دنیای خیالی من

عبارت دنیای خیالی من از بین صدها هزار مطلب، خبر و مقاله فارسی جستجو شده است و نتیجه آن نمایش داده شده است و مسئولیت آن بر عهده منبع اصلی مطلب دنیای خیالی من میباشد.



دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شده.....

دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شده انقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده دنیای این روزای من درگیر تنهاییم شده تنها مدارا می کنیم دنیا عجب جایی شده هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن می کنم آینده ی این خونه رو با شمع روشن می کنم هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن می کنم آینده ی این خونه رو با شمع روشن می کنم در حسرت فردای تو تقویممو پر می کنم هر روز این تنهاییو فردا تصور می کنم هم سنگ این روزای من حتی شبم تاریک نیست اینجا به جز دوری تو چیزی به من نزدیک نیست هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن می کنم آینده ی این خونه رو با شمع روشن می کنم هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن می کنم آینده ی این خونه رو با شمع روشن می کنم دنیای این روزای من همقد تن پوشم شده انقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده دنیای این روزای من درگیر تنهاییم شده تنها مدارا می کنیم دنیا عجب جایی شده ... ادامه ...

از دنیای رها بیشتر بدانیم

دنیای تکنولوژی هر لحظه در حال پیشرفت است و با پیدایش یک صنعت یا علم جدید بلافاصله محصولی علیه آن عرضه می شود. با پیشرفت دنیای کامپیوترها و آغاز نسل اول ارتباط های شبکه ای کم کم نفوذ و شکل گرفت. امروز در تک نیوز قصد داریم تا نگاهی به و تاریخچه آن بیندازیم. در ادامه با ما همراه باشید. ... ادامه ...

دنیای این روزهای من

دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شوده اینقدر دورم از توکه دنیا فراموشم شده دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده تنها مدارا میکنیم دنیا عجب جایی شده هرشب تو رویای خودم .. آغوشتو تن میکنم آینده این خونرو باشمع روشن میکنم هر شب تو رویا خودم در حسرت فردای تو تقویمم و پر میکنم هر روز این تنهایی و فردا رو تصور میکنم هم سنگ این روزای من حتی شبم تاریک نیست اینجا به جز دوریه تو .. چیزی به من نزدیک نیست هر شب تو رویا خودم دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شوده اینقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده ... ادامه ...

دوستان خیالی

شونزده هیفده سالم بود از فرط تنهایی شدید یکی دو تا دوست خیالی واسه خودم ساخته بودم . یکی شون بچه لندن بود یکیشون هم بچه میدان ولیعصر . روزهای خوب و خوشی با هم داشتیم . رسیدم به هجده سالگی باهاشون قطع رابطه و دوباره رفتم تو لاک تنهایی خودم تا اینکه الان دوباره یک دوست خیالی برای خودم پیدا اسمش هم کریس . بدبختانه یا خوشبختانه با این یکی نمیتونم قطع رابطه کنم . +از نظر سلامت روانی مشکلی ندارم ... ادامه ...

متن شعر

دنیای این روزای من دنیای این روزای من هم قد تن پوشم شده انقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده دنیای این روزای من درگیر تنهاییم شده تنها مدارا می کنیم دنیا عجب جایی شده هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن می کنم آینده ی این خونه رو با شمع روشن می کنم هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن می کنم آینده ی این خونه رو با شمع روشن می کنم در حسرت فردای تو تقویممو پر می کنم هر روز این تنهاییو فردا تصور می کنم هم سنگ این روزای من حتی شبم تاریک نیست اینجا به جز دوری تو چیزی به من نزدیک نیست هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن می کنم آینده ی این خونه رو با شمع روشن می کنم هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن می کنم آینده ی این خونه رو با شمع روشن می کنم دنیای این روزای من همقد تن پوشم شده انقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده دنیای این روزای من درگیر تنهاییم شده تنها مدارا می کنیم دنیا عجب جایی شده ترانه سرا: روزبه بمانی ... ادامه ...

