دریا

عبارت دریا از بین صدها هزار مطلب، خبر و مقاله فارسی جستجو شده است و نتیجه آن نمایش داده شده است و مسئولیت آن بر عهده منبع اصلی مطلب دریا میباشد.



محمدحسین پورمعصومی

محمدحسین پورمعصومی آنقدر دريا ریخته در سرم آنقدر کشتی ریخته در دريا آنقدر آب بالا آمده که می ترسم هر ملوانی دستش را سمت آسمان دراز کند ماه را در آغوش بکشد ملوان ها شناگر های خوبی هستند می ترسم ماه /ی گیر های خوبی از آب در بیایند دريا دريا در یادت گم شده ام دلم لک زده ماه گرفتگی تنت را می لرزد از ماه گرفتگی های گاه و بی گاه . #محمدحسینپورمعصومی ... ادامه ...

دریا

یکروز بلند آفت در آبی بیکران دريا امواج ترا به من رساندند امواج ترا بار تنها چشمان تو رنگ آب بودند آن دم که ترا در آب دیدم در غربت آن جهان بی شکل گویی که ترا بخواب دیدم از تو تا من سکوت و حیرت از من تا تو نگاه و تردید ما را می خواند مرغی از دور می خواند بباغ سبز خورشید در ما تب تند بوسه میسوخت ما تشنه خون شور بودیم در زورق آبهای لرزان بازیچه عطر و نور بودیم می زد ‚ می زد درون دريا از دلهره فرو کشیدن امواج ‚ امواج نا شکیبا در طغیان بهم رسیدن دستانت را دراز کردی چون جریان های بی سرانجام لبهایت با سلام بوسه ویران گشتند ... یک لحظه تمام آسمان را در هاله ای از بلور دیدم خود را و ترا و زندگی را در دایره های نور دیدم گویی که نسیم داغ دوزخ پیچیده میان گیسوانم چون قطره ای از طلای سوزان عشق تو چکید بر لبانم آنگاه ز دوردست دريا امواج بسوی ما خزیدند بی آنکه مرا بخویش آرند آرام ترا فرو کشیدند پنداشتم آن زمان که عطری باز از گل خوابها تراوید یا دست خیال من تنت را از مرمر آبها تراشید پنداشتم آن زمان که رازیست در زاری و هایهای دريا شاید که مرا بخویش می خواند در غربت خود خدای دريا ... ادامه ...

دریا

یارانه ام را تم قطع کرده است. گفتم چرا ؟ گفتا که ماشین داری و یک ماشین از چین داری و معشوق بی کین داری و درمانده بی جون نیستی. کارانه ام را همسرم قطع کرده است . گفتم چرا ؟ گفتا که عشق مال من است ، کارانه مهمان من است ، من میزبانم در زمین ، این عشق در جان من است. دريا قدیر هست و رحیم ، چون شیر پیر هست و کریم دريا پر از موج هست و شور ، جوش و وش هست و غرور. آبی دريا ذات اوست ، وسعت ، دل آباد اوست این دل که پر آب است و درد ، زایشگر ابعاد اوست. دريا نماد قدرت است آماده یک فرصت است. دريا و دريایی منم امواج رویایی منم حیران منم ، طوفان منم حیران و سرگردان منم. دريا دف و آهنگ ما آغشته با فرهنگ ما دريا منم دريا منم ؛ آبی درياها منم. ... ادامه ...

غزلی جدید

اینجا که ندیدم من، دلخسته تر از دريا = ای عشق... بمان با ما دلبسته تر از دريا! در ظهر عطش باران، گفتند عمو برگرد...! = برگشت ولی این بار او خسته تر از دريا گیسوی بهم خورده با طعم غزل میرفت = در دست هجوم باد وارسته تر از دريا پایان غزل دیدم با لهجه ی انگوری = بر نیزه لبی میخواند آهسته تر از دريا از ساحل بی تاب این رود عطش چیدند = نیلوفر آبی را گل دسته تر از دريا زن داشت سفر می کرد با ایل خودش اما = می ماند دلش اینجا وابسته تر از دريا سقا کنار رود با مشک پر از حسرت = انگار که بر می گشت بش ته تر از دريا. قاسم نعیمی ... ادامه ...

