مرا با آدمیان هیچ ارتباطی نیست

عبارت مرا با آدمیان هیچ ارتباطی نیست از بین صدها هزار مطلب، خبر و مقاله فارسی جستجو شده است و نتیجه آن نمایش داده شده است و مسئولیت آن بر عهده منبع اصلی مطلب مرا با آدمیان هیچ ارتباطی نیست میباشد.



مرا با آدمیان هیچ ارتباطی نیست

مرا با آدمیان هیچ ارتباطی نیستباید سگ بشوم و واق واق کنمز بی وفایی این مردمکانو یا شوم و عر عر کنمبه ظلم این همه ظالمکانو یا که اسبی شوم و شیهه بکشمز تازیانه این جورمکانو یا شبیه یک بلبلحنجره بدرانم از این زندانو یا آدمی شوم و سکوت کنم ......... ... ادامه ...

آدمیان تنهایند و ...

آدمیان تنهایند و... آدمیان تنهایند و عشق تنها پناهشان . آدمیان آن گاه که می ترسند ، عشق می ورزند، آن گاه که برودت جان شان را می افسرد ، عشق می ورزند، آن گاه که اندوه بر جانشان خیمه می زند ، عشق می ورزند، آدمیان عشق را بر تن می پوشند ، در جان می کارند، بر لب ترنم می کنند. آدمیان به عشق زنده اند چون عشق نباشد، می میرند. مهری کیانوش راد، اهواز، 1396. اشتراک با ذکر ماخذ، مطالب بیشتر در وبلاگ و کانال ارتفاع سکوت mkianooshrad@ ... ادامه ...

او خواهد آمد...........

دیرگاهیست در ظلمت بی فردای این روزگار زمین در انتظار است تا ی بیاید که باشد و تا مردمان با نگاهی در او را از نا بازشناسند. امروز که آدمیان صداقت را به زیر آوار فراموشی ها از یاد برده اند؛ حالا که خاک از خون سرخ عد گلگون است؛ زمین در حسرت یک مرد میسوزد. حالا که سپیدی ها همه در سیاهی دلهای آدمیان رنگ باخته اند؛ دیدگان زمین در انتظار اندکی-حتی- سپیدی چون پلک خیس سپیده دم بارانی ست. راه درازیست از اینجا تا صداقت و زمین در انتظار است تا مردی بیاید از جنس آسمان تا با قدوم نازنینش جسورانه شقاوت را؛ خیانت را از هستی پاک کند. تا شب دریده شود و دیدگان آدمیان طلوعی از جنس عد را به نظاره بنشینند. راه دشواری نیست از اینجا تا مصیبت و دستان سرد آدمیان گرمای دستانی را به یاری می خواند تا در مرداب بی رحمی دنیا امیدبخش رهایی باشد. علی که از جنس آسمان بود به برق یک شمشیر به آسمان رفت . علی به ستوه آمده از آدمیانی از جنس شقاوت و قساوت به برق یک شمشیر از عمق وجود فریاد برآورد که : فزت و رب الکعبه و از آن روز که عد همراه علی به آسمان رفت, زمین و زمان در انتظار وجود پر وجودی ست تا برخیزد, شمشیر برگیرد و جهانی را روشنی بخشد. ... ادامه ...

آسیب شناسی شبکه های اجتماعی(منتشر شده در سایت های فرارو و ایرنا)

*روح اله سوری* قطعا تحولی که در پی بوجود آمدن شبکه های ارتباطی و اجتماعی جدید در زندگی بشر ایجاد شده است قابل انکار نیست و اساسا می توان اذعان داشت یکی از دلایلی که باعث شده عصر حاضر را عصر جهانی شدن بنامیم وجود همین وسایل ارتباطی می باشد که به واسطه آن عملا جغرافیا و مکان خاصیت فیزیکی و ویژگی های سابق خود را از دست داده است . زندگی کنونی بشر چنان با مختصات جدید خود و دنیای ارتباطی اش پیوند خورده است که تصور لحظه ای بدون وجود این وسایل ارتباطی به نظر تصوری غیر ممکن می باشد در دنیای امروز سرعت تطابق بشر با وسایل ارتباط جمعی به قدری افزایش یافته است که عملا فاصله زمانی میان ظهور یک ابزار ارتباطی جدید و تطابق زندگی آدمیان با آن به نهایت کوتاه شده است و شاید بتوان از فقدان چنین فاصله ای یاد کرد .اما همانطور که این عجین شدن زندگی کنونی با وسایل ارتباط جمعی مزیت هایی را برای بشر به همراه داشته است و کمتر ی را می توان پیدا کرد که این مزیت ها را نادیده بگیرد در کنار آن شاهد آسیب هایی نیز هستیم که عدم توجه جدی به آن بتدریج می تواند مشکلات عمده ای را برای جوامع پدید آورد. این آسیب ها طیف گسترده ای را شامل ... ادامه ...

