تا پاییز

عبارت تا پاییز از بین صدها هزار مطلب، خبر و مقاله فارسی جستجو شده است و نتیجه آن نمایش داده شده است و مسئولیت آن بر عهده منبع اصلی مطلب تا پاییز میباشد.



پاییز...

آدم هاى دیار من پاییز را دوست دارند پاییز زمستانى است که تب کرده تابستانى است که لرزه کرده بغضى است که رسوب کرده در شب و لرزه پاییز را مى پرستم پاییز عروس تمام فصل هاى زندگیست یادم باشد پاییز که رسید له نکنم برگ هایى که روزى هزاران بار نفس ارزانى ام مى د... ... ادامه ...

lموضوع : پاییز

پاییز که بر زبانت جاری میشود دل مخاطب ضعف میرود برای حال هوایش و بدون آن که حرفی زده باشی او زیر باران های پاییزی خیس خواهد شد و غم غریبی بر دلش خواهد نشست! و برگ های ریخته بر زمین زیر پایش د خواهد شد جوری که تو میتوانی صدای خش خش برگها را به وضوح بشنوی، شایدنام پاییز را که بیاورم او دیگر هیچ چیز نشنود جزء صدای نم نم باران آری پاییز خود انبوهی است از واژه ها و من همیشه میترسیدم به او بر بخورد که توصیفش میکنیم که آن چه را که باید با گوشت و پوست و احساس خود حس کنیم گفتنی نخواهد بود! اصلاً رسمش نیست که تو بگویی و دیگران بشنوند پاییز را باید نفس کشید پاییز را باید لمس کرد! پاییز را باید..... نویسنده :آتنا اژدری نام دبیر : خانم اسدی شهر تهران مدرسه حضرت زینب(س) ... ادامه ...

در تکرار ِ پایانِ پاییز.

پاییز است. آدم باید ى را داشته باشد که در این عاشقانه فصل، دستش را در جیبِ کـُتَش بُگذارد و قَدَمهاشان صِدا دَهَد روىِ بَرگهاىِ پاییز. باید باد، موها را بِبَرد تا بوىِ موها، بِپیچَد به روىِ یار. باید آدَمى دَستَش را به پاییز دَهد تا عاشِق بِمانَد. پاییز است. تَنهایى، جان میکاهَد ُ پاییز زَخمِ دِلَت را چَنگ میزَنَد. ... ادامه ...

پاییز رنگارنگ

پاییز امد تا فصلی نو را شروع کند مدتی است که حتی بوی هواهم تغییر کرده وعطر پاییز به مشام می رسدمیتوانیم حس کنیم که هواهم تغییر کرده ولی انگارطبیعت هم می داندکه چه موقع هنگام تغییر ونو شدن است وبه مایاد می دهدکه از تغییر نترسیم به فصل مرکبات وانار رسیدیم فصلی که دانه های زرد و سرخ انار را درکنار هم دارد ونقاش ماهر طبیعت چقدر زیبا رنگ هارا کنارهم میچیند وتازه هر اناری را که می چشیم وحتی هردانه آن طعم متفاوتی دارد .وچند روزی بیشتر به آمدن مهر نمی گزرد واز کودک نوجوان وجوان درحال رفتن به مدرسه و هستند وهیچ چیز نمی تواند انسان را مانند یک ساندویچ ویک صبحانه خوب مناسب مدسه و و یایک عصرانه مناسب پاییز درکنار یک چایی یا یک نوشیدنی گرم درعصر انسان را شاد کند وشاید بیشتر قشر جوان کمتر وقت خواندن وب یاشبکه های اجتماعی کنند این شعر تقدیم به همه شماپاییز حال و هوایی دیگر شدن پاییز فصل ارباب رنگها پاییز ریزش برگ های خسته فصل دنیای حال و هوای دوباره حس بودن را حس زیبایی خبقت را رنگین کمان برگ درختان با رنگدانه ی زردش پاییز طبیعت را فصل خوش آب و هوای رنگ را حس قشنگ عاشقانه های مردم پاییز خزان،دلهای لرزان ... ادامه ...

پاییز آمد...

پاییز آمد آمد که ببارد ‎انگار که می داند باید ببارد تا بشورد غمِ دلِ دخترکِ قصه را ‎شاید خوشبختیست ‎پاییز باران برگ های رنگی ... ادامه ...

