دنیای جادویی پونی کوچولو

عبارت دنیای جادویی پونی کوچولو از بین صدها هزار مطلب، خبر و مقاله فارسی جستجو شده است و نتیجه آن نمایش داده شده است و مسئولیت آن بر عهده منبع اصلی مطلب دنیای جادویی پونی کوچولو میباشد.



وسایل زیبای پونی کوچولو

parmida0arshida همچی در آن هست حتی روتختی پونی کوچولووکیف ولوازم تحریریو........... وسایل زیبای پونی کوچولو خیلی جالبه , parmida0arshida لینک های : کیفیت 180p | کیفیت 270p | کیفیت 360p | ... ادامه ...

=]موقت

کانال نگین را میخوانم.. پر از جملات سیاه - خودتو به درودیوار نکوب کوچولو -موهاتو روی شعله ی گاز نسوزون کوچولو -فلو تینو به مادرت هدیه نده کوچولو -با چاقو بالای سر بابات نایست کوچولو -توی باغچه ی خونتون به جنازه ها آب نده کوچولو -وقتی گربه رو میبینی هیستریک نخند کوچولو -از ترس تج..ز بابات خودتو توی اتاق حبس نکن کوچولو - سناریوی تلخ دستان مرد ارمنی در میان لنگ های سیاه و لاغر مادرم -خفه شو کوچولو ... ادامه ...

معرفی توایلایت اسپارکل

این توایلایت اسپارکله؛نقش اصلی کارتون پونی کوچولو.اون در ابتدا یه پونی تکشاخ بوده که بعدها به خاطر نجات دوستاش و سرزمینش تبدیل به پونی پرنسس میشه.(به پونی ای که هم بال داره و هم شاخ،پونی پرنسس میگن.)توایلایت توی کنترلات به دنیا اومده اما توی پونی ویل زندگی میکنه.خونه اون یه درخت بود اما تایرک اونو میسوزونه و توایلایت صاحب یه قصر میشه.یه جغد و یه اژدها به نام اسپایک با توایلایت زندگی میکنن.توایلایت اسپارکل،یه برادر به اسم شاینینگ آرمر داره.توایلایت عاشق کتاب و مطالعه است.یه پونی مغرور اما مهربونه و همه جوره از دوستاش حمایت میکنه... ... ادامه ...

صداقت

یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی می . پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت: من همه تیله هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینیاتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد. پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به دختر کوچولو داد اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینیاشو به پسرک داد. همون شب دختر کوچولو با آرامش تمام خو دو خوابش برد٬ ولی پسر کوچولو نمی تونست بخوابه چون به این فکر می کرد که همونطوری خودش بهترین تیله اشو یواشکی پنهان کرده٬ شاید دختر کوچولو هم مثل اون یه خورده از شیرینیهاشو قایم کرده و همه شیرینی ها رو بهش نداده! نتیجه اخلاقی عذاب وجدان همیشه مال ی است که صادق نیست. آرامش مال ی است که صادق است. ... ادامه ...

صداقت

یه پسر و دختر کوچولو داشتن با هم بازی می . پسر کوچولو یه سری تیله داشت و دختر کوچولو چندتایی شیرینی با خودش داشت. پسر کوچولو به دختر کوچولو گفت: من همه تیله هامو بهت میدم؛ تو همه شیرینیاتو به من بده. دختر کوچولو قبول کرد. پسر کوچولو بزرگترین و قشنگترین تیله رو یواشکی واسه خودش گذاشت کنار و بقیه رو به دختر کوچولو داد اما دختر کوچولو همون جوری که قول داده بود تمام شیرینیاشو به پسرک داد. همون شب دختر کوچولو با آرامش تمام خو دو خوابش برد٬ ولی پسر کوچولو نمی تونست بخوابه چون به این فکر می کرد که همونطوری خودش بهترین تیله اشو یواشکی پنهان کرده٬ شاید دختر کوچولو هم مثل اون یه خورده از شیرینیهاشو قایم کرده و همه شیرینی ها رو بهش نداده! نتیجه اخلاقی عذاب وجدان همیشه مال ی است که صادق نیست. آرامش مال ی است که صادق است. ... ادامه ...