ماه محرم، ماه غم و ماتم فرارسید. ترکیب بند معروف محتشم کاشانی.

متن کامل ترکیب بند معروف محتشم کاشانی گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست/این رستخیز عام که نامش محرم است/در بارگاه قدس که جای ملال نیست/سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است/جن و ملک بر آدمیان نوحه میکنند/گویا عزای اشرف اولاد آدم است...از آب هم مضایقه د کوفیان/خوش داشتند حرمت مهمان کربلا...این نخل تر کز آتش جان سوز تشنگی/ دود از زمین رسانده به گردون حسین توست ... باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است این صبح تیره باز دمید از کجا کزو کار جهان و خلق جهان جمله در هم است گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب کاشوب در تمامی ذرات عالم است گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست این رستخیز عام که نامش محرم است در بارگاه قدس که جای ملال نیست سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است جن و ملک بر آدمیان نوحه میکنند گویا عزای اشرف اولاد آدم است خورشید آسمان و زمین نور مشرقین پرورده ی کنار رسول خدا حسین ( بقیه در ادامه مطلب ) ... ادامه ...

کتمان عشق(3)

از این ها گذشته،بگذار حرف اصلی را بزنم.بسیاری دشواری ها،سوء تفاهم ها و ناگواری ها،از اینجا ناشی میشود که کلمات،تنها ابزار نمایش حالات و کشاکش هی پنهان درون آدمی اند؛و کلمات،ظرف هائی برچسب دار عمومی و مستعمل اند؛و به همان اندازه که برای بیان و انتقال مفاهیم و حالات متداولِ رایجِ عمومیِ مشترک،توانا و شایسته اند،برای انتقال آن چه عادّی و معمول نیست،عاجز و بیچاره اند.آدمیان،آدمیان کلّه قندی که همه شان کپیهء همند؛درست مثل ماشین جوجه کشی که صدها و صدها و صدها جوجهء یک رنگ و یک جور و یک اندازه بیرون می دهد،همه شان یک «گل» را یک جور می بینند،یک احساس از آن دارند؛گل برای همه شان یک معنی دارد؛و همه شان در برابر آن،یک جور متأثّرند.اگر در میان این آدمیان،یک انسان،انسانی از نوع دیگر بود،و آن گل را به گونهء دیگری دید،و از آن،احساسی دیگر داشت،کلمات برای او چه کاری می توانند کرد؟هیچ؛اصلاً کلمات خبردار نمی شوند؛و کلمات هم که خبردار نشوند،هیچ دیگری خبردار نخواهد شد و ...حتّی خود آن...زیرا خبر دادن و خبر یافتن،جز از طریق کلمات،ممکن نیست.چگونه؟مگر ممکن است نگاهی باشد و آن گل را به گوتهء دیگری ببیند؟آر ... ادامه ...

مقاله فناوری نوین ارتباطی

مقاله فناوری نوین ارتباطی مقاله فناوری نوین ارتباطی دسته بندی کامپیوتر و it فرمت فایل docx حجم فایل 58 کیلو بایت تعداد صفحات فایل 33 دریافت فایل فروشنده فایل کد کاربری 14377 تمام فایل ها مقاله فناوری نوین ارتباطی فناوری اطلاعاتارتباطات نوین را ار ... ادامه ...

فرق سحر و جنون

در آیات قرآنی میان سحر و جنون فرق گذاشته شده است؛ زیرا سحر برخورداری از فن دقیق علمی است که ممکن است از دانش ارتباط با جنیان به دست آید. این آموزش و آموختن سحر حرام است مگر آن که برای دفاع از و مبارزه با متنبی و مدعیان ی باشد.به هر حال، سحر دانشی از دانش ها و از نوع علوم غریب و ناآشنا برای همگان است؛ اما جنون به معنای دیوانگی و جن زدگی است که در اثر ارتباط و تصرف جنیان در شخص انسانی ایجاد می شود و شخص مجنون قدرت تفکر صحیح را از دست می دهد.با آن که ساحر و مجنون با هم ارتباطی ندارد، ولی باید توجه داشت که میان مسحور و مجنون ممکن است ارتباط باشد؛ زیرا ممکن است جن در تسخیر ساحر در آید و مسحور شود.به سخن دیگر، جمع بین ساحر و مجنون، درست نیست؛ زیرا ساحر موجودی متفکر است که یک فنّ دقیق علمی را به کار می گیرد تا شخصی را مسحور خود گرداند؛ اما مجنون ی است که تحت تصرفات جنیان قرار گرفته و قدرت تفکر صحیح را ندارد. البته چنان که گفته شد ممکن است ارتباطی میان مسحور و مجنون باشد؛ زیرا شخصی ممکن است از راه نفوذ بعضی از موجودات؛ مثل جنیان هم مسحور بشود و هم مجنون ؛ اما بین ساحر و مجنون هیچ ارتباطی نیست، چون ساحر یک م ... ادامه ...

