فریاد سکوت

عبارت فریاد سکوت از بین صدها هزار مطلب، خبر و مقاله فارسی جستجو شده است و نتیجه آن نمایش داده شده است و مسئولیت آن بر عهده منبع اصلی مطلب فریاد سکوت میباشد.



شعر مشیری

من سکوت خویش را گم کرده ام ل در این هیاهو گم شدم من که خود افسانه می پرداختم عاقبت افسانه مردم شدم ای سکوت ای مادر فریاد ها ساز جانم از تو پر آوازه بود تا در آغوش تو ، راهی داشتم چون کهنه شعرم تازه بود در پناهت برگ و بار من شکفت تو مرا بردی به شهر یاد ها من ندیدم خوشتر از جادوی تو ای سکوت ای مادر فریاد ها گم شدم در این هیاهو گم شدم تو کجایی تا بگیری داد من گر سکوت خویش را می داشتم زندگی پر بود از فریاد من ... ادامه ...

سکوت

من سکوت خویش را گم کرده ام ل در این هیاهو گم شدم من که خود افسانه می پرداختم عاقبت افسانه مردم شدم ای سکوت ای مادر فریاد ها ساز جانم از تو پر آوازه بود تا در آغوش تو ، راهی داشتم چون کهنه شعرم تازه بود در پناهت برگ و بار من شکفت تو مرا بردی به شهر یاد ها من ندیدم خوشتر از جادوی تو ای سکوت ای مادر فریاد ها گم شدم در این هیاهو گم شدم تو کجایی تا بگیری داد من گر سکوت خویش را می داشتم زندگی پر بود از فریاد من فریدون مشیری ... ادامه ...

سکوت

اشک هایم ,پشت غبار حب میشود پنهان سکوت میکنم ,مبادا بشکند حباب چشمانم در لرزش صدا سکوت ,پلی ست که میرساند مرا به تو منی که روییده در دشت انتظار تویی که بارانی و عطر بهار چه سکوتی میشود هستی انگاه که قاب نگاهم ,پر از چشمان توست در سکوت میتوان شعر خواند تارهای ساز دل را کوک کرد میتوان با زبان دل با تمام هستی بیان کرد راز,افرینش و شور هستی را سکوت مینشاتد مرا به اغوشت دستان تهی مرا میبرد به سرچشمه های رود مهربانی تو که هستی ,سکوت هم زیباتر از ترانه میسراید با دشت پنجره های بسته را شکوه عطر گلهای شب مینشاند پای خیال و در ان تقدس بی کلام سجود میرود به معراج محراب دل اشکها را میتوان پنهان کرد پای سکوت عشق را میتوان اواز خواند در نغمه سکوت بی هراس از دنیا تو را میتوان فریاد زد پا سکوت سکوت که میکنم دلم را غوغا میبرد تا دور انجا که تو نزدیکترین ممکن را مینوازی در ساز بودن من رضا ۶/۲۰ ... ادامه ...

سکانس اول

یک عصر پاییز آرام سکوت صدای قلقل سماور صدای تیک تاک ساعت سکوت و سکوت صدای نفسهای من آوای لبان خاموش تو سکوت و سکوت و سکوت و ناگهان غرق در طوفان حیات لطف نگاهت در قدح لبریز از می چشمانت که مستی آفریند که بشوید غم دل را که ببرد مرا تا انتهای جاودانگی که به بازی بگیرد تمام صحنه های پیشین زندگی ام ... ادامه ...

دلتنگی

چشمانم دریای اشک است و دلم ساحل غم و غصه, نمیدانم مرهم دل و چشمم چیست ؟؟ یا که مرهم دل بی قرارم کیست ؟ سکوت یا که فریاد؟!؟! بگذار " سکوت " را زندانی و " فریاد " را آزاد کنم پلاک دلتنگی بر گردنم خودنمایی میکند, دلتنگم... دلتنگم... برای قصه های ناب مهربانی برای آن خاطره های بارانی برای آن سیمای نورانی برای آن یار آسمانی چه فریاد کنم و چه سکوت, دلم آرام نمیگیرد, با تو ام ای آرام دلم تو خود میدانی که ... دلتنگ یک گل بوسه میان دو چشمانم هستم, و گوشهایم بی قرار طنین صدایت است , تو را به قطره های باران قسم, دریغ مکن از من این ناچیز را.... (تقدیم به مخاطب خااااااص , به او که باید باشد و نیست.......) ... ادامه ...