ع خیالی یک آدم،ع یک آدم خیالی،

به تصویرت خیره می شوم ،باور نمی کنم تورا که چگونه چون یک برق ،آمدی و فلش زدی و رفتی،باور نمی کنم تورا که چگونه درون خواب من متولد شدی،درون شعرهایم بزرگ شدی،درون تنهاییم پیراهنت از تن بیرون شد و درون واقعیتم نیست و نابود شدی،به تصویرت خیره می شوم به ک ن اطرافت به جنگل پشت سرت به پلنگ پنهان میان چشمانت،به روسری ات ،هرچه بیشتر نگاه می کنم بیشتر باور می کنم که آدم ها باید در خیالشان ی را بزرگ کنند ،باید دل ببندد به این موجود خیالی و باید برای دیدنش خیابان ها را قدم بزنند ، اینک این خیال در حال دود شدن است ، در حال رفتن است هرچه بیشتر خودم را با حساب و کتاب وکار و کارگر درگیر کنم آدم های خیالی ام دور و دورتر می گردند... نمی دانم شاید دوباره برگردم به کتاب های شعر و ادبیات کلاسیک شاید هم سری زدم به دختران بی س رست شهر ... ادامه ...

هنگ:|1395.6.17

ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﻣﻦ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﻡ ! ﮐﺎﺵ ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﻫﻢ ﭘﺎﯼ ﺗـﻮ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ... #مرﯾﻢ_ﻗﻬﺮﻣﺎﻧﻠﻮ #مهمونی امروزم تموم شد,خیلی جالب بود دلم میخواست دختر داشتن,کلا برع شد:| سه تا پسر داشتن:|دوتا بچه مدرسه ای,یکیش بزرگ:| #کلا امروز همه عجیب رفتار می :|بالا سرم علامت سواله:| #هی روزگااار,دنیای واقعی با دنیای مجازیت 180درجه فرق داره:( #جالبه تعداد بازدیدها ی ان:d #کانال من و دوستام درحال پیشرفت,هورااا,من اون کانالو به عشق یکی زده بودم اول,بعد تبدیل شد به ی کانال 700نفری:) ... ادامه ...

گفتگوی خیالی

دیالوگهای خیالی دارم در ذهن پریشانم، گاهی با تو می گویم و می خندم، گاهی از دستت عصبانی می شوم و بعد از عذر خواهی می کنم . ببین که چقدر احتمالات این احساس زیاد است اما نمی توانم عاقلانه رفتار کنم چون تو را دوست دارم. دوست داشتنی که سرانجامش را نمی دانم. اما حتم دارم که مرا خواهد سوزاند و مرا در گرداب غمش غرق خواهد کرد. ... ادامه ...

روز آ و قهرمانی مرصاد

طوفان در ادامه مسابقات خود را به بی خیالی زد و در روز آ که سه امتیاز مسابقه حتی میتوانست حکم به قهرمانی طوفان دهد با بی خیالی و بی توجهی بازیکنان و مسئولان تیم همراه شد تا امسال هم همچون سال قبل طوفان راه به جایی نبرد. در دیدار آ مقابل مرصاد به زحمت 11 بازیکن جهت برگزاری مسابقه جمع شدند و نتیجه آن چیزی جز ش ت نبود اگر چه گل اول را محمدصادق فروردین بازیکن جوان طوفان به ثمر رسانده بود.جا دارد کادر زحمتکش تیم در آینده تد ری را در زمان مواجهه با همچین وضعیتی در برنامه خود و باشگاه داشته باشند. نتایج روز آ طوفان 1 3 مرصاد شاهین 2 1 وحدت کاکی ... ادامه ...

مرا خواهی دید

مرا خواهی دید در لحظه ای که دارم پیغام های خیالی ات را که به دست قاصدک ها س ای می خوانم ! و هنوز مثل بچگی ام کشتی های کاغذی را از اسکله ی این حوض کوچک به دریا می فرستم... کشتی هایی که می دانم هیچکدام از مسافرهای خیالی ام را سالم به مقصد نخواهند رساند... مرا خواهی دید آن روز که دارم تمرین میکنم ! برای آن شبی که به اندازه ی یک آهنگ وقت داشته باشیم که یاد بگیرم چطور مخفیانه و دور از چشم هایت آن را روی تکرار بگذارم... باقر دیلمی ... ادامه ...