نیمه شب

اون روزا ما دلی داشتیم واسه بردن جونی داشتیم واسه مردن ی بودیم کاری داشتیم پاییزو بهاری داشتیم تو سرا ما سری داشتیم عشقی و دلبری داشتیم ی اومد که حرف عشق رو با مازد دل ترسوی ما هم دل به دريا زد به یک دريای طوفانی دل مارفته مهمانی چه دوره ساحلش از دور پیدا نیست یه عمر راهه و در قدرت ما نیست باید پارو نزد وا داد با ید دل رو به دريا داد خودش میبردت هر جا دلش خواست به هر جا برد بدون ساحل همون جاست به امیدی که ساحل داره این دريا به امیدی که آروم میشه تا فردا به امیدی که این دريا فقط شاه ماهی داره به عشقی که نمی بینی شباشو بی ستاره دل ما رفته مهمانی به یک دريای طوفانی ... ادامه ...

دلتنگی دریاااااااااا

هر وقت باران می بارد می گویند : دريا طوفانی می شود ولی من می گویم دريا دلتنگ می شود موج هایش را بلند تر می کند تا همه دلتنگی اش را ببینند اما همه از دريا می گریزند من دستانم را باز می کنم و به سمت دريا می روم تا دلتنگی اش را در آغوش بگیرم دريا آرام می شود و من می میرم ... ((محمد شیرین زاده)) ... ادامه ...

sea and me

دريا و من چه قدر شبیهیم گرچه باز من سخت بیقرارم و او بیقرار نیست با او چه خوب می شود از حال خویش گفت دريا که از اهالی این روزگارنیست امشب ولی هوای جنون موج میزند دريا سرش به هیچ سری سازگار نیست ای کاش از تو هیچ نمی گفتمش ببین دريا هم اینچنین که منم بردبار نیست ... ادامه ...

sea and me

دريا و من چه قدر شبیهیم گرچه باز من سخت بیقرارم و او بیقرار نیست با او چه خوب می شود از حال خویش گفت دريا که از اهالی این روزگارنیست امشب ولی هوای جنون موج میزند دريا سرش به هیچ سری سازگار نیست ای کاش از تو هیچ نمی گفتمش ببین دريا هم اینچنین که منم بردبار نیست ... ادامه ...

دریا

من عاشق دريا بودم که دل به بارون سپردم نمیدونم این بارون همون بارونیه که منو به دريا میریزه یا نه دريا خودت بگو... ... دلم برا محرم تنگ شده برا رها شدن برا نخواستن چیزایی که مال من نیست برای راضی بودن به هرچی که صلاحه برای دل سپردن به موجای دريا و زیبا شدن دريا دیگه نمیتونم دوریتو تحمل کنم بیا منو با خودت ببر ببر به همون جاییکه خورشید ازون میتابه ... ادامه ...

مرد ماهیگیر ...!!!

مردی بود که هر روز برای ماهیگیری به دريا میرفت. یک روز کلاهش را باد برد و بر روی آبهای دريا انداخت. مرد به آن سمت دريا رفت و کلاهش را برداشت و همانجا مشغول ماهیگیری شد. یک ماهی صید کرد و به خانه برد. زنش ماهی را پخت هنگامیکه مشغول خوردن بودند مرواریدی در شکم ماهی دیدند !! روزها گذشت و مر دوباره بر حسب اتفاق به آن قسمت دريا رفت، آن روز هم یک ماهی صید کرد، دوباره هنگام شام یک مروارید در شکم ماهی پیدا کرد، از فردای آن روز همیشه به آن قسمت دريا میرفت و هر روز یک ماهی یک مروارید . تا یک روز پیش خود شید چرا در شکم ماهی های این قسمت از دريا مروارید هست؟ به خود گفت احتمالاً دراین قسمت از دريا گنجی از مروارید هست ! تصمیم گرفت به زیر آب برود و آن گنج را از دريا خارج کند . یک روز به همان قسمت دريا رفت، خودش را به دريا انداخت به امید گنج مروارید، اما هنگامی که به زیر دريا رسید نهنگی را دید که کنار صندوقی از مروارید بی حرکت است و به همه ماهی ها یک مروارید میدهد. در این هنگام نهنگ به سمت مرد رفت و گفت: شام امشب هم رسید ! طمع مردم باعث شده تا من که سالهاست توان شنا را ندارم زنده بمانم ! مرد از ترس همانجا خشکش زد ... نهنگ به ... ادامه ...