پاییز

سلام ! اینم از اولین انشا که در مورد پاییزه ...! یه انشای احساسی و فوق العاده جالب یعنی اماده بیست گرفتن !! مخصوصا برا کلاس هفتمیا که یکی از موضوهاشونه !.... البته اگه اشکالی داره لطفا توی نظرات ثبت کنید تا اصلاحش کنم. به نام خدا پاییز پاییز فصل سوم سال است . در پاییز برگ درختان می ریزد و بچه ها به مدرسه میروند شاید بتوان پاییز را بهار علم و دانش نامید زیرا با آغاز پاییز یادگیری علم و دانش نیز آغاز می شود . نام پاییز را که بیاوری همه دلتنگ می شوند،دلتنگ قاصدک ها ، قاصدک هایی که وقتی ان ها را می بینی ، آن ها را با دستانت می گیری و آن ها را فوت می کنی حتی بدون اینکه بدانی چه خبری دارند ، آن ها را دوست داری . و یا دلتنگ خش خش برگ هایی می شوی که روی زمین است و روی آن ها راه می روی تا خش خش آن ها را احساس کنی و ناخودآگاه می خواهی کفش هایت را در بیاوری و با تمام وجود خش خش آن ها را احساس کنی . نام پاییز را که بیاوری ناخودآگاه کیف های رنگارنگ مدرسه که بر دوش دانش اموزان است مقابل چشمانت ظاهر می شود . پاییز فصلی است که اگر ساعت ها جلوی پنجره بنشینی و به درخت کنار خانه نگاه کنی که برگ هایش در حال ریختن است هیچگاه خسته ن ... ادامه ...

عاشقانه های پایــــــیــــز

پاییز موجود خفنی است. کمی خودشیفته است و هی به لبا س هایش پز می دهد. کمی هم خودنماست ... به خاطر همین این جور با خودخواهی در خیابان ها راه می رود. بعد با کفش های نوک تیز براقش، برگ های خشک و رنگی رنگی را له می کند. پاییز خیلی دوست دارد از او ع بگیرند. هی جلوی دوربین ژست می گیرد. لبخند می زند. سرش را کج می کند. موهایش را این سو و آن سو شانه می زند برای ا ین که او خود نماست. پاییز به همه ی نقاشان معروف دنیا گفته است لطفاً پرتره ی مرا بکشید. لطفاً از رنگ های زیبا استفاده کنید. لطفاً زیاد و اغراق آمیز باشد... و نقاشان دنیا عاشق او شده اند. چون مدل خوبی است. روی یک چها ایه می نشیند و حرکت نمی کند. لبخند می زند و چشم های درشتش را به اطراف می چرخاند و خسته نمی شود. آن قدر با حوصله این کار را می کند که نقاشان بزرگ دنیا برای کشیدن او با هم دعوا می کنند... پاییز خوشحال است که در فریم های ع ، در تابلوهای نقاشی، در های بسیار پر احساس نقش اول را دارد. پاییز حالا اگر ببیند یک مطلب در هفته نامه ی دوچرخه به او اختصاص داده ایم با فیگورهای مختلف و اداهای عجیب و غریبش در سراسر دنیا خوشحال می شود. واقعاً ببینید نقاشان دنیا چه قدر به ... ادامه ...

پاییز سردمه...

امروز اولین باد پاییزی را که حس و سرماش تو وجودم اومد دلتنگ شدم...اون روزها به بهونه ی پاییز لابلای آغوشت خودمو گم می و پاییز میومد و میرفت و باز تو بودی...امسال حتی یه نسیم پاییز منو از پا انداخت...مثه این که موریانه تمام وجودمو جویده و پوست بدنم روکشی از درون ویرونمه...این روزها سنگ دلم هم شدی....بغضم، دلت را به درد نمیاره....دلتنگ نمیشی....اشک هامو نمیبینی و غرق در رویاهای خودتی....کاش میتونستم آروم آروم آب بشم و سرریز شم توی عمق نیستی.... نیست شوم شاید آرام شوم....پاییز سردمه... ... ادامه ...

باز پاییز شعر 20

باز پاییز شعر 20 بهارم نپایید دیر آمد و زود گذشت کوتاه نمود جلوه را در بستر زوال ذهنم نشکفته از هم گسست، جان به جان آفرین داد و در تموز این جهان ناگه فرو نشست. & نسیم پاییز رخ مى نماید کنون گاه در میانه ى روز گاه سر شب، نزدیک غروب. خنکاى حضورش چیره مى آید برتموز گرمازدگى را برون مى زند از جسم روز. & من هنوز خسته ى تابستانم. گریزانم و بیمناک از زمستانم. شهباز سوادکوهى شه مهر١٣٩٤ ... ادامه ...