یک دقیقه سکوت،سکوت عاشقانه،اس ام اس سکوت،عاشقانه سکوت،دلم گرفته سکوت،بغض سکوت

یک دقیقه سکوت برای دلم که یک ساله منتظرم بگه دوستت دارم حتی به دروغ.. یک دقیقه سکوت برای دلم ..که غم دنیا رو دلمه .. یک دقیقه سکوت.. برای بغضام که امونمه بریده.. یک دقیقه سکوت بخاطر اشکام... یک دقیقه سکوت بخاطر دلم... هرکه هرچیزی میخواد تو کامنت های این پست به هر ی خواست بگه.. ... ادامه ...

ص آشنا میخواهم که نامم را صدا کند

صدای باز و بسته شدن در و بعد از آن صدای قدم هایی که به سرعت برداشته میشود و پله ها را طی میکند تا از ساختمان خارج شود . سپس سکوت . دقایقی میگذرد و بعد صدای مرد همسایه که با همسایه ای دیگر احوال پرسی می کند . صدای کودکی که پشت سر هم مادرش صدا میزند و وقتی جو نمیگیرد صدای ضربه هایی که با شدت به در کوبیده میشود و بعد صدای فریاد مادر و دوباره سکوت. نه ، سکوت نه ، صدای بوق ماشین ها ،صدای جاروبرقی همسایه ، صدای چند کلاغ و صدای چکه ی آب نمیگذارند سکوت برقرار شود . ... ادامه ...

سکوت

❓❓سوال : ایا سکوت طریقت اعلام رضاست ;? خیر. علی الاصول سکوت علامت اعلام اراده نیست و مقنن در ماده 249 ق م به این موضوع تصریح کرده . البته قانونگذار استثنائاتی رو بیان کرده که سکوت حمل بر رضاست . ❌استثنا اول : رد ترکه که باید در مدت یک ماه از تاریخ اطلاع وارث به فوت مورث به عمل اید اگر در مدت نامبرده رد ترکه به عمل نیاید در حکم قبول و مشمول ماده 248 ق م می باشد . م 250 ق ا ح . ❌استثنا دوم : سکوت موجر در برابر مستاجری که پس از پایان مدت به سکوت خود ادامه می دهد . خلاصه حکم م 501 ق م . ❌استثناسوم : … .سکوت تا انقضای یک ماه در حکم اعلام رضایت است . م 139 ق ت. #قصد ... ادامه ...

فوائد سکوت

در روایات فرموه اند آنهایی که پر حرفند اهل عق نیستند. از معیارهای نعقل کم حرف زدن است. نکات مشرقیه در هنگام سکوت برای شخص تجلی می کند که مظهر اتم سکوت در رابطه با ادراکات انسانی حرف نزدن است. سکوت آنچه در سر انسان است را نمایان می کند و تجلی می دهد. ... ادامه ...

من حتی سکوت تو را دوست دارم

من حتی سکوت تو را دوست دارم مهربانی بی حدود تو را دوست دارم من با عطر خنده های تو پرم در نبودت هم وجود تو را دوست دارم قصه ام با یاد تو حرمت گرفت نگاه لایق سجود تو را دوست دارم تو برای عاشقانه هایم گلدانی از محبت داری بی گمان حبوت تو را دوست دارم ای سکوتت رساترین فریاد من حتی من سکوت تو را دوست دارم. ... ادامه ...

خفه خونِ لازم

همیشه سکوت نشانه ی رضایت نیست! گاهی ن یتی چنان گلویت را سفت می چسبد که راهی جز سکوت پیش رویت نمی ماند... و گاهی خوشحالی چنان بر وجودت غلبه می کند که برای توصیفش، قدم زدن در دایره ی لغاتت بی فایده خواهد بود..و سکوت تنها راهِ تلف ن ِ حسی وصف نشدنی در گروِ کلماتی بی ارزش است... پس نه...سکوت رضایت را نشان نمی دهد سکوت دایره لغاتی نا پخته را وصف می کند... سکوت، سکوت می خواهد و دو جفت چشم... چشم هایی که در اعماقِ چشمانت بگردند و چنان درکی از وجودت را کشف کنند که زیباترین ح ِ قرارگیریِ کلمات، نتواند وصفش کند... اما چشم های هنرمندی لازم است تا از پسِ این عینکِ خیسِ تار، عمق چشمانم را بیابند... ... ادامه ...