معرفی رینبودش

این رینبودشه؛یکی از دوستای صمیمی توایلایت.توی پونی ویل زندگی میکنه.خونشم میون ابرا توی آسمونه.یه پونی بالداره.با خودش یه لاکپشت نگه میداره.یه پونی بیش از اندازه مغروره و فکر میکنه که از همه بهتره.سرعتش توی پرواز نظیر نداره.خیلی زود عصبانی و هیجان زده میشه.همیشه آرزو داره که جزو گروه «واندر فول»بشه که این آرزوش توی فصل شش پونی کوچولو به حقیقت تبدیل میشه.خیلی به دوستاش وفاداره.یه خواهر کوچیکتر به اسم سوکوتالو داره.همیشه با اپل جک سر جنگ و دعواست.حرکت محبوبش غرش بارانه که خیلی شگفت انگیزه... ... ادامه ...

مرغ عش مجنون17

فرداش اومدم پارک دیدم شقایقو دختر کوچولو تو پارکن ولی شقایق اخم داشت قشنگ معلوم بود که عصبانیو کلافیه نگاهش صورتشو برگردون بعد دختر کوچولو بادکنک میخواست واسش ن ید با دست محکم زد پشت دست دختر کوچولو بعد دختر کوچولو گریه کرد از چشم شقایقم یه قطره اشگ چکید شقایق پشتشو به من کرد با گوشی زنگ زد به یکی و داشت حرف میزد با خودم گفتم چی کار کنم حالشو عوض کنم سریع رفتم کلی بادکنک یدم بعد به بچه ها دادم دختر کوچولو ... ادامه ...

شازده کوچولو

شازده کوچولو گفت: تو کی هستی؟ چقدر قشنگی! روباه گفت: من یه روباهم. شازده کوچولو گفت: بیا با من بازی کن. نمیدونی چقدر دلم گرفته... روباه گفت: نمی تونم باهات بازی کنم. آخه هنوز اهلی م ن د. شازده کوچولو آهی کشید و گفت: معذرت میخوام. ... ادامه ...

جملات زیبا از کتاب شازده کوچولو

شازده کوچولو پرسید:از کجا بفهمم وابسته شدم؟روباه جواب داد:تا وقتی هست نمی فهمی!ﺷﺎﺯﺩﻩ ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﭘﺮﺳﯿﺪ:ﻏﻢ ﺍﻧﮕﯿﺰﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪﺑﯿﺎﯼ ﻭ ﮐﺴﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻧﺸﻪ ﭼﯿﻪ؟ﺭﻭﺑﺎﻩ ﮔﻔﺖ:ﺑﺮﯼ ﻭ ﮐﺴﯽ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﺸﻪ...!شازده کوچولو: اهلی یعنی چی؟روباه: چیزی ست که پاک فراموش شده..معنی اش ایجاد علاقه استشازده کوچولو گفت:بعضی کارابعضی حرفابدجور دل آدمو آشوب میکنهگل گفت مث چی؟شازده کوچولو گفت:مث وقتی کهمیدونیدلم برات بی قرارهو کاری نمیکنی... ... ادامه ...

شازده کوچولو

شازدهـ کوچولو گفت: بعضی کارا بعضی حرفا بدجور دل آدمو آشوب میکنه ، گل گفت : مث چی؟ شازدهـ کوچولو گفت: مث وقتی که میدونی دلم برات بی قراره ولى کاری نمیکنی :) ... ادامه ...

معرفی کتاب

شازده کوچولو « شازده کوچولو » در سال 1940 در نیویورک به قلم آنتوان دوسنت اگزوپری نوشته شد و برای اولین بار در سال 1943 منتشر گردید . این کتاب پرفروش ترین کتاب تک مجلد جهان در تمام طول تاریخ می باشد . این اثر تا کنون به ۱۵۰ زبان مختلف دنیا ترجمه شده است . داستان شازده کوچولو یک داستان سورئالیستی است. درون مایه شازده کوچولو ... ادامه ...