خَزانِ بى ما

محبوبِ من! خَزان، عُمرِ پادشاهیَش رو به آخــِر است. میدانى؟ پاییز فَصلِ من اَسْت. فَصلِ ما بود ُ و باد ُ و برگها ُ سیگار ُ کُتِ طوسى. پاییز، فَصلِ من است، فَصل ِ ما بود. پاییز هر سال مى آید ُ میرَوَد. ما یِکبار، آمَدیم ُ رَفتیم تا اَبد. تُ خوبى محبوبِ من؟ ... ادامه ...

پاییز فصل عاشقی

میگن پاییز فصل زردی و سردی و خزان است اما من میگم انیکه از عشق بویی نبردن اینو میگن. پاییز فصل خش خش های قدم های عاشقونه دست به دست توی کوچه باغهاست. فصل رنگهای گرمه. فصل زرد وقرمز و نارنجی. فصل بارونهای نم نم . چک چک های بارون روی ناودونی. قدم های عاشقونه ی بدون چتر. پاییزت مبارک ... ادامه ...

بیا کمى سکوت را بنویسیم!!

بعد از خوندن نفس گیر چاه و آونگ آلن پو و نقد و این حرفا با پگى زدیم بیرون و تو دل سرماى دندون لرزون نشستیم و حرف زدیم و حرف زدیم و حرف زدیم... ***** "جمشید، اگه پاییز اینقدى که تو میگى خوبه چرا همه رفته بودناشونو میزارن برا پاییز چرا پاییز هیشکى برنمیگرده..." چهرازى **** دلم برا چهرازى تنگ شده آرام، باخبر باش!! ... ادامه ...

پاییز

پاییز شد و باز هم حال و هوای دلتنگی...غروبِ این روزها که می شود هوای وقت هایی را به یاد می آورم که همه بودند. وبلاگ نویسی دوره اوج خود را می گذراند...کافه، کلاس، ، قرارهای دوستانه، پارک لاله، کوچه خیابان های ده ونک و همه و همه! ی تنهایی خوابگاه...دقیقا پاییز تنها فصلی است که مرا بیشتر به یاد اینها می اندازد! ... ادامه ...

پاییز جان خوش آمدی / مهر بر تو ای مهربانم مبارک

پاییز عزیز قدمت مبارک عزیز جان مثل سال هاى قبل نباش ما قول مى دهیم اگر سرد بودى نگذاریم دست هاى کوچک کار توى سرما بلرزند قول مى دهیم اگر ببارى نگذاریم سقفى چکه کند هر مخلوقى را شریک سفره هایمان کنیم تا گرسنه نمانند و دلبرانمان را چنان عاشقانه دوست بداریم که ابرى ات غمبارشان نکند پاییز جانم مهربان باش مهربانى تو وزش و بارش و خنکاست خودت باش قول مى دهیم خودمان باشیم پاییزتون مبارک ... ادامه ...

پاییز

پاییز تازه دارد پاییز می شود. درختان را تکانی داده و برگهای زرد را پخش زمین کرده و گوشه ای لانه کرده و نگاه می کند. تازه چنگ های زردش را که در گردنم فرو کرده بود برداشته تا صبح که آفتاب کمرنگی از پنجره می آید من هم با جریان هستی بیدار شوم و راه بیفتم و روزی دیگر ... کاش میزدیم به جاده. میرفتیم جنگل های زیراب. و به آن درخت کهن میرسیدیم که بهار که بیاید غرق جوانه است، تابستان که شود سبز پررنگ مغروری دارد و پاییز که زورش به کندن همه برگهایش نمی رسد با برگریزانش دلربایی می کند و زمستان هم تنومند و روشن است و همیشه سحر زیبایی دارد. آدم اینطوری باشد خوب است. شعر پاییز با اجرای گروه کر را بشنوید: http://www.aparat.com/v/o3cry/پاییز_آمد_در_میان_درختان_..._تصویری_گروه_کر هوس جنگل می کنید قطعا... ... ادامه ...

پاییز بوی مدرسه میدهد .