43/3(دریا)

گفتند : دیگر کار دريا تمام است دیو ها خنیا گران _ دريایی را زنجیر می زنند ... تو باور نکن باید بدانی که استقامت دريا بیش از این حرف هاست که آبی ها را به ریسمان بست ... نگران نباش بوتیمار تشنه دريا هرگز به زانو نخواهد نشست !!! مهرداد اکبری ... ادامه ...

ته دریا

رنگ تابه،زرشکى ست.هنوز این رنگ را دوست دارم.دستگیره ها به شکل توت فرنگى هستند و قاشق چوبى در انتها شبیه دم_ماهى مى شود.روى کارد و چنگال ها،تصویر یک سرباز هخامنشى نقش بسته است و نمکدان ها شبیه آناناس هستند و نمک و فلفل داخل دو تا ظرف کوچک مستطیلى ریخته شده است؛شبیه مهره تاس در بازى تخته نرد.یک سینى کوچک هم تازه یده ام که من را یاد ته دريا مى اندازد.به این ترتیب امروز سرآشپزى بودم با لباس هاى زرشکى در رستورانى در ته دريا که گارسون هایش ماهى ها بودند و مشتریانش سربازان هخامنىشى که تا غذا حاضر شود،تخته نرد بازى مى د و دسر توت فرنگى و آناناس میل مى فرمودند! ... ادامه ...

سری اول سوالات نگارش کلاس دهم (درس اول )

سری اول سوالات نگارش کلاس دهم (درس اول ) 1- دشواری اصلی در نوشتن ................. نیست. 2- چه روش­هایی به شکوفایی ذهن و گسترش پرسش­ها و گشودن گره­های ذهنی کمک می­کند؟ 3- بهره­گیری از .................. ذهن را در فضای بی­کران رها می­کند. 4- مهم­ترین اصل در پاسخ دادن ......................... و .................................. و ..................................... است. 5- پاسخ­ها حتما باید .................................... و ........................................ باشد. 6- عبارت ­ها را بخوانید و مشخص کنید از چه شگردی برای طرح آن­ها استفاده شده است ؟ دريا به چه مکانی گفته می­شود؟ چه موجوداتی در دريا زندگی می­کنند؟ چند نوع دريا داریم؟ فرق دريا با اقیانوس چیست؟ اگر دريا جزر و مد نداشت چه می­شد؟ قطره قطره جمع گردد وانگهی دريا شود. اگر دريا نبود چه می­شد؟ ... ادامه ...

سفر!!

دريا، امروز باهاش جنگیدم. ایستادم جلوش و مقاومت ، گذاشتم بیاد هولم بده زی امو خالی کنه و دلمو خالی تر اما بازم ایستادم و به ته تهش نگاه و فکر میشه واقعا باهاش جنگید؟ بعد کمی هم به غرق شدن فکر ... غرق شدن تو دريا هم نوعی مرگه ... باید به زندگی فکر کرد میدونم!! **** نونی که صبح گفتم چون بدموقع بود نون پخت نمی ، حسرتش موند رو دلمون اما فردا صبح زود بیدارمیشیم . **** دیدن شالیزار، پیاده روی تو روستا و بعدتر دريا و قدم زدن حال آدمو جا میاره جالب اینه که امروز لب دريا از اون معرکه گیرایی که مردم رو احمق فرض میکنند و میخوان جنسشون رو قالب کنن هم بود!! **** دلم میخواست ی بود تا بهش زنگ بزنم و بگم هی تو گوش کن صدای دريارو، انگار داره باهات حرف میزنه، داره میگه... دل است دیگر، است دیگر!! ... ادامه ...

ضمیر زبان

اکنون برآ، اکنون از این راه که به راهِ رهایی آمده ای هزاره ی گیج را به گهواره ی آسمان بسپار. با سُرنای صبح بر جبین جهان برآ، ترکه بر دُهلِ دريا بزن! گوش کن ای حضور سرانجام این گریسته ی بی پناه کلمات کهنسالِ خود را به دريا خواهد رساند. پس برآ ای باغ، ای شیئی الحیاتِ دلیل! تو ... ضمیر زبان منی از این راه که رهایی آدمی ست ... ادامه ...

بی رویایت سخت است...