پک رباتیک ربات کوچولو

ربات کوچولو محصولی است جدید ویژه بچه های 3 الی 7 سال که در آن علاوه بر آموزش ساخت یک ربات ساده ربات های فوتبالیست و آتش نشان را هم می توان با آن ساخت. جهت ید ربات کوچولو می توانید با شرکت نو شان ربات ساز تماس گرفته تا در اسرع وقت این محصول برایتان ارسال گردد. اگر پک ربات را برای بچه های زیر 7 سال می خواهید، ربات کوچولو مناسب است. اگر پک ربات برای دانش آموزان 7 تا 16 سال نیاز دارید ربات ساز 1 مناسب این رده رسنی است. جهت سفارش با شماره 09154028929 تماس حاصل نمایید. قطعات موجود در پک ربات کوچولو سخنی با والدین حتما کلیک کنید بهترین هدیه جشن تولد جهت ید ورژن خود آموز ربات کوچولو می توانید با شماره 09158087919 تماس حاصل نمایید. قیمت ربات کوچولو 79000 تومان ... ادامه ...

بررسی کتاب شازده کوچولو در جلسه کتاب بحث

جلسه کتاب بحث در تاریخ 96/2/26 به بررسی کتاب "شازده کوچولو" نوشته آنتوان دو سنت اگزوپری پرداخت. برخی از داستان ها به مرتبه ای می رسند که فرهنگ ساز می شوند و بخشی از فرهنگ بشری را می سازند. شازده کوچولو یکی از این داستان ها است. "شازده کوچولو" کتاب قرن فرانسه شناخته شده است. شازده کوچولو سنت اگزوپری داستان شاعرانه ای است سرشار از استعاره و نماد که خواندن آن هر بار تجربه ای نو به دست خواهد داد. ... ادامه ...

گزارش تصویری | عذاب ده ساله برای اسب کوچولو

همشهری آنلاین: اسب های موسوم به پونی اسب هایی کوچک هستند. یکی از این اسب ها دچار سرنوشت عجیبی شده است: ده سال است که سم او را کوتاه نکرده اند ... ادامه ...

شازده کوچولو گفت

شازده کوچولو گفت : بعضی کارا بعضی حرفا بدجور دل آدمو آشوب میکنه گل گفت : مثل چی ؟ شازده کوچولو گفت : مثل وقتی که میدونی دلم برات بی قراره کاری نمیکنی... ... ادامه ...

الاغ کوچولو ی زبل

روزی الاغ کوچولویی هنگام علف خوردن کم کم از مزرعه دور شد ناگهان گرگ گرسنه ای جلوی او پرید الاغ کوچولو اول خیلی ترسید ولی بعد فکر کرد که باید نقشه و برنامه ای برای گرگ داشته باشد وگرنه گرگ او را یک لقمه چپ می کند الاغ کوچولو ی قصه ی ما فکر بکری کرد و لنگان لنگان به راه افتاد یکی از پاهای خود عقب خود را روی زمین کشید و پس از لحظاتی ناله کنان گفت ای گرگ در پای من تیغ درد ناکی فرو رفته است از تو خواهش می کنم قبل از خوردن این تیغ را از پای من در بیاوری گرگ با تعجب گفت برای باید این کار را م من که می خواهم تو را بخورم الاغ کوچولو گفت چون این تیغ که در پای من است مرا خیلی اذیت می کند اگر مرا بخوری در گلولیت گیر می کند و تو را خفه می کند گرگ پیش خود فکر کرد که الاغ راست می گوید برای همین پای الاغ کوچولو را گرفت و گفت تیغ کجاست من که چیزی نمی بینم و سرش را جلو اورد تا خوب نگاه کند در همین لحظه الاغ کوچولو از فرصت استفاده کرد و با پاهی عقبش لگد محکمی به صورت گرگ زد دندان های گرگ ش تگرگ از این که گول الاغ کوچولو را خورده بود خیلی عصبانی بود اما دیگر کاری از دستش بر نمی امد الاغ کوچولو با سرعت از انجا دور شد و با خودش ... ادامه ...