سکوت

آدم های مهربان از سر احتیاج مهربان نیستند آنها دنیا را کوچکتر از آن میبینند که بدی کنند! آنها خود انتخاب کرده اند که نبینند نشنوند و به روی خود نیاورند نه اینکه نفهمند! هزاران فریاد پشت سکوت آدمهای مهربان است، سکوتشان را به پای بی عیب بودن خود نگذارید ... ادامه ...

فریدون مشیری

شب ها که سکوت است و سکوت است و سیاهی آوای تو می خواندم از لایتناهی. آوای تو می آردم از شوق به پرواز شب ها که سکوت است و سکوت و سیاهی. امواج نوای تو ، به من می رسد از دور دریایی و من تشنه ی مهر تو ، چو ماهی. وین شعله که با هر نفسم می جهد از جان خوش می دهد از گرمی این شوق گواهی دیدار تو گر صبح ابد هم دهدم دست من سرخوشم از لذت این چشم به راهی ای عشق ، تو را دارم و دارای جهانم همواره تویی ، هرچه تو گویی و تو خواهی فریدون مشیری ... ادامه ...

سکوت - رسول محمدی

من... غرق تماشای توام... و تو... چه سرد... مرا می بینی... و چه لرزان... نامم را... می خوانی... ولی من... سکوت کرده ام... نزدیک می شوی... به من... و من... نه... بلکه اشکها... گونه هایت را... می بوسند... و آرام آرام... به لب هایت... می رسند... و به جای من... لبهایت را... می بوسند... و من... باهمان... سکوتی که به لب... دوخته ام... نگاهت می کنم... سردیه دستانت را... احساس می کنم... وقتی که مرا... لمس می کنی... و نوازش می کنی... زیرلب با بغض... روبه من می گویی... دلت برایم تنگ شده... و مرا... به آغوش می کشی... ومرا... می بوئی... ومرا... می بوسی... خیره به چشمانم... می پرسی از من... چرا... تنهایت گذاشته ام... و من... مات چشمان زیبای تو... لب به سکوت... بسته ام... ناگهان می شکند... سکوت من... با فریادت... وقتی که مرا... روی قلبت... می فشاری... و فریاد می زنی... دوستت دارم... ومن... مست... از عطر تنت... در همان... قاب ع یادگاری... قلب مهربان تورا... می بوسم... و می گویم... من هم... دوستت دارم... . ... ادامه ...

شب که باشد....

شب که باشد همه چیز آرام است حجمه ای عظیم از سکوت دورت را میگیرد....شب که باشد همه سکوت میکنند....سکوتی اجباری...باید سکوت کنند تا فردا را از فریاد خود پر کنند....حق شان را بگیرند یا حقی را پایمال کنند...شب که باشد همه چی خوب است....همه معصوم میشوند...شب که باشد ارام میگیرم... این ارامش را دوست دارم....شب که باشد ی را نمیبینی... ... ادامه ...

سکوت

سکوت مطلقی تمام وجودم را مستور کرده است فریادهای زمانه ام گوش هر شنونده ایی را کر کرده است می نوازم بر شاخ و برگ درختان سبز میشپارم حال و هوای دل را به ترانه ایی سبز سکوت فریاد هر خواننده ایی را به تکرار خواهد نشاند واژه های گلبرگ زندگی را به باد خواهد داد سکوت گرچه هرازگاهی زیباست اما در سکوت ها فریادها یی زیباست معنای زندگی را به زیست تعبیر است خواب رویاهایی زیبا و دیرین است سکوتم گرچه نشان از رضایت است اما هر خواننده ایی خود داند که تعبیری از فریادهاست ... ادامه ...

کم کم دارم دیوانه میشم

سکوت سکوت سکوت + ص خاص ( مثل جیر جیرک) که نمیدونم از کجاست و از چیه... سکوت صدای موتور سیکلت از چند خیابان آنطرفتر سکوت سکوت زنگ موبایلم که با دیدن شماره ی ناشناس آنهم این وقت شب ، پرتش میکنم رو تخت... بیدار شدن مرغ یاکریم و نگاه خاصش ش ت سکوت رو میگم صدای ماشین و بوق و ماشین و بوق و صدای چند جوان که تو کوچه بلند بلند میخندن و به هم تیکه میندازن و... آره...ش ت اینبار صدای گیر ماشین صدای موتور سیکلت و . . . کم کم دارم دیوانه میشم... وقتی با خودم حرف میزنم و بلند بلند « او » رو صدا میزنم، بیشتر مطمئن میشم که دارم دیوانه میشم. از « او » خیلی ناراحتم. دلم راش ته... سردرد ... ... ادامه ...