آرزوی شمال رفتنمان را یادت هست؟ همان که رویای همیشگیم بود؟ قدم زدن روی شن های ساحل... خیره شدن به تو همزمان با صدای موج ها... دستت را گرفتن، رفتن یک جای دور وسط یک جنگل سبز،سرد، بی انتها... تنها تنها تنها نبودی اما رویایت همیشه با من بود کوه،جنگل،دريا،همیشه، همه جا اما حالا دريا،باران... بی رویایت سخت است، سخت... ... ادامه ...

تور ترال trawl net

اکثرصید های تجاری که بوسیله تورهای ترال ماهی و میگو انجام می گیرد بطور ناخواسته مقدار زیادی از آبزیان که جنبه اقتصادی ندارند صید می شوند و لطمه بزرگی به ذخایر دريا وارد می کند. دراین روش با استفاده از تور به شکل کیسه ایی که انتهای آن کاملاً بسته شده است و کشیدن آن توسط شناور ترال در بستر کف دريا و یا لایه های میان آبی و با فاصله از کف دريا نسبت به صید آبزیان هدف اقدام می نمایند. از آنجائیکه در ترال کف آبزیانی که در بستر دريا پراکنده اند مورد هدف صید قراردارند ، تور ترال از دو لایه فوقانی و تحتانی تشکیل شده است و تخته صیدهای مربوطه نیز متناسب با نوع جنس بستر دريا از جنس چوب و یا ف و به اشکال مناسب هندسی ساخته و بکار گرفته میشوند . شرکت توربافان به عنوان تولید کننده پیشرو در زمینه انواع تور تلاش کرده است که در آبهای خلیج فارس و دريای عمان بتواند درصدی از این صید ناخواسته را کاهش دهد که انشاالله موردتوجه قرار گیرد تا بتوانیم قدم کوچکی در حفظ ذخایر آبزیان کشور عزیزمان برای نسل آینده برداشته باشیم. ... ادامه ...

دریای ماهی

سلام آدم روی زمین یک لحظه فقط یک لحظه صیاد شو، میخواهیم ماهی از دريا بگیریم، میخواهیم فقط یک آزمایش ساده را تجربه کنیم، تجربه آدم ماهی را از دريا بگیر به خشکی ببرش، ببین ماهی چطور در خشکی غرق شد، ماهی جانش به دريا بود، ماهی کوچک دريا بزرگ، حالا ماهی را به همان دريای بزرگش برگردان، ماهی غرق در خشکی شد..ماهی راه برگشتی از دريا نداشت..... ماهی ترس از صیاد نداشت چون دريا را داشت، دريا بزرگتر از این حرفها بود که ماهی به صیاد بین د قصه دريا و ماهی بیشتر از این هاست.......... همین و السلام ... ادامه ...

راه دریا

تا زن نباشی حال لیلا را نمی فهمی تنهایی تلخ زلیخا را نمی فهمی هاجر نباشی چاه زمزم را نمی ی نازا نباشی درد سارا را نمی فهمی شاید بدانی حال عیسا و صلیبش را اما غم و اندوه عذرا را نمی فهمی آدم شدن سهم بزرگی نیست وقتی که در عطر و رنگ سیب، حوا را نمی فهمی بی وقفه می کوبی به طبل عاشقی اما عاشق ترین مخلوق دنیا را نمی فهمی یک قطره اشکی در نگاهی خیس می مانی صدسال دیگر راه دريا را نمی فهمی یا این غزل را در دلت تائید خواهی کرد یا مثل من مردی و اینها را نمی فهمی! ... ادامه ...

یک زخمی در تصادف بلوار دریا ساری + تصاویر

بخشی، روابط عمومی آتش نشانی مازندران گفت: در تماس شهروندان مبنی بر تصادف بین دو دستگاه خودرو و واژگونی یکی از خودرو ها، بلافاصله ستاد فرماندهی عملیات سازمان، آتش نشانان و گروه نجات ایستگاه ۱ را به محل حادثه اعزام شدند. بخشی افزود: این تصادف بین یی دستگاه خودرو پراید و یی دستگاه خودرو پژو ۲۰۶ واقع در بلوار دريا، روبه روی کلینیک طوبی اتفاق افتاد که یک زخمی روانه بیمارستان شد. وی گفت: آتش نشانان با رسیدن به موقع در محل حادثه ضمن ایمن سازی محیط ، زخمی را تحویل عوامل اورژانس داده و با جابجایی خودرو از جوی کنار خیابان به حاشیه آن به یت خود پایان دادند. ... ادامه ...