شازده کوچولو

شازده کوچولو : دنبال آدم ها کجا بگردم ؟ روباه : تو تخت خوابشون ، کنج غم هاشون شازده کوچولو : هنوز سرگردون ریشه هاشون هستند ؟ روباه : هستند .. ها بیشتر شازده کوچولو : آدم ها همدیگر را دارند ؟! روباه : در حقیقت آدم ها هیچ را ندارند ، این را آدم روزهای از جاهای خالی آن هایی که باید باشند و نیستند ، می فهمد شازده کوچولو : دلم غروب آفتاب می خواهد روباه : کاش روز دیگری آمده بودی ، غروب های آدم ها را می کشد چه رسد به تو که از یک سیاره ی دیگری آمده ای ... شازده کوچولو : اوووه پس برای تو هر روز است . تو چرا تنهایی روباه ؟ روباه : من زیرکم ، تنها که باشی ، ترک هم نمی شوی ! حالا هم تا دلت نگرفته فرار کن به شنبه ، یا برگرد به پنج شنبه ... به گمانم به خاطر ها است که ما هیچ شازده کوچولویی در بین خودمان نداریم ... ... ادامه ...

شازده کوچولو

شازده کوچولو : دنبال آدم ها کجا بگردم ؟ روباه : تو تخت خوابشون ، کنج غم هاشون شازده کوچولو : هنوز سرگردون ریشه هاشون هستند ؟ روباه : هستند .. ها بیشتر شازده کوچولو : آدم ها همدیگر را دارند ؟! روباه : در حقیقت آدم ها هیچ را ندارند ، این را آدم روزهای از جاهای خالی آن هایی که باید باشند و نیستند ، می فهمد شازده کوچولو : دلم غروب آفتاب می خواهد روباه : کاش روز دیگری آمده بودی ، غروب های آدم ها را می کشد چه رسد به تو که از یک سیاره ی دیگری آمده ای ... شازده کوچولو : اوووه پس برای تو هر روز است . تو چرا تنهایی روباه ؟ روباه : من زیرکم ، تنها که باشی ، ترک هم نمی شوی ! حالا هم تا دلت نگرفته فرار کن به شنبه ، یا برگرد به پنج شنبه ... به گمانم به خاطر ها است که ما هیچ شازده کوچولویی در بین خودمان نداریم ... ... ادامه ...

شازده کوچولو

شازده کوچولو : دنبال آدم ها کجا بگردم ؟ روباه : تو تخت خوابشون ، کنج غم هاشون شازده کوچولو : هنوز سرگردون ریشه هاشون هستند ؟ روباه : هستند .. ها بیشتر شازده کوچولو : آدم ها همدیگر را دارند ؟! روباه : در حقیقت آدم ها هیچ را ندارند ، این را آدم روزهای از جاهای خالی آن هایی که باید باشند و نیستند ، می فهمد شازده کوچولو : دلم غروب آفتاب می خواهد روباه : کاش روز دیگری آمده بودی ، غروب های آدم ها را می کشد چه رسد به تو که از یک سیاره ی دیگری آمده ای ... شازده کوچولو : اوووه پس برای تو هر روز است . تو چرا تنهایی روباه ؟ روباه : من زیرکم ، تنها که باشی ، ترک هم نمی شوی ! حالا هم تا دلت نگرفته فرار کن به شنبه ، یا برگرد به پنج شنبه ... به گمانم به خاطر ها است که ما هیچ شازده کوچولویی در بین خودمان نداریم ... ... ادامه ...

کوچولو

کوچولو غصه نخور دوری که ترس نداره بغض نکن که کوه غم از پا درم میاره کوچولو غصه نخور سخته خودم می دونم اما هرجا که باشم عاشق تو می مونم عاشق اون نگاه و صورت مثل ماه و صدای خنده هاتم هرجا باشی باهاتم فکر نکن با رفتنم دلخوشی پر می گیره بغض نکن که عاشقت دق می کنه می میره دوست دارم دوست دارم دیگه به غم پا نده غصه نخور درست میشه بد به دلت راه نده کوچولو طاقت بیار غصه همیشگی نیست تازه این اولشه آ زندگی نیست کوچولو طاقت بیار گریتو دوست ندارم خندتو ازم نگیر دوریتو تاب بیارم شاعر:جمشید خیری مقدم ... ادامه ...

