراز کو راز دل را که داشتیــــــم با رب بوده ایم رند دردان را پیـــــــــــــــــچ و ت مده درد هم آدمـــــــــی هم نسب بوده ایم -رند بلوچ ... ادامه ...

تاب و تب

ما با دردان دوچار روز و شـــب بوده ام کم نشــــــــد درد ما تاب و تب بوده ام روز خورشید ســـــــوخت و مرا تاب داد در بیابان دشت تشنــــــــه لب بوده ام راه گم کرده شب بود و قندیل سوخت لب چو بستــه شکایت با قلب بوده ام زندگی ای تو ما را چنــــــان کشته ای مرده ای هست زنـــــده عجب بوده ام ای خوشا روزگاری تو فصـــــــــــل بهار همدمی محــــــرمی با شرب بوده ام درد درمان کو راز همــــــــــــــــــــراز کو راز دل را که داشتیــــــم با رب بوده ام رند دردان را پیـــــــــــــــــچ و ت مده درد هم آدمـــــــــی هم نسب بوده ام -رند بلوچ ... ادامه ...

مسعود صفری

در این کویر که چشمت همیشه تر بوده است به جز تو کیست که از عشق با خبر بوده است؟ هزار و یک شب زلفت اگرچه بسیار است مرا هزار برابر در آن سحر بوده است نگو که در قفسی و پرنده مردنی است قفس برای تو شاید که بال و پر بوده است تمام زندگی ات غیر عشق سر دردیست اگرچه عشق خودش اصل درد سر بوده است شنیده ام به شمار درخت های جهان نه باغبان، نه کبوتر، ولی تبر بوده است و فکر کن که ی که تمام قلبت بود بفهمی آ عمرت که رهگذر بوده است ... ادامه ...

رنج و جنون

شهرت شهرم اگر از بیستونش بوده است جوهر شعر من از رنج و جنونش بوده است شوکت دریا به موج و ت باد از وزش ؛ در مقابل هیبت کوه از س ش بوده است برج و بارو گرچه در ظاهر شکوه قلعه هاست اتکای قصـر ، اغلب بر ستونش بوده است هر ی بر سیم آخـر می زند فهمیده است شـور ِ تار از پنجه های ذوالفنونش بوده است هیـچ چیز از رمـز و راز آن نفـهمید آ ش هر ی در عشق فکر چند و چونش بوده است چشم من چون کشتی نوح است... در آن پا گذار جای بیرون ، منتها دریا درونش بوده است شاعـــر : اصغر عظیمی مهر ... ادامه ...

همیشه چشم به راه

همیشه چشم به راه بهار بوده دلم همیشه ساده ولی بی قرار بوده دلم چقدر با تو نبودن مرا زمین زده بود چقدر در غم تو سر به دار بوده دلم نیامدی به تماشا و عشق در من مرد شبیه آینه ای در غبار بوده دلم از این همه اندوه و غم رهایی نیست تمام عمر فقط داغدار بوده دلم نشانه ای اگر از من نمانده حرفی نیست غریب و بی خبر از روزگار بوده دلم نفس کشیدن بی تو برایش اجبار است همیشه بی و بی اختیار بوده دلم محبوبه راه پیما ... ادامه ...

مست

ما هم ش ته خاطر و دیوانه بوده ایم ما هم اسیر طره جانانه بوده ایم ما هم به روزگار جوانی ز شور عشق روزی ندیم بلبل و پروانه بوده ایم بر کام خشک ما به حقارت نظر مکن ما هم رفیق ساغر و پیمانه بوده ایم ... ادامه ...

شاعر رسوا

"شاعر رسوا" آنکه عمرش سپری گشت و پشیمان بوده ست غافل از خدمت بر مردم بی نان بوده ست بی وفا بوده به عهدی که از آن دم می زد شاعری غافل از شۀ احسان بوده ست زانکه در زندگی اش خدمت بر خلق نکرد شرم دارد که بگویند مسلمان بوده ست یا بگویند فلان شاعرِ رسوای زمان علوی مذهب و در مکتب قرآن بوده ست آنکه از خدمت بر خلق گریزان بوده غیر من نیست که شرمنده ی دوران بوده ست زندگی با همه سختی چقدََر زود گذشت وایِ من! خدمت بر خلق چه آسان بوده ست گره از کار ی چون نگشودم اصلاً بر مزارم ننویسید که انسان بوده ست آنکه لطفش ز ازل شامل حال همه شد خالق هر دو جهان حضرت سبحان بوده ست تا که او رحم به این" بندۀ"شرمنده کند روی قبرم بنویسید پشیمان بوده ست 5 / 4 / 95 ... ادامه ...