سکوت

می خوام یکی از تجربیاتم رو بهتون بگم از اینکه زنی با تو دیوانه وار بحث میکندخوشحال باش دنیای زنها کاملا متفاوت و مرموز است. زن اگر سکوت کرد بدان سکوتش نشانه پایان توست... اون اخیرا جلوی من خیلی سکوت میکنه.خیلی.خییییییییلللللللیییییییییییییییی ... ادامه ...

سکوت

بعضی حرفارونمیشه زد ومن ازهمین حرفای عمرم پرم ..... آخه کی ازحال کی باخبره ... من یه عمره ازخودم حرف میخورم ... زیرخا ترمن طوفانه،معنی سکوت من سکوت نیست ... وقتی که زچشم تو افتاده ام؛دیگه هیچ افتادنی سقوط نیست... باشه منو لعنت کن ... ادامه ...

جنگ جهانی سوم

ویرانی بود فقط ویرانی فقط سکوت بود و سکوت تلی از ابه و خا تر با مرزهایی بی دفاع اما بدون هیچ گنجی برای چپاول مه دود سیاهی درکم را به افسردگی سوق می داد به ویرانی سکوت خا تر و جنگ و جنگ و جنگ بدون هیچ ص ، آتشی و یا روشنایی وقتی تو رفتی ... ادامه ...

حال این روزا

حال این روزا خوب نیست نفس ادماش آلودست و نفس کشیدن در این هوا به سختی نفس کشیدن در آلودگی هوای درجه هشدار خواهد بود بعضی موقعا از سکوت در مقابل این الودگی هوا احساس خفگی بهم دست می دهد از اینکه از حرکت ات و نفس اطرافیان متوجه ای و اما سکوت میکنی و میگی دنیا ارزش دل ش تن یک انسان را ندارد و این نجابت و سکوت تعبیر دیگر ی برای دیگران خواهد داشت شاید باید در میان این ادما بود و سکوت کرد و زندگی کرد ویا باید هم رنگ جماعت شویم و یا به لاک خود خزید ... ادامه ...

جنگ جهانی سوم

ویرانی بود فقط ویرانی فقط سکوت بود و سکوت تلی از ابه و خا تر با مرزهایی بی دفاع اما بدون هیچ گنجی برای چپاول مه دود سیاهی درکم را به افسردگی سوق می داد به ویرانی سکوت خا تر و جنگ و جنگ و جنگ بدون هیچ ص ، آتشی و یا روشنایی و امیدی ... وقتی تو رفتی ... ادامه ...

نقد و بررسی شعری از جناب مصطفی کریمیان جزی صافی

نقد و بررسی شعری از جناب مصطفی کریمیان جزی صافی شنبه نوزدهم تیرماه 95 سکوت می کنی و جاده را نمی بینی سوار از نفس افتاده را نمی بینی سکوت می کنی و غرق در توهّم صلح هزار لشگر آماده را نمی بینی سکوت می کنی و ورد بر زبان داری و خون مانده به سجاده را نمی بینی سکوت می کنی و کوچه کوچه تکرارِ شکنجه های دو دلداده را نمی بینی سکوت می کنی و لاشه لاشه می پوسی هزار کشته ی آزاده را نمی بینی دلت خوش ست به یک استخوان و ظرفی آب سکوت کردی و قلاده را نمی بینی نقدها را در ادامه ی مطلب بخوانید ... ادامه ...

سکوت

اگر همه سکوت می د چه می شد ؟ اگر فقط نگاهت ، دست ها و پاها کار می د چه می شد ؟ اگر لازم نبود از کلام استفاده کنی . اگر لازم نبود توضیح دهی . اگر لازم نبود گله کنی . اگر همه جا را سکوت فرا می گرفت چه می شد ؟ چقدر صلح و ارامش حاکم می شد . اگر فقط با نگاه ارتباط می گرفتی . ای کاش ما هیچوقت حرف زدن یاد نمی گرفتیم . ... ادامه ...