شازده کوچولو و دادگاه

شازده کوچولو به سیاره دوم رفت. آنجا فقط یک پادشاه تنها زندگی میکرد . بعد از ملاقاتی کوتاه , شازده کوچولو خواست که سیاره را ترک کند . اما فرمانروا که دلش میخواست او را نگه دارد گفت : نرو, تورا دادگستری میکنیم . شازده کوچولو گفت: اینجا ی نیست که من او را محاکمه کنم فروانروا گفت : خب, خودت را محاکمه کن! این سخت ترین کار دنیاست! اینکه بتونی درباره خودت قضاوت درستی داشته باشی و عادلانه خودت رو محاکمه کنی ... " آنتوانت دوسنت اگزوپری " ... ادامه ...

شرمنده ..

شازده کوچولو از می خواره پرسید؟ – تو اینجا چه می کنی؟ میخواره گرفته و غمگین جواب داد: – می نوشم. شازده کوچولو از او پرسید: – چرا می نوشی؟ میخواره جواب داد: – تا فراموش کنم. شازده کوچولو که دلش به حال او سوخته بود پرسید: – چه چیز را فراموش کنی؟ میخواره که از خجلت سر به زیر انداخته بود اقرار کرد: – فراموش کنم که شرمنده ام. شازده کوچولو که دلش می خواست کمکش کند پرسید: – شرمنده از چه؟ میخواره که به یکباره مهر سکوت بر لب زده بود گفت: – شرمنده از میخوارگی! و شازده کوچولو مات و متحیر از آنجا رفت. و در بین راه با خود می گفت: راستی راستی که این آدم بزرگ ها خیلی خیلی عجیبند! "شازده کوچولو - آنتوان دوسنت اگزوپری" ... ادامه ...

شازده کوچولو

شازده کوچولو: تو سواد داری ؟... روباه: سواد مال آدماست... من شعور دارم...! شازده کوچولو ... ادامه ...

آشنایی با آکواستریا

اکواستریا کشور یا به اصطلاح سرزمینی هستش که پونی ها اونجا زندگی می کنن و ماجرا های پونی کوچولو همش تو اونجا اتفاق می افته.شهر های اکواستریا عبارتند از: کنتورلات: کنتورلات شهری هستش که قصر پرنسس لونا و سلستیا اون جا هست و توایلایت اسپارکل(سخصیت اصلی کارتون) خونش قبلا تو اونجا بوده و کنار قصر پرنسس لونا و سلستیا زندگی میکرده. پونی ویل: پونی ویل شهری کوچک با خونه های روستایی مانند هستش که توایلایت به خاطر دستور پرنسس سلستیا که قبلا شاگردش بوده میره اونجا و با 5 شخصیت اصلی دیگر کارتون آشنا میشه و از آن به بعد در اونجا زندگی میکنه. منهتن: شهری بسیار بزرگ و با کلاس که با طرح شهر نیویورک ساخته شده و یک مجسمه به شکل پونی تو اونجا قرار داره. سوویت اپل اکراس: شهری هستش که اپل ها یا همان خانواده اپل جک و فامیل های دورش که اکثرا کاوبوی هستن اونجا زندگی میکنن. ... ادامه ...

دلم برات بیقراره

شازده کوچولو گفت: بعضی کارا بعضی حرفا بدجور دل آدمو آشوب میکنه گل گفت مث چی؟ شازده کوچولو گفت: مث وقتی که میدونی دلم برات بی قراره و کاری نمیکنی... "آنتوان دوسنت اگزوپری" برگرفته از کتاب "شازده کوچولو" ... ادامه ...