دنیای درون

هیچ میدونستین دنیای آدما از دو قسمت تشکیل شده؟ دنیای درون و دنیای بیرون. و آدم همواره در حال گذر از این دنیا به اون دنیاست. وقتی آدم تو دنیای درونشه محرک های بیرونی اگه خیلی قوی باشن آدم رو متوجه دنیای خارج می کنند.گاهی هم محرک های بیرونی اونقدر تکراری یا خسته کنندن که آدم رو به دنیای درونش میبرن. آدم ها باید در حال زندگی کنند با داشتن حال گذشته و آینده ی انسان آباد میشه چرا که این حال به گذشته بدل میشه و همین حال آینده رو میسازه. دنیای درون متشکل از خاطرات، آموخته ها اتفاقات رخ نداده و قرار گرفتن در موقعیت های ذهن ساخته است. دنیای بیرون شامل آدم ها و اتفاقات واقعی است. خارج شدن ناخواسته از هر کدوم از این دنیاها ناخوشاینده. دنیای درون از دنیای بیرون در دسترس تر، آسون تر و پرطرفدار تره. اما این تعامل و توازن این دو دنیاست که میتونه زندگی رو برای ما بسازه. ... ادامه ...

ترحم

نوازش گر نگاهی بودم که پشت قاب شیشه ای چه ارام به من لبخند میزد زندگی می خندید و دنیای غم انگیزم وارونه میشد وارونگی زندگی وحس خیالی مبهم لا به لای سیگار لای انگشتانت چه ارام دود میشد و من همچنان لبخند میزدم به صداقت چشمهایت صداقت هرلحظه خا تر میشد و در آغوش زمان فرو میریخت انبوهی از خا تر بر روباهای ورم کرده ام نشست چه دنیای وارونه ای .... کاش میدانستی لمس تو هوس نبود در این وارونگی لا به لای لمس انگشتانت چه ارام میسوختم به ناگاه ا ین تلنگر را میزنی و این بار در انبوه خا ترم فرو می ریزم صدای له شدن زیر پایت اتشم را خاموش می کند وجودم در ترحم لمس دستانت هنوز می سوزد ارام نفس می کشم ارام تر از همیشه حس له شدن زیر ترحمی سنگین پایت را بردار رفیق می بینی نسیم می وزد و من در اغوش رویای زخم خورده ام نفس تازه میکنم ... ادامه ...

دنیام

نمیدونم چرا دنیای من با همه فرق میکنه ! دنیایی که همه دوست دارن توش صلح و ارامشو سلامتی باشه ! ولی دنیایی که من دوست دارم .. جنگ جای صلحی که خنجر از پشت میزنن بیماری جای درمانی که باید براش همه زندگیتو بدی تنفر جای عشقی که باید غرورتو بدی باباتش تنهایی جای شلوغی ای که همه دنبال خودنمایین زشتی جای زیبایی که همش فیکه یا ادیت شدس ! ناکامی جای حرصو و لع زدن ! بی امنیتی جای امنیت هایی که همه چیزت زیره نظره بی خیالی جای فکر آینده ای که ا ش به خودکشی منجر میشه ... ادامه ...

هی دنیای لعنتی......

هی دنیای لعنتی چی میخوای از جونم؟؟؟؟؟ خدا نفسم شیمی درمانی میکنه موهاش داره میریزه من میمیرم داغون میشم بدون مو ببینمش خداااااااااااااا اهای خدا کجایی دلم خونه......خدا کجاییی دلم اتیش گرفته خداااااااااا ینی از من داغونترم هس تو دنیا؟؟؟؟؟؟ دنیای بی رحم چیکار داشتی باخوشیام؟؟؟ ای روزگار چرا انقد حسودی نتونستی تحمل کنی ک خوشبختیمو ببینی؟؟؟؟؟ خدااااااااا ب دادم برس دارم جون میدم خدااااااااا....... ... ادامه ...