پاییز بوی مدرسه می دهد، بوی کیف و کتاب نو و مدادهایی که تا به حال تراش نخورده اند.پاییز بوی مدرسه می دهد، بوی کلاس هایی رنگ شده، نیمکت هایی تازه و تخته سیاهی که اول سال حس سیاه بود و هنوز هیچ تکه گچی ردی روی آن باقی نگذاشته بود. پاییز بوی مدرسه می دهد، بوی آدم های جدیدی که قرار است 9 ماه تمام همکلاسی اشان باشی. آدم هایی که بعدها مثل حیاط وسط آن چهاردیواری بزرگ دست نیافتنی می شوند. پاییز بوی مدرسه می دهد؛ هم برای ک ن و نوجوانانی که این روزها از این مغازه به آن مغازه می روند تا خود را برای روز اول مهر آماده کنند و چه برای پیرمردهایی که روزهای آ تابستان را روی نیمکت های توی پارک یا سکوهای جلوی خانه سپری می کنند. پاییز بوی مدرسه می دهد، چه فرقی می کند که این مدرسه در خاطرات سال های سال پیش ما جا مانده باشد و غباری از زمان، چهره آدم های توی آن را تار کرده باشد. پاییز بوی مدرسه می دهد، حتی اگر آن قدر بزرگ شده باشی که دیگر چهار دیواری دور حیاط مدرسه مانع همیشگی ات باشد، برای ورود به حیاطی که زنگ های ورزش معنای دیگری داشت. پاییز بوی مدرسه می دهد، حتی اگر معلم های دوران ابت ات حالا زیر وارها خاک ه باشند و همب ... ادامه ...

کوچه پس کوچه های محله کن

پاییز، تصویری رؤیایی و زیباست مانند افسون است مانند یک رؤیاست من دوست می دارم آوازهایش را هنگام تنهایی لحن صدایش را مانند یک کودک خوب و دل انگیز است یا بهتر از این ها «پاییز، پاییز است!» شاعر: ملیحه مه رور ع ها : گلی پور برای تماشای بیشتر به سایت آژانس ع تهران مراجعه فرمایید ... ادامه ...

خزان عشق

سلام پاییز... سلام مریم... اینبار هم پاییز را دارم و مریمم را ...نه نمیدانم این خزان برگ ریز را چه میشود که با آمدنش عاشقان را عاشق تر و واله تر و شیداتر میسازد و برگهای خاطرات را بجای زرد ...سبزتر از همیشه میکند مریمم...پاییز آمد و تو نیامدی...برای چندمین بار پاییز بی تو را تجربه میکنم و در خزان فصلها به خزان عشقمان می شم به تویی که با رفتنت ش تم و ش تم و ش تم نمیدانم چرا قلبم هنوز میزند و چشمان چرا میبیند...؟؟؟؟ شاید هنوز هم به آمدنت مشتاقم و برگشتت را آرزو میکنم شاید این قلب به عشق تو می تپد و این دیده تو را انتظار میکشد... و باز پاییز... و باز مریمم... دوستت دارم ... ادامه ...

پادشاه فصل ها، پاییز ...

سلام فصل قشنگ و سراسر زیبای پاییز از راه رسید گفتم برای این فصل شعر ناب اخوان ثالث رو با هم بخونیم و حال کنیم ... لحظات عمرتون به قشنگی پاییز ... آسمانش را گرفته تنگ در آغوش ابر با آن پوستین سرد نمناکش. باغ بی برگی، روز و شب تنهاست، با سکوت پاک غمناکش. ساز او باران ، سرودش باد جامه اش شولای ی ست ور جز اینش جامه ای باید، بافته بس شعله ی زر تار پودش باد. گو بروید یا نروید هر چه در هر جا که خواهد یا نمی خواهد، باغبان و رهگذاری نیست. باغ نومیدان، چشم در راه بهاری نیست. گر ز چشمش پرتوِ گرمی نمی تابد، ور به رویش برگِ لبخندی نمی روید؛ باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟ داستان ازمیوه های سر به گردون سایِ اینک ه درتابوت پست خاک می گوید. باغ بی برگی خنده اش خونی است اشک آمیز. در آن جاودان بر اسبِ یال افشانِ زردش می چمد پادشاه فصل ها، پاییز. ... ادامه ...

پاییز..

دیدی که بهار بی تو سرد است پاییز تر از خزان زرد است آن شب دل من ش ته تر شد دیگر همه چیز رنگ درد است دیگر همه جا سکوت دلگیر دست و دل من اسیر زنجیر ای روح پر از ترانه من خاموش ترین بهانه را گیر دیگر نروم به سوی مستی حظی نبرم ز می پرستی ای آن که نداری خبر از من سرچشمه ی هر غمم تو هستی دیگر به بهار خنده ام نیست باران صفا دهنده ام نیست ای آن که دلم اسیر عشقت بر بام دلت؛ پرنده ام نیست؟ شعرم همگی سرود درد است گفتم که بهار بی تو سرد است گفتم که بهار بی تو دیگر پاییز تر از خزان زرد است. ... ادامه ...