ازدواج این شکلی نیست

احساسات زن و مرد فروشی نیست و مادر وسیله ای برای زن گرفتن نیست ازدواج جفت گیری نیست ازدواج تجارت مهریه در برابر خدمات اتاق خواب و اشپزخانه نیست ازدواج ادامه خیالات و توهمات مجردی نیست ازدواج درمان نواقص شخصی و درمان بیماری های راونی نیست ازدواج روابط سطحی گذشته نیست ازدواج علاقه کم کم خودش پیدا میشه نیست ازدواج سه روز اشنایی با یک زن یا مرد و چندین سال زندگی با اون نیست ازدواج با چادر سفید رفتن خانه همسر نیست و با کفن سفید برگشتن از خانه همسر نیست ازدواج وظیفش هست انجام بده نیست ازدواج چون من میگم باید انجام بده نیست ازدواج روشنفکری و سنت شیدن نیست ازدواج اریشگاه و گل ارایی و مراسم گرون نیست ازدواج تعهد برای تا ا عمر ماندن نیست ازدواج من تو رو خوشبخت میکنم نیست ... ادامه ...

گرخوانمش قیامت دنیا بعید نیست

از این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم استباز این چه رستخیز عظیم است کز زمینبی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم استاین صبح تیره باز دمید از کجا کزوکار جهان و خلق جهان جمله درهم استگویا طلوع میکند از مغرب آفتابکاشوب در تمامی ذرات عالم استگرخوانمش قیامت دنیا بعید نیستاین رستخیز عام که نامش محرم استدر بارگاه قدس که جای ملال نیستسرهای قدسیان همه برزانوی غم استجن و ملک بر آدمیان نوحه می کنندگویا عزای اشرف اولاد آدم استخورشید آسمان و زمین، نور مشرقینپرورده ی کنار رسول خدا، حسین .... ... ادامه ...

سخنرانی جناب آقای تمارمنصوری / پرستی 2

َأَنَّهُ کَانَ رِجَالٌ مِّنَ الْإِنسِ یَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِّنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا ?5?و مردانى از آدمیان به(مردانى) از (جن) پناه مى ‏بردند و بر سرکشى آنها مى‏ افزودند. آیه 6 سوره جنمعرفی شیاطین جنی که مردانی از آدمیان به آن ها پناه بردندتوجه کنید . تمام شخصیت های معروف هالیوودی به عنوان ( مرد ) معرفی میشوند . ( همان مردان جنی که آدمیان به آن ها پناه بردند ) (مرد) عنکبوتی(مرد) آهنی(مرد) مورچه ای (مردان) ا منبت مناین ها همان شیاطین های جنی هستند که فراماسون ها به ما معرفی میکنندشیاطین جنی به عنوان قهرمانان بشر معرفی کلمه ( مرد ) قهرمانان بشر همان شیاطین جنی هستند ... ادامه ...

از دیوان خسور

خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا گذری کن که ز غم راهگذر نیست مرا گر سرم در سر سودات رود نیست عجب سر سودای تو دارم غم سر نیست مرا ز آب دیده که به صد خون دلش پروردم هیچ حاصل بجز از خون جگر نیست مرا بی رخت اشک همی بارم و گل می کارم غیر از این کار کنون کار دگر نیست مرا محنت زلف تو تا یافت ظفر بر دل من بر مراد دل خود هیچ ظفر نیست مرا بر سر زلف تو زانروی ظفر ممکن نیست که تواناییی چون باد سحر نیست مرا دل پروانه صفت گر چه پر و بال بسوخت همچنان ز آتش عشق تو اثر نیست مرا غم آن شمع که در سوز چنان بی خبرم که گرم سر ببرند هیچ خبر نیست مرا تا که آمد رخ زیبات به چشم خسرو بر گل و لاله کنون میل نظر نیست مرا ... ادامه ...

و خدا انسان را آفرید

و خدا انسان را آفریدو گرگ را و رااما بسیاری از آدمیان ترسو و ناداندر طول تاریخ ، شدندو اندک آدمیان زیرک و شیاد ، گرگو خدا در مانده است در کار ان آدم نما و آدمیان گرگ صفت ... ادامه ...