هفتاد و چهار

چه ی است که # فریاد مظلوم خواهی مظلومان را به شنود و سکوت کند ؟! و چه ی است که # ظلم ظالمان را هم به بیند و سکوت کند؟! شلاق زدن کارگران به خاطر حقوق های معوق چندماهه شان و یک میلیارد و دو میلیارد و ... امثال این رقم ها برای یک سال لگد زنی به توپ و جفتک پرانی در علف ! هر دو از سنخ ظلم هستند ؛ مشتقاتی از ظ ل م ... مردم چشمم به خون آغشته شد در کجا این ظلم بر انسان کنند ( حضرت حافظ ) یا علی مدد ... ادامه ...

سکوت - رسول محمدی

سکوت شاعر : رسول محمدی من... غرق تماشای توام... و تو... چه سرد... مرا می بینی... و چه لرزان... نامم را... می خوانی... ولی من... سکوت کرده ام... نزدیک می شوی... به من... و من... نه... بلکه اشکها... گونه هایت را... می بوسند... و آرام آرام... به لب هایت... می رسند... و به جای من... لبهایت را... می بوسند... و من... باهمان... سکوتی که به لب... دوخته ام... نگاهت می کنم... سردیه دستانت را... احساس می کنم... وقتی که مرا... لمس می کنی... و نوازش می کنی... زیرلب با بغض... روبه من می گویی... دلت برایم تنگ شده... و مرا... به آغوش می کشی... ومرا... می بوئی... ومرا... می بوسی... خیره به چشمانم... می پرسی از من... چرا... تنهایت گذاشته ام... و من... مات چشمان زیبای تو... لب به سکوت... بسته ام... ناگهان می شکند... سکوت من... با فریادت... وقتی که مرا... روی قلبت... می فشاری... و فریاد می زنی... دوستت دارم... ومن... مست... از عطر تنت... در همان... قاب ع یادگاری... قلب مهربان تورا... می بوسم... و می گویم... من هم... دوستت دارم... . ... ادامه ...

برای سالروز ورود آزادگان عزیزمان

در سکوت اردوگاه * تقدیم به آزادگانی که در گوشه اردوگاه به شهادت رسیدند. خون زدیده ات جوشید در سکوت اردوگاه زخم بر دلت رویید در سکوت اردوگاه مهر و جا ت را، اوج رمز و رازت را هیچ نمی فهمید در سکوت اردوگاه از تو قصّه ها دارد، داغ و زخم و زندان بان مرگ با تو می جنگید در سکوت اردوگاه خوب خوب می دانم دشمن قسم خورده از تو سخت می ترسید در سکوت اردوگاه گاه رفتنت ای مرد ابر وحشت از هر سو غمگنانه می بارید در سکوت اردوگاه * پر کشیدی و ناگاه آسمان پر از گل شد عطر عشق می پیچید در سکوت اردوگاه (سعیدی راد) ... ادامه ...

سکوت خود را بشکن

سکوت خود را بشکن و با خود و دیگران وارد گفت و شنود شو راز سلامت و چشمه ارامش را در درونت جاری کن سکوت با خودمان تحت حاکمیت انزجار شدیدی است که از بی ارزشی برای روحمان، گریبان خودمان را گرفته است؛ آنچنان زبون که شایستگی ندارد چیزی درباره اش گفته شود. ... ادامه ...

سکوت تلخـ...

یه چی هس که بش میگیم سکوت ولی یه مدل دیگه ش سکوته دله تا حالا تجربه داشتین که یکی دوستون داشته باشه و بدونی منتظرته ولی هرچی که سعی میکنی یه حرف واسه گفتن بش داشته باشی، چیزی به ذهنت نمیرسه و دلت نمیخواد دس خالی بری پیشش. خودتم نمیدونی چرا زبون و مخت بند میاد و باز هم با سکوت فاصله شروع میشه نه سرگرمم نه مشغله دارم و نه خوابم و این صدای سکوته ماستــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ... ادامه ...

سکوت

اگر همه سکوت می د چه می شد ؟ اگر فقط نگاه ها ، دست ها و پاها کار می د چه می شد ؟ اگر لازم نبود از کلام استفاده کنی . اگر لازم نبود توضیح دهی . اگر لازم نبود گله کنی . اگر همه جا را سکوت فرا می گرفت چه می شد ؟ چقدر صلح و ارامش حاکم می شد . اگر فقط با نگاه ارتباط می گرفتی . ای کاش ما هیچوقت حرف زدن یاد نمی گرفتیم . ... ادامه ...

فرآیند نمایش اطلاعات مرتبط با عنوان فریاد سکوت به وسیله ربات های خبری از بین منابع فارسی دریافت میگردد و نمایش داده میشوند.