پنجره ات را باز کن:

پنجره ات را باز کن: جیره ى شهریورت دارد به اتمام مى رسَد، هوا دلش هواىِ عاشقى مى خواهد، هوا دلش قدم زدن روى برگ ها را مى خواهد، از قدم زدن کنار ساحل خسته شده است،، بگذار باد پاییزى بر طره ى موهایت بوزد، اجازه ده که بارانِ پاییز وجودت را خیس کند، نترس، چتر لازم نیست: اعتماد کن، خودت را به باران بسپار ، دستانت را باز کن، سرت را رو به آسمان نگاه دار، بگذار قطرات باران خیسىِ چشمانت را بشوید، نفس بکش،در میان پاییز نفس بکش، بس است گرما،بس است بى بارانى و بى بادى، که گفته است پاییز غم گین است؟ وقتى که صداى برگ هایش ،در زیر پاى توست؟ وقتى که وزش بادش لاى موهاى توست؟ وقتى که تلفیق رنگ هایش،به هارمونىِ گونه هایت نزدیک است... پاییز خوب است،، پاییز عاشق است،، عاشقى کن،پنجره ات را به رویش باز کن، "هوا هم هوایى شده است،دلش عاشقى مى خواهد" ... ادامه ...

مخاطب خاص

مخاطب خاص من دلتنگی اینجا عجیب غوغا میکند آنجا که هستی پاییزش مهربان است ؟ حتمادست مهرش را بر سرت کشیده که یادت رفت انتظار چیز خوبی نیست ، اینجا پاییز زودتر از موعدش آمد دقیقا از روزی که تو رفتی پاییز برای من به خوشرنگی انار و مالو نیست به عاشقانه های باران و قدم زدن های دونفره اش نیست اصلا اینجا پاییزش فرق میکند بی مهر بی مهر است سوغات پاییز من یک سبد دلتنگی رسیده است یک بغل دلواپسی ایست چشمهای منتظر و اشک های بی امان پاییز من اینجا خیلی فرق دارد خوشبح که پاییزت عاشقانه است ! ... ادامه ...

فصل گرم تمام شد/ متبرک باد پاییز...

بله...فصل گرم و آور تابستان تمام شد و حالا...ورود دوباره من به رنگ، به باران های ناگهانی خوش عطر و قدم زدن در خیابان هایی که یک بار دیگر رؤیاهای ناممکن را در قلبم بیدار می کنند... پاییز که می آید از همیشه بهترم... باد سمج و نیمه سرد می وزد و من کمی از آن ح عاقل و حسابگر همیشگی بیرون می آیم... اصلاً دوباره با شهامت می شوم... اگر تو هم دلت با پاییز است، آمدنش برایت متبرک و رنگباران باشد... ... ادامه ...

پاییز ای ماه روی من

ای ماه روی من پاییز وقت رفتن است می شود همراه خود ببری دلتنگی تنهایی غم ها و دردهایم را می شود همراه خود ببری گریه های شبانه ام سردی دست هایم را تا من بمانم و لبخند من بمانم وشادی من بمانم و خوشی ای پاییز زیبا وقت رفتن است می سپارمت به فردا های زیبا ... ادامه ...

مهر ـ پاییز

... پاییز در طبیعت تکرار مى شود، تکرار مى شود و آنقدر تکرار مى شود تا پاییزِ بى تکرار آدمى فرا برسد. سالها پیش، از سید على صالحی شنیده بودم که بزرگترین تنبیه آدمى، آگاهى ست. این سخن، عجیب در جانم نشست و با همه وجودم آن را دریافتم، چرا که در مراحل مختلف زندگى ام در همان گذشتهء دور و در همان بهارین روزهاى عمرم، بارها در مواجهه با مسائل گوناگون، تنبیه شده بودم و هنوز البته آگاهى ها آنقدر کوچک بودند که باز و باز و باز، تنبیه ها و تنبیه ها و تنبیه ها در پیش داشته باشم. به نظر من، بدترین نوع این تنبیه ها، زمانى اتفاق مى افتد که در پى آگاهى، فرصتى براى «جبران» نباشد. ... به هر حال پاییز است... پاییز همیشه رو به زمستان دارد. دوستان بسیارى دارم و براى من هیچ دردى سخت تر از این نیست که بدانم انسانى را رنجانده ام. اگر از من رنجشى بر دل ى هست، به حرمت دوستى و به تقدس مهر، ببخشد که سرماى سوزان را جز با دلگرمى مهر تاب نمى توانم آورد. ... ادامه ...