تعبیرخواب

دیدن ماهی در خواب خوب است بخصوص که ماهی در آبی زلال و شفاف شنا کند. اگر در خواب ببینید که در کنار حوض یا آبگیر یا دريا یا رودخانه ای هستید و در آن آب پر از ماهی است که در حال شنا تعبیر خواب خیلی خوب است و نشان از آینده ای روشن می دهد به شرطی که آب روشن و شفاف و زلال باشد تعبیر خواب ماهی قرمز و سرخ فر و شکوه است. تعبیر خواب ماهی از دید یوسف نبی ع دیدن ماهی در خواب ، روزی است تعبیر خواب ماهی از دید آنلی بیتون ت عبیر خواب دیدن ماهی در آب پاکیزه این است که افراد دارای قدرت شما را مورد محبت قرار می دهند. تعبیر خواب یک ماهی که به در آب شنا میکند شانس است تعبیر خواب دیدن بازار ماهی فروشان ، به یک موقعیت پرافتخار خواهید رسید تعبیر خواب یک ماهی قرمز چیزی جز رضایت و شادی بزرگ نیست اگر بیننده خواب ببیند که روی آب دريا راه می رود در کار خطرناکی مداخله می کند که احتمال لغزش و سقوط او می رود ولی موفق می شود. اگر بیند که در آب دريا همی رفت، دلیل است توفیق طاعت یابد. ... ادامه ...

باران شاعرانه

باز باران شاعرانه می خورد بر روی دوشم گفتمش تو کیستی تو چیستی گفت من گوهر تابان من یاور یاران گفت او من را ببر من را ببر به صحرا به دريا تا حرف ناب رویا من بردمش به صحرا به دريا تا حرف ناب رویا او گفت از تو ممنونم من به او گفتم دوستت دارم حرف من حرف او شد صحرا شد دريا شد حرف ناب رویا ... ادامه ...

به من گفتی

به من گفتی که دل دريا کن ای دوست همه دريا از آن ما کن ای دوست دلم دريا شد و دادم به دستت مکش دريا به خون پروا کن ای دوست کنار چشمه ای بودیم در خواب تو با جامی ربودی ماه از آب چو نوشیدیم از آن جام گوارا تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب تن بیشه پر از مهتابه امشب پلنگ کوه ها در خوابه امشب به هر شاخی دلی سامون گرفته دل من در تنم بیتابه امشب ... ادامه ...

باید پارو نزد وا داد , باید دل رو به دریا داد

دل ما رفته مهمانی , به یک دريای طوفانی باید پارو نزد وا داد , باید دل رو به دريا داد دل ما رفته مهمانی , به یک دريای طوفانی باید پارو نزد وا داد , باید دل رو به دريا داد ی اومد که حرف عشقو با ما زد دل ترسوی ما هم دل به دريا زد چه دوره ساحلش از دور پیدا نیست یه عمری راهه و در قدرت ما نیست دل ما رفته مهمانی , به یک دريای طوفانی باید پارو نزد وا داد , باید دل رو به دريا داد به امیدی که این دريا فقط شاه ماهی داره به عشقی که نمی بینی شباشو بی ستاره به امیدی که ساحل داره این دريا به امیدی که آروم میشه تا فردا دل ما رفته مهمانی , به یک دريای طوفانی باید پارو نزد وا داد , باید دل رو به دريا داد باید باور کنی هیچ چاره ای نیست اونه فرمانروا دل کاره ای نیست برو با اون به هر جا اون دلش خواست به هر جا برد بدون ساحل همون جاست دل ما رفته مهمانی , به یک دريای طوفانی باید پارو نزد وا داد , باید دل رو به دريا داد ... ادامه ...