ترک دنیای بی خیالی

دلم میخواد بنویسم اما نمیتونم. این روزایی روز ای جدید و ن ن اما وحشت دارم حتی بهش فکر کنم. نمیدونم چرا خوشحال نیستم. اصلا خوشحال نیستم از رفتن از این خونه. از مسئولیت نمیترسم.حس اینکه تنها میشم و از یاد میرم دیوونم میکنه. از اینکه با آقای میم تنها بشم . از اینکه دیگه واقعا با هم زندگی کنیم. یکم برام تکیه سخته. فقط دعا دعا میکنم دیگه هیچوقت همدیگرونرنجونیم. ب اولین شبی بود که در کنار هم خونمونو تمیز کردیم. ... ادامه ...

گاهی - بعضی - جایی

موضوع : گاهی در زندگی زمانهایی پیش خواهد آمد که با افرادی در جایی دیدار خواهیم داشت ، این افراد خود را بسیار بالا و شما را بسیار پایین میبینند و از هر کاری برای اثبات این موضوع استفاده میکنند . راه حل : اگر زمان زیادی مجبور به ماندن در آنجا نیستید ؛ روش زیر بسیار کار آمد است ؛ بسیار دقت کنید ، هر برخوردی غیر از بی توجهی از جانب شما ش ت خودتان را د ی خواهد داشت . بگذارید در دنیای خیالی خودش صفا کند . ... ادامه ...

یلدا...

هستی چه بود؟، قصهٔ پر رنج و ملالی کابوس پر از وحشتی، آشفته خیالی ای هستی من و مستی تو، افسانه ای غم افزا کو فرصتی که تا لذتی بریم از شب وصالی؟ ز هستی، نصیبم بود درد بی نهایت چنان نی، ندارم سر شکوه و شکایت چرایی غمین، اقامت گزین به درگاه می فروشان گریز از محن، چو من ساغری بزن، ساغری بنوشان! هستی چه بود؟، قصهٔ پر رنج و ملالی کابوس پر از وحشتی، آشفته خیالی ای دل، چه ز جانم خواهی؟، ای تن، ز چه جانم کاهی؟ ترسم که جهانی سوزد، از دل چو بر آرم آهی به دلم نه هوس، نه تمنا باشد، چه کنم که جهان همه رویا باشد! بگذر ز جهان همچون من، افشان به جهانی دامن بزمم سیه اما سازد جمع دگران را روشن هستی چه بود؟، قصهٔ پر رنج و ملالی کابوس پر از وحشتی، آشفته خیالی ای هستی من و مستی تو، افسانه ای غم افزا کو فرصتی که تا لذتی بریم از شب وصالی؟ ... ادامه ...

دنیای بی وفا ،

چند وقت پیش رفته بودم زاده زیارت، وارد زاده شدم رسیدم زره حرم رو بغل ، یک به نام اسم ام رو بُرد، برگشت باهاش دست دادم، یه لحظه شبیه یه همکار قدیمی ام بود، رفت سر ایستاد، برکشتم به زبارت و نیایشم ادامه دادم حال امروز صبح ع همون آقا رو تو اداره دیدم، غصه چی رو می خوری، دنیای بی وفایی، دنیای ناماندنی، همینه همه بی وقایند، دنیای بی وفا ، می دونم دنیای بی وفاییه، با خدا وفا می کنم سر زندگیم، وفا می کنم، می دونم خداست که به وعده هاش وفاداره هر کار کنیم می دونم بهمون بر می گرده ... ادامه ...