پاییز و...

پاییز و رقابت برگ ها و اشک هایم... پاییز و شب بیداری ها و لالایی باران برایم... پاییز و زمین خوردن هایم در شرشر باران... پاییز و فراموشی هلال روی لب خیلی آسان... پاییز و نگاه خیس مانده به در نیمه باز... پاییز و صدای باد و فنجان قهوه و یک ساز... پاییز و طوفان های زودگذر... پاییز و کاغذهای خیس و توی سطل... پاییز و ردپای یک نفرجلوی در... پاییز و.... پاییز و یک دل نوشته و جوهر پخش شده روی دفتر..... پ.ن:قصد دادن فازی بس دپ ندارم ولی من به طرز فجیعی در پاییز دلم میگیره نه به خاطر مدرسه و دبیرستان و...فقط اصلا دوسش ندارم این فصل رو پی ترنوشت:با عرض پوزش جهت این شعر ... ادامه ...

پاییز با طعم دلتنگی

تابستان هم به ماه آ ش نزدیک میشود، این پیچ را هم که رد کنی، باز میرسی به کوچه ی پاییز، همان کوچه ای که اواسطش، بغل تل بزرگ برگ های خشک شده بساط دلتنگی را پهن کرده اند. انواع و اقسامش را هم دارد. دلتنگی با طعم غروب پاییزی و بغض و آه، دلتنگی با طعم باران همان باران هایی که قطراتش با اشک هایت مخلوط میشود، دلتنگی با طعم دلشوره و اضطراب، دلشوره ی دل گسستن،اضطراب سرد شدن عشق مثل هوا، اضطر به بلندای شب ها! دلتنگی با طعم ریزش برگ درختان، مثل ریزش خاطراتت از جاده های پ یچ و خم ذهن! پاییز فصل عاشقی نیست، پاییز فصل دلتنگی است. ... ادامه ...

تو هم با پاییز رفتنی شدی ؟

بوی یلدا را میشنوی؟ انتهای خیابان آذر ... باز هم قرار عاشقانه پاییز و زمستان ... قراری طولانی به بلندای یک شب.... شب عشقْ بازیِ برگ و برف... پاییز چمدان به دست ایستاده ... عزم رفتن دارد.... آسمان بغض میکند ... میبارد ... خدا هم میداند که عروس فصلها چقدر دوست داشتنی ست ... دقیقه ای بیشتر مهلت ماندن میدهد ... آ ین نگاه بارانی اش را به درختان میدوزد ... دستی تکان میدهد ... قدمی برمیدارد سنگین و سرد کاسه ای آب میریزم پشت پای پاییز ... و ... تمام میشود ... پاییز ای آبستن روزهای عاشقی ... رفتنت به خیر ... سفرت بی خطر ... پی نوشت : منتظرت هستم ، منتظر شنیدن مهربانی ، منتظر شنیدن حس عشق و منتتظر تماشای تندرستی و عزتت .... رفتنت به خیر ای دیدگان زیبا ... ادامه ...

می نویسم برایت ای همیشه بهاری

پاییز با غروبی در گذرِ عبور است یلداٌ زمستان مسافرِ طلوع است بارانیٌ گِرِفتَست ، حالٌ هوایِ پاییز برفیستٌ پٌر از یخ فصلِ پَسِ هر پاییز آرِزویَم بَرایَت بودهِ تا همیشه تا باشی عاری از غم همیشهٌِ همیشه می نویسم برایت ای همیشه بهاری ، زمستانت پٌر از برف ، تا که رِسَد بهاری نویسنده : همیشه فرهاد ... ادامه ...

در من قدم بزن

د ر من قدم بزن در من پاییز است در تو وجود من از جنس پاییز است در من نگاهی نو از جنس برگ سبز در تو غروب هایی از جنس پاییز است در من هر لحظه فصل بهاری است در تو هر فصلی از جنس پاییز است در من جنس عشق از انتشار سبز در تو هر عشقی از جنس پاییز است در من قدم بزن در من پاییز است سعید یوسفی نیا ... ادامه ...

فرآیند نمایش اطلاعات مرتبط با عنوان تا پاییز به وسیله ربات های خبری از بین منابع فارسی دریافت میگردد و نمایش داده میشوند.