شاعر رسوا

"شاعر رسوا" آنکه عمرش سپری گشت و پشیمان بوده ست غافل از خدمت بر مردم بی نان بوده ست بی وفا بوده به عهدی که از آن دم می زد شاعری غافل از شۀ احسان بوده ست زانکه در زندگی اش خدمت بر خلق نکرد شرم دارد که بگویند مسلمان بوده ست یا بگویند فلان شاعرِ رسوای زمان علوی مذهب و در مکتب قرآن بوده ست آنکه از خدمت بر خلق گریزان بوده غیر من نیست که شرمنده ی دوران بوده ست زندگی با همه سختی چقدََر زود گذشت وایِ من! خدمت بر خلق چه آسان بوده ست گره از کار ی چون نگشودم اصلاً بر مزارم ننویسید که انسان بوده ست آنکه لطفش ز ازل شامل حال همه شد خالق هر دو جهان حضرت سبحان بوده ست تا به این" بندۀ"شرمنده ترحّم کند او روی قبرم بنویسید پشیمان بوده ست 5 / 4 / 95 ... ادامه ...

من اگر بمیرم

من اگر بمیرمچه ی می فهمد این ص که مُردهصدای من بوده ستمن اگر بمیرمچه ی می فهمد این جایی که بوده امهمیشه اعماق بوده ستهمیشه دور بوده ستمن اگر بمیرمچه ی می فهمد دوست داشته امباد را در آغوش بگیرممن اگر بمیرمچه ی می فهمد چیزی شبیه آهن رباجا خوش کرده بوده روی زبانممن اگر بمیرمچه ی می فهمد رنگِ آفتاب بوده چشم های منبه سپیدی برف بوده قدم های منآدونیسمترجم : محسن آزرم ... ادامه ...

آدم...

آدم است دیگر بند است به آهی و دَمی و امان از آن دمی که جز آه ندارد همدمی! *آخ از وقتی که دلش میگیرد... در خود فرو می رود، آنقدر که قدِ دانه می شود. کاش دستی باشد که بکاردَش، که آبش دهد که مراقبتش کند. آنگاه رشد میکند و بارور میشود. آنچنان که گویی از اول همین بوده! از اول تنومند بوده، از اول محکم بوده، از اول زاینده بوده! ... ادامه ...

تاب و تب

ما با دردان دُچار روز و شــــب بوده ایم بین دردان همـــــــی تاب و تب بوده ایم روز خورشید ســـــــوخت و مرا تاب داد در بیابان دشت تشنــــــــه لب بوده ایم راه گم کرده شب بود و قندیل سوخت لب چو بستــه شکایت با قلب بوده ایم زندگی ای تو ما را چنــــــان کشته ای مرده ای هست زنـــــده عجب بوده ایم ای خوشا روزگاری تو فصـــــــــــل بهار همدمی محــــــرمی با شرب بوده ایم درد درمان کو راز همــــــــــــــــــــراز کو راز دل را که داشتیــــــم با رب بوده ایم رند دردان را پیـــــــــــــــــچ و ت مده درد هم آدمـــــــــی هم نسب بوده ایم -رند بلوچ ... ادامه ...

فتنه

فتنه شاید روزگاری اهل ایمان بوده باشد آه! این ابلیس شاید روزی انسان بوده باشد فتنه شاید در لباس میش، گرگی تیزدندان با لباسی تازه شاید فتنه چوپان بوده باشد فتنه شاید کنج پستوی ی، لای کت فتنه لازم نیست حتما در خیابان بوده باشد فتنه شاید در صف صفّین می جنگیده روزی فتنه شاید در زمان شاه، زندان بوده باشد فتنه شاید با از کودکی همسایه بوده یا که در طیّاره ی پاریس-تهران بوده باشد فتنه شاید ت از زلف پریشان نگاری فتنه شاید خو از آن چشم فَتّان بوده باشد فتنه شاید این که دارد شعر می خواند برایت وا مصیبت! فتنه شاید از رفیقان بوده باشد ذرّه ای بر دامن ننشیند غباری نامسلمانی اگر همنام سلمان بوده باشد دوره ی فتنه است، آری؛ می شناسد فتنه ها را آن که در این کربلا عبّاس دوران بوده باشد فتنه خشک و تر نمی داند خدایا! وقت رفتن کاشکی دستم به دامان شهیدان بوده باشد مهدی جهاندار ... ادامه ...