همدلی نیست

با تو ، ولی تنها ، در کنار توام اما هنوز هم غرق هستم در رویا.... گاهی دلم میگیرد و نیست همدلی ، تو روبروی من نشسته ای و انگار نیست ی! چه فرق دارد بود و نبودت ، من که روزی بودم تنها آرزویت.... با توام ولی تنها ، حس نمیکنم بودنت را ، تنها میبینمت که بی خیالی و بی احساس... و من مدت هاست که با تنهایی ام ، میگذرانم لحظه ها را به هر سختی باشد ، گرچه شکایت میکند دلم از این لحظه های سرد... گاهی نیاز دارم به یک آغوش گرم، گاهی نیاز دارم نوازشم کنی ، مرا غرق در آغوشت کنی ،اما تو هستی و من هم در گوشه ای ، انگار نه انگار تو هستی یک معشوقه ای.... با تو ولی تنها ، من هستم و دلم و یک دنیا... دنیای تاریک و هوای سرد دلم ، چه زود گذشت آن روزهای گرم گلم.... هستی و احساست نمیکنم ، اینجایی و لمست نمیکنم ، مثل یک م و هیچگاه مستت نمیکنم... منبع :» سایت رسمی قلب بیمار بدون ذکر منبع و نام نویسنده کپی نکنید ... ادامه ...

اهل شعرم

اهل شعرم... اهل تنهایی و درد... پیشه ام فریاد است!! کاسبم... کاسب دل... صادراتم شادی... وارداتم غم ودرد... دوستانی دارم سردتر از سردی برف... گاه گاهی یخشان میشکند... گاه گاهی دلشان می سوزد... ولی از روی ترحم... سر زمینی دارم مردمانش همه دوست. ولی از روی ریا... خنده ام می گیرد!!! دلشان مرده ولی، لبشان خندان است... گله از اهل تماشا دارم... گله از این همه حاشا دارم... خنده ام می گیرد!!! من خودم اهل تماشا هستم... گاه گاهی دلی میسازم، میفروشم به شما... تا به آواز صداقت که در آن زندانیست دل بی مهر شما تازه شود... چه خیالی... چه خیالی... خوب میدانم دلتان بی مهر است.. ... ادامه ...

دنیای مجازی

دنیای مجازی، دنیای عجیبی است.با همه محاسن خود، معایب اساسی نیز دارد.دنیای پنهان ماندن.دنیای بی اعتمادی.سرهای خم شده در گوشی های رنگارنگ.ندیدن آنکه درکنارماست . این دنیا بیش از بقیه ، بزرگترهایمان را می رنجاند.در جلسا ت ودور همی های فامیلی، هم هستیم وهم نیستیم.صدا از ی در نمی آید واگر گاه لبخند یا خنده ای دیده شود، احتمالا بخاطر چیزهایی است که در گوشی خود میبینیم.اغلب متوجه نگاه اندوهگین بزرگترهایمان نمی شویم وصدای ش تن قلبشان و حسرت هم کلامی آنها را حس نمی کنیم.بعد از چند ساعت هم مهمانی را ترک می کنیم.براستی این ماجرا تا کجا ادامه خواهد یافت؟ ... ادامه ...

......

دوست مــــــــــجازی من چند وقت است برایت مینویسم و تو میخوانی و گاهی تو مینویسی و من میخوانم حواست به من باشد دوست مــــــــــجازی من بین ما هیچ نق نیست این روزها درد دلهایمان را به زبان نمی آوریم تایپ میکنیم مانده ایم اگر این دنیای مجازی نبود روی دیوار احساس چه ی مینوشتیم نامت زیباست اما افسوس مجازی هستی پشت هر یک از لایکها یک مخاطب خاص نشسته است میخواند/فکر میکند/گاهی هم گریه میکند/یا میخندد برای چند دقیقه هم که باشد از دنیای واقعی مرخصی میگیری مینشینی برای دل خودت گاهی هم شب و روز میچرخی در این دنیای رمز دار ولی میدانم قد تمام لبخندهایت تنها هستی اگر همدمی بود که مجازی نمیشدی دوست مــــــــــجازی من گاهی آنقدر احساس میکنیم که دستمان به مانیتور میخورد بیخود میشویم بین یک دنیا دروغ و اعتقاد فراموش میکنیم خودمان را دور میزنیم منطق و باورهایمان را میخندیم/گاهی هم دروغ میگوییم آنقدر که با تـــــــــــو راحت هستم با خودم نیستم نمیدانم.... شاید این معجزه ی مـــــجازی بودنت باشد دوست مجازی من بودنت را قدر میدانم و دوستت دارم ! ... ادامه ...