اهلی شدن

روباه گفت سلام .. شازده کوچولو سر برگرداند و مودبانه جواب سلام روباه را داد. شازده کوچولو :تو کی هستی؟ چه خوشگلی ! روباه : من روباه هستم. شازده کوچولو : بیا بازی کنیم روباه : نمیتونم ! ی مرا اهلی نکرده ! شازده کوچولو :اهلی یعنی چه؟؟ روباه :یعنی علاقه ایجاد . سپس روباه مدت زیادی به شازده کوچولو نگاه کرد آ گفت بی زحمت مرا اهلی کن هیچ چیز را تا اهلی نکنی نمی توانی بشناسی. روباه توضیح داد:اول کمی دور از من بنشین من از گوشه ی چشم به تو نگاه خواهم کردوتوهیچ حرفی نخواهی زد چون زبان سرچشمه سوء تفاهم است ! وهر روز قدری جلوتر بیا ... فردا شازده کوچولو آمد. روباه گفت :اگر هر روز ساعت چهار بیایی من از ساعت سه به بعد کم کم خوشحال خواهم شد و سر ساعت چهار نگران و هیجان زده خواهم شد وآن وقت به ارزش خوشبختی پی خواهم برد! بدین گونه شازده کوچولو روباه را اهلی کرد ... و همین که ساعت وداع رسید... روباه گفت :من خواهم گریست . شازده کوچولو گفت :گناه از خود توست. تو خود خواستی تو را اهلی کنم ! روباه گفت درسته ولی من باز گریه خواهم کرد ولی راز خود را به تو خواهم گفت. بدان که جز با چشم دل نمی توان خوب دید . آنچه اصل است از دیده پنهان است ! و ... ادامه ...

بازی مامسجد رفتن علی کوچولو در شب قدر

علی کوچولو در نوزدهم و بیست و یکم ادامه مطلب ... ادامه ...

شازده کوچولو

شازده کوچولو پرسید : دوست داشتناتو می خوای ببری تو گور باهاشون چی کار کنی که ابرازشون نمی کنی ؟! روباه گفت : من دیگه دوست داشتن ندارم شازده کوچولو گفت : مگه میشه ؟! روباه گفت : آره ... همه دوست داشتنامو دادم به یکی ولی اون گمشون کرد حالا هم هرجا دنبالشون میگردم پیداشون نمی کنم ..!! ... ادامه ...

کوچولو های فامیل ...

با عرض سلام خدمت داداشا و ابجیا اینا کوچولو های فامیلن ایشون پرنیاس پسر عموم محمد مهدی و پسر اش پسر عموم حسین دخی خالم غزل خانوم پرنیا جون پسر ی پسمل عموم دوباره پرنیا جون با لباس محلی نوه ی م معصومه کوچولو کدوم خوشمل تره ؟؟؟ ... ادامه ...

اهلی شدن یعنی چه؟

به نام خدای شازده کوچولو روباه گفت:سلام. شازده کوچولو برگشت اما ی را ندید با وجود این با ادب تمام گفت:سلام. صدا گفت:من اینجام زیر درخت سیب.. شازده کوچولو گفت: کی هستی تو؟عجب خوشگلی! روباه گفت:یک روباهم من. شازده کوچولو گفت:بیا با من بازی کن .نمیدانی چقدر دلم گرفته... روباه گفت:نمی توانم بات بازی کنم .هنوز اهلیم ن د آ . شازده کوچولو آهی کشید و گفت:معذرت میخواهم. اما فکری کرد و پرسید:اهی یعنی چه؟ روباه گفت:تو اهل اینجا نیستی .پی چی میگیردی؟ شازده کوچولو گفت:پی آدم ها میگردم .نگفتی اهلی یعنی چه؟ روباه گفت:آدم ها تفنگ دارند و شکار می کنند. اینش اسباب دلخوری است! اما مرغ هم پرورش می دهند و خیرشان فقط همین است. تو پی مرغ می گردی؟ شازده کوچولو گفت:نه پی دوست می گردم اهلی یعنی چی؟ روباه گفت:یک چیزی است که پاک فراموش شده. معنیش ایجاد علاقه است شازده کوچولو:ایجاد علاقه ؟ روباه گفت:معلوم است.تو الان واسه من یک پسر بچه ای مثل صد پسر بچه ی دیگر. نه من هیچ احتیاجی به تو دارم نه تو هیچ احتیاجی به من. من واسه تو یک روباهم مثل صد هزار روباه دیگر. اما اگر منو اهلی کردی هردوتامون بهم احتیاج پیدا می کنیم. تو واسه من میان همه ... ادامه ...

فرآیند نمایش اطلاعات مرتبط با عنوان دنیای جادویی پونی کوچولو به وسیله ربات های خبری از بین منابع فارسی دریافت میگردد و نمایش داده میشوند.