تاریکخانه ذهن

تا بوده ذهن آدمی جولانگه خاطرات ریز و درشت زندگیش بوده و همیشه آدم ها، یادها، و چیزهای مختلفی در ذهن آدم آمده اند و رفته اند... اصلا در تاریکخانه ذهن همیشه تا بوده پر بوده از این ت و پرت ها...گاهی اما باید حواست را خوب جمع کنی که در این تاریکخانه به کدام خاطره بیشتر اجازه خودنمایی بدهی و به کدام یک تنها اشاره ای کوتاه کنی و برخی را انقدر کمرنگ کنی که اصلا به سطح ذهنت نرسند... ذهن آدم تا بوده پر بوده از همین چیزها، مراقبش باش تا ح را نگیرد... ... ادامه ...

فتنه شاید...

فتنه شاید روزگاری اهل ایمان بوده باشد آه این ابلیس شاید روزی انسان بوده باشد فتنه شاید در لباس میش، گرگی تیز دندان در لباسی تازه شاید فتنه چوپان بوده باشد فتنه شاید کنج پستوی ی، لای کت ؛ فتنه لازم نیست حتماً در خیابان بوده باشد فتنه شاید در صف صفِین می جنگیده روزی فتنه شاید در زمان شاه، زندان بوده باشد! فتنه شاید با از کودکی همسایه بوده یا که در طیّاره ی پاریس-تهران بوده باشد... فتنه شاید اینکه دارد شعر می خواند برایت؛ وا مصیبت! فتنه شاید از رفیقان بوده باشد ذرّه ای بر دامن ننشیند غباری نامسلمانی اگر همنام سلمان بوده باشد دوره ی فتنه است آری، می شناسد فتنه ها را آنکه در این کربلا عبّاسِ دوران بوده باشد فتنه خشک و تر نمی داند خدایا وقت رفتن کاشکی دستم به دامان شهیدان بوده باشد #مهدی_جهاندار ... ادامه ...

رباعیات خیام

هر ذره که در خاک زمینی بوده است پیش از تاج و نگینی بوده است گرد از رخ نازنین به آزرم فشان کانهم رخ خوب نازنینی بوده است ... ادامه ...

زن بوده ای تابه حال.....؟

زن بوده ای تا بـحال ؟ آرزوهایت بـرود های های ظـرف بشوری های های جـارو بزنی های های رخـت پهن کـنی زن بوده ای تا بـحال ؟ که پاک شود ریملت پشت پنجره روبروی قطاری که می برد مـرد آرزوهایـت را زن بوده ای تا به حال؟ پ.ن:عزیزم آدرس وبلاگ که خواسته بودی تو ادامه مطلبه رمزشم شماره شناسنامته ... ادامه ...

زن بوده ای؟؟؟؟؟

زن بوده ای هرگز دلتنگی هایت را د کنی و بریزی توی ظرف سالاد؟؟ زن بوده ای آیا حسرت هایت را توی قوری دم کنی و بریزی توی استکان کمر باریک و بگذاری جلوی مردی که هیچ شباهتی به او ندارد؟؟ زن بوده ای که اشک هایت را پاک کنی و برای ی که خوشبختی را از تو دریغ کرد آرزوی خوشبختی با دیگری کنی؟؟ زن بوده ای هرگز که توی آغوشِ مردی که اسم شوهر را یدک میکشد دنبال عطرِ تنش باشی؟؟ زن بودن عجیب درد دارد آنقدر که سنت که از بیست گذشت تارهای سفیدت زن بودنت را میکوبند توی صورتت... زن بوده ای هرگز... ... ادامه ...

مالکیت معنوی

صاحب اثرِ چهره ماه تو که بوده اینگونه ستمکار ،نگارنده که بوده دائم نگرانی به هوایم زده ای دام بازیگرِ آشوب نگاه تو که بوده؟ ... ادامه ...

مالکیت معنوی

صاحب اثرِ چهره ماهِ تو که بوده اینگونه ستمکار ،نگارنده که بوده دائم نگرانی به هوایم زده ای دام بازیگرِ آشوب نگاه تو که بوده؟ ... ادامه ...