عاشقانه......

تو مثل راز پاییزی و من رنگ زمستانم چگونه دل اسیرت شد قسم به شب نمی دانم تو مثل شمعدانی ها پر از رازی و زیبایی و من در پیش چشمان تو مشتی خاک گلدانم تو دریایی ترینی آبی و آرام و بی پایان و من موج گرفتاری اسیر دست طوفانم تو مثل آسمانی مهربان و آبی و شفاف و من در آرزوی قطره های پاک بارانم نمی دانم چه باید کرد با این روح آشفته به فریادم برس ای عشق من امشب پریشانم تو دنیای منی بی انتها و ت و سرشار و من تنها در این دنیای دور از غصه مهمانم تو مثل مرز احساسی قشنگ و دور و نامعلوم و من در حسرت دیدار چشمت رو به پایانم تو مثل مرهمی بر بال بی جان کبوتر و من هم یک کبوتر تشنه باران درمانم بمان امشب کنار لحظه های بی قرار من ببین با تو چه رویایی ست رنگ شوق چشمانم شبی یک شاخه نیلوفر به دست آبیت دادم هنوز از عطر دستانت پر از شوق است دستانم تو فکر خواب گلهایی که یک شب باد ویران کرد و من خواب ترا می بینم و لبخند پنهانم تو مثل لحظه ای هستی که باران تازه می گیرد و من مرغی که از عشقت فقط بی تاب و حیرانم تو می آیی و من گل می دهم در سایه چشمت و بعد از تو منم با غصه های قلب سوزانم تو مثل چشمه اشکی که از یک ابر می بارد و من تنها ترین نی ... ادامه ...

#تو #من#ما

+دنیای ما اندازه ی هم نیست من عاشق بارون و گیتارم من روزها تا ظهر میخوابم من هرشبو تا صبح بیدارم دنیای ما اندازه هم نیست من خیلی وقتا تم سردم وقتی که میرم تو خودم شاید پاییز سال بعد برگردم.. صدبار گفتم باز یادت رفت دنیای ما اندازه ی هم نیست..! ... ادامه ...

نمیشه همه چی برای تو باشه ای بابا!.....................

ع های رمانتیک و بسیار زیبا" width="552" height="341" /> دنیای من برای تو آرام من احساس برای تو آغوش من زیباییش برای برای تو دویدم تاناکجاها حرم تنم برای تو انگار تنها م بی یم برای تو تاریک دنیا،تاریک خاموشیم برای تو مهربانی یدارم دل سنگم برای تو تورا دوست دارم سنگ سردی عشق برای تو چشمانم خیس خیس خداحافظ برای تو ج سخت دلتنگی افسوس فاصله ها برای تو مجبورم که بمیرم دنیای حسرت وغصه برای تو ... ادامه ...

دنیای خیالی من:)

گاه فرار میکنم از ترس واقعیت به غیر واقعی ها پناه میبرم فرار میکنم ، به آنسوی پرچین خیال دور از قید و بندهایی که شاید جسمم را اما روحم را نمیتوانند به بند بکشند فرار میکنم ، به دنیای بکری که تنها منم و من دنیایی که هوایش کمی سبکتر است ، میشود نفس کشید! نفس کشید بی آنکه چییزی در گلویت سنگینی کند نفست را تنگ کند و چشمانت را تر و من چه واقعی بین غیر واقعی های این دنیای غیر واقعی خوشحالم!!! ... ادامه ...

خیالی های واقعی

یک پسر بچه ی واقعی و بامزه را گذاشتم توی یک داستان غیرواقعی. شاید قشنگ ترین شباهتم با این پسربچه همین باشد که هر دو با خیال آشناییم. و با مرزهایی که در قصه ها برداشته می شوند و دنیا طور دیگری می شود. دلم می خواست حالا خود این پسرک را ببرم به آن دنیا. و ببینم قیافه ی بامزه و قشنگش چه شکلی می شود. تصویرگر او را این‎طوری کشیده. این تصویر البته فقط یک تکه از دنیای پسرک است. باقی اش را ما هم نمی توانیم ببینم. *تصویر در ادامه. ... ادامه ...