رو که به دریا نشد، رو که به دریا*

مادربزرگم فارسی نمی دانست. بگو یک کلمه. وقتی چیزی می خواست بال بال می زد تا حالی م کند. تازه آ ش هم معلوم نبود درست و حس بفهمم چه می خواسته. دست های نرمی داشت مادربزرگم. انگار کن پنبه. بعد، گاهی وقت ها با همان زبان نفهمی که داشتم می رفتم و سرم را می گذاشتم روی پا ی ش و چشم می بستم. آن وقت او دست می کشید روی سر و صورتم و می خواند. آرام و گرم. مهربان. و من روی ابرها بودم.. مادربزرگ زود رفت. قاعده اش این بود که چندسال بیشتر بماند. *براهنی ... ادامه ...

باز هم آمدی

باز هم آمدی تو بر سر راهم آی "عشق" میکنی دوباره گمراهم دردا; من جوانی را به سر ، تنها از دیار خود سفر دیریست قلب من از عاشقی سیر است خسته از صدای زنجیر است دريا اولین عشق مرا بردی دنیا دم به دم مرا تو آزردی دريا سرنوشتم را به یاد آور دنیا سر گذشتم را مکن باور من غریبی قصه پردازم چون غریقی غرق در رازم گم شدم در غربت دريا بی نشان وبی هم آوازم میروم شبها به ساحل ها تا بیابم خلوت دل را روی موج خسته دريا مینویسم اوج غمها را ….. ... ادامه ...

دریا

بچه ها برام دعا کنید توی مسابقه ایی که شرکت اول بشم مسابقه در مورد دريا بود من یه داستان همراه با نقاشی فرستادم که اسم داستان: عروسی پسر سنگسر با دختر حلوا سفید و یه قاب با صدف های دريا درست یعنی پدرم دراومد یک ماه گیرش بودم هی برو دريا صدف جمع کن یعنی مردم تا صدف های مثل هم پیدا کنم دعا کنید جایزه هاش : سفر دريایی به جزایر ایران ، سفر زیارتی ، لپ تاپ ، تبلت ، سکه بهار ... ادامه ...

برای خودم مینویسم

آبان آبان را نباید از دست داد باید رفت و قدم زد باید رفت یکجای دنج که جنگل و درخت باشد که برگ باشد آسمان باشد باید از خانه بیرون زد آبان آبان دارد تمام میشود آبان زیبا آبان دلربا آبان شگفت انگیز هه هه اینکه اینقدر آبان رو تحویل میگیرم اصلنم ربطی به طالعم نداره و اینکه مال آبان برگریزم دارد آبان تمام میشود و دلم دريا دريا دريا میخواهد دريای مواج دريای غم انگیز دريای باشکوه و آتشی کنار دريا دريا دريا دلم دريای پاییز را میخواهد آرام و خلوت و هوس انگیز و سکوت. . ... ادامه ...

داستانک

مردی در کنار ساحل دور افتاده ای قدم میزد ‏.‏ مردی را دید که به طور مداوم خم می شود و صدف ها را از روی زمین بر می دارد وداخل اقیانوس پرت می کند دلیل آن کار را پرسید و او گفت:‏" الان موقع مد درياست و دريا این صدف ها را به ساحل آورده است و اگر آن ها را توی آب نیندازم از کمبود ا یژن خواهند مرد .‏ مرد خنده ای کرد وگفت ‏:‏ ولی در این ساحل هزاران صدف این شکلی وجود دارد ‏.‏ تو که نمی توانی همه آن ها را به آب برگردانی خیلی زیاد هستند وتازه همین یک ساحل نیست ‏.‏ کار تو هیچ فرقی در اوضاع ایجاد نمی کند؟ مرد بومی لبخندی زد وخم شد و دوباره صدفی برداشت و به داخل دريا انداخت و گفت ‏:‏" برای این صدف اوضاع فرق کرد‏"‏ ... ادامه ...

مقاله فرش موج دریا و پایگاه فرش درخلیج فارس

مقاله فرش موج دريا و پایگاه فرش درخلیج فارس نوع مقاله:پژوهشی هدف مقاله:شناخت فرش موج دريا و ایجاد تمهیدات لازم برای پایگاه تجاری فرش در خلیج فارس سازمان مرتبط:مرکز توسعه تجارت کیش نوع اقدام:سخنرانی در همایش فرش،کیش،1382 فرش موج دريا و پایگاه فرش درخلیج فارس لینک دريافت ... ادامه ...

فرآیند نمایش اطلاعات مرتبط با عنوان دریا به وسیله ربات های خبری از بین منابع فارسی دریافت میگردد و نمایش داده میشوند.