وقتی آرامی.

یک - آرزوی آ ف چی بوده...؟ دو - آ ف هیتلر؟ یک - آره.. دو - خب...احتمالا فتح کل جهان! یک - (متفکرانه) ...نع ع ع ع....(مکث)...فک نکنم...! دو - (متعجب)...خب پس چی بوده؟؟! یک - (نگاه به دور دستها)..گمونم...آرزوش این بوده که برای ییییییه روزم که شده بتونه با معشوقه اش تنها بره تو خیابونا و هر جا خواست!.....بدون اسکورت......(مکث)....آره....فک کنم آرزوی بزرگش این بوده.....!! دو - ســــــــــــکــــــــــــــوتــــــــــــ. ... ادامه ...

آیا ابو سفیان پسندیده بوده است؟ 1

برخی در صدد دفاع از ابوسفیان برآمده و ادعا می کنند که ش پسندیده بوده و او فردی بسیار متدین و مومن بوده است، اما این چنین نیست؛ بخاری در کتاب خودش او را شخصی ذلیل و خوار می دانست و دیگر این که او بعد از خلافت خود سخنان کفرآمیز فراوانی می زد و وی نیز مورد لعن (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده است. ادامه مطلب ... ادامه ...

سالروز ورودآزادگان

آمدی و بوی قفس می دهی زخم تنت را به که پس می دهی؟ آمده ای حنجره ات مال ما زخم تنت نوبر آمال ما آمدنت آمدنی بوده است رنگ نگاهت چمنی بوده است راست بگو با که، کجا بوده ای؟ گرم ملاقات خدا بوده ای؟ آمدی و حرف قفس می زنی؟ تند زدی بال و نفس می زنی خاطره کنج قفس تازه کن صبر کن، آهسته، نفس تازه کن خاک پر از عطر بهاری شده چشم و دلم آینه کاری شده سردی من، در قدمت گرم باد من سرو پا گوش، دمت گرم باد! 26مرداد69 روزی که آزادگان به میهن بازگشتند.... روزت مبارک آزادمرد ... ادامه ...

97_ نمیدونه، این دل دیوونه ، وقتی میگیره، از تو میخونه:)

همیشه ی زندگی ام اینطور بوده ها! همیشه ی همیشه اش همین طور بوده ! همیشه این طور بوده... همیشه هر حا غصه ام گرفت، هر جا ی اذیت کرد، آزار داد، اخم کرد، رفت، پس زد،بیرون کرد، ا اج کرد، حرف مفت زد،خاست غم ب غم هایم اضافه کند، همیشه ی همیشه ی همیشه بلافاصله یک نفر آمده ک بگوید غصه نخور! غم نخور! بوده همیشه ی ک دستم را بگیرد و حالی ام کند ک باید ب خودم بفهمانم گور بابای هر چیز و هر ی ک اخم کرد و رفت و پس زد و حرف مفت زد! همیشه ی همیشه این طور بوده... همیشه این طور بوده ک حالا ریکوردر تلگرامش را ب کار گرفته و برایم میخاند و میفرستد و من با تپش و لرزش قلبم تمام وجودم را لرز گرفته... +مثل نبضی توی وجودم ک میزنی و بی ص ... ... ادامه ...

سیصد و شانزده

باید اعتراف کنم که همیشه ، " الطَّیِّباتُ لِلطَّیِّبینَ وَ الطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبات " مدنظرم بوده و هدفم بوده و انگیزه م بوده . فعلا همین . احتمالا باز حرفم بیاد در موردش و پس این پست تکمیل خواهد شد ... ... ادامه ...

آدم...

آدم است دیگر بند است به آهی و دَمی و امان از آن دمی که جز آه ندارد همدمی! *آخ از وقتی که دلش میگیرد... در خود فرو می رود، آنقدر که قدِ دانه می شود. کاش دستی باشد که بکاردَش، که آبش دهد که مراقبتش کند. آنگاه رشد میکند. آنچنان که گویی از اول درخت بوده! از اول تنومند بوده، از اول محکم بوده! ... ادامه ...

فرآیند نمایش اطلاعات مرتبط با عنوان تا بوده هست به وسیله ربات های خبری از بین منابع فارسی دریافت میگردد و نمایش داده میشوند.