آلیس و من

آزادانه ترین خیالبافیام یا وقتیه که تو خونه تنهام یا وقت خواب. پتو رو که میکشم رو سرم وارد یه دنیای دیگه میشم. مثل آلیس موقعی که که میرفت کنار سوراخ درخت. منم تو این دو تا ح ه که میتونم سرزمین شگفت انگیزمو ببینم. تو سرزمین خیالیم من یه آلیس با قدرتم. جلوی زور و بی عد ی محکم می ایستم. حرفایی که همیشه تمرین میکنم که به بقیه بزنمو، اونجا راحت و بی خیال میگم بدون اینکه از اتفاقات بعدش بترسم. تو سرزمین شگفت انگیز من آلیسیم که همیشه میخوام باشم. بنظر من همه یه دنیای خیالی یا حتی عجیب غریب واسه خودشون دارن. فقط بعضیا نمیتونن یا نمیخوان باورش کنن. بعضیا باور دارن ولی جرأت ابرازشو ندارن خیلیام از سر روزمرگی و یادشون رفته یه زمانی اونام آلیس سرزمین خودشون بودن. دنیا با رویا و خیالبافیامون رنگ میگیره. حواسمون باشه بهشون ... ادامه ...

زندگی های خیالی ، عاشقی را دلخوشم

زندگی های خیالی ، عاشقی را دلخوشم با تو بودن در میان درد و غم را دلخوشم گفته ای با من تمام درد دلهای خموش گر شنیدم یا که دیدم زندگی را دلخوشم ذره ذره ، تک به تک از دور عالم می روم گردش دور قمرهر روز وشب را دلخوشم من دل لطف آفرینت را که می بینم هنوز بر دوام این جهان امیدها را دلخوشم سوی هر بت می روم ، صدایم می کند من بت زیبا نیم ، زیب آفرین را دلخوشم حاصل عمر من از این زندگی تنهایی است می روم تنها ولی ، جمع جهان را دلخوشم سالها در کودکیهای خودم گشتم ولی یاد تو افتادم و این کودکی را دلخوشم. 1395/06/20 16:10 ... ادامه ...

86.... بلندترین صدا

چندی پیش یکی از دانشجویانم پرسید بلندترین ص که در شهر می شنوید چیست؛ پاسخ دادم: «تنهایی دم افزون آدم ها». پاسخم را نپسندید و گفت فکر می کند بلندترین ص که در شهر شنیده می شود، جدال سنت و مدرنیته است. شاید گمان شود میان این دو انگاره تفاوت است؛ ولی واقعیت آن است که پاسخ من نتیجه ی عینی ستیزه ی سنت و مدرنیته است. تنهایی آدمها نتیجه ی هجوم مدرنیته و عقب نشستن سنت است. دیوارهای تنهایی ما از جایی شکل می گیرند که مرزهای اخلاقی ما قرار دارند. هر اندازه که چارچوب اخلاق ما شخصی تر باشد، تنهایی ما بیشتر است و هر اندازه که مرزهای اخلاقی ما در دنیای واقعی عمومی تر باشند تنهایی ما کمتر. در حالی که سنت با تأکید بر وجدان عمومی، «ما» می ساخت؛ مدرنیته با تأکید بر مرزهای تنگ اخلاقی، «من» را می آفریند. من ها قلمروهای کم دامنه ی اخلاقی ای هستند که جایی برای دیگران نمی گذارند. دنیای مدرن با تکیه بر فردگرایی بی اندازه اش، مرزهای اخلاقی ما را هر روز ویژه گراتر و تنگ تر می کند و بدینوسیله ما تنها شده و به من تبدیل می شویم. هر روز شماری از افراد به بهانه ی «دیگری اخلاقی» بودن از مرزهای خویشتن «ما» بیرون می شوند و کانون ه ... ادامه ...

فرآیند نمایش اطلاعات مرتبط با عنوان دنیای خیالی من به وسیله ربات های خبری از بین منابع فارسی دریافت میگردد و نمایش داده میشوند.