و دوازده بند محتشم (1)

بند اول باز این چه شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است‏ باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین بى نفح صور خاسته تا عرش اعظم است این صبح تیره باز دمید از کجا کزو کار جهان و خلق جهان جمله در هم است گویا طلوع مى‏کند از مغرب آفتاب کاشوب در تمامى ذرات عالم است گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست‏ این رستخیز عام که نامش محرم است در بارگاه قدس که جاى ملال نیست سرهاى قدسیان همه بر زانوى غم است جن و ملک بر آدمیان نوحه مى‏کنند گویا عزاى اشرف اولاد آدم است‏ خورشید آسمان و زمین نور مشرقین پرورده کنار رسول خدا حسین‏ ... ادامه ...

یادداشت حکمت الله ملاصالحی درباره وجود ز له خیز انسان

حوادث طبیعی از خیزش ناگهانی سیل و طوفان وریزش بهمن و بوران و رانش کوه و لرزش زمین و بارش آذرخش و آتشفشان گرفته تا انواع بیماری­ها اعم از شیوع وبا و طاعون و مخاطرات خشک سالی و قحط سالی همه فارغ از اراده و عزم و اختیار ما آدمیان هر جا که شرایط مهیا بوده و اوضاع طبیعی مساعد، علت ها دست در دست هم داده اند و معلول ها اتفاق افتاده اند و زندگی و سلامت و امنیت آدمیان را به مخاطره افکنده اند و خسارات وتلفات مالی و جانی به بار آورده اند. آدمیان همیشه نگران چنین حوادثی بوده اند. جامعه ها و جمعیت های انسانی هزاره های کهن تر در برابر چنین حوادثی به شدت آسیب پذیر بوده اند. تجربه بشر از حوادث و مخاطرات طبیعی بسیار تلخ و ناگوار و نگران کننده و غم انگیز بوده است. رسوبات نگرانی و هراس بشر از حوادث ویرانگر و مرگبار و غیرقابل پیش بینی و کنترل طبیعی را هم در منابع و متون دینی هم در رفتار و نحوه مواجهه آدمیان به ویژه گروه ها و اقشار اجتماعی متدین روزگار ما می توان به خوبی ردی و رصد کرد و دید. وجوب خواندن آیات پس از وقوع حوادث سنگین طبیعی که هراس و نگرانی در جان آدمیان می افکنده و در قرآن ذکرش آمده موید همین هراس ها و ا ... ادامه ...

یادداشت حکمت الله ملاصالحی درباره وجود ز له خیز انسان

حوادث طبیعی از خیزش ناگهانی سیل وطوفان وریزش بهمن و بوران و رانش کوه و لرزش زمین و بارش آذرخش و آتشفشان گرفته تا انواع بیماری­ها اعم از شیوع وبا و طاعون و مخاطرات خشک سالی و قحط سالی همه فارغ ازاراده و عزم و اختیار ما آدمیان هر جا که شرایط مهیا بوده و اوضاع طبیعی مساعد، علت ها دست دردست هم داده اند ومعلول ها اتفاق افتاده اند و زندگی و سلامت وامنیت آدمیان را به مخاطره افکنده اند و خسارات وتلفات مالی وجانی به بارآورده اند. آدمیان همیشه نگران چنین حوادثی بوده اند. جامعه ها و جمعیت های انسانی هزاره های کهن تر در برابر چنین حوادثی به شدت آسیب پذیر بوده اند. تجربه بشر از حوادث و مخاطرات طبیعی بسیارتلخ و ناگوار و نگران کننده و غم انگیز بوده است. رسوبات نگرانی وهراس بشر از حوادث ویرانگر و مرگبار و غیرقابل پیش بینی و کنترل طبیعی را هم در منابع و متون دینی هم در رفتار و نحوه مواجهه آدمیان به ویژه گروه ها و اقشاراجتماعی متدین روزگار ما می توان به خوبی ردی و رصد کرد و دید. وجوب خواندن آیات پس از وقوع حوادث سنگین طبیعی که هراس و نگرانی در جان آدمیان می افکنده و در قرآن ذکرش آمده موید همین هراس ها و اضطراب ... ادامه ...

راهی به غیر از دل ب نیست...

من مى روم، راهى به غیر از دل ب نیست وقتى زلیخایى که دیدم، پاکدامن نیست از من نخواه آرامش شب هاى تو باشم تکلیف من، وقتى که مثل روز، روشن نیست آواره ى ویرانه ها باشم اگر، غم نیست تا سقف دارد بر سرم این خانه، ایمن نیست چنگال تو، بر خون ده ها عاشق آغشته ست این خصلت گرگ ست و در کفتار، قطعاً نیست فهمیدم از راز سکوتِ موریانه ها...! تیغِ رفیقان کمتر از رگبارِ دشمن نیست روزى که تاوان مى دهى، با گریه، مى فهمى چیزى که آمد بر سرت، بر گردن من نیست... حسن رحمانى نکو ... ادامه ...

12بند محتشم کاشانی (بند اول)

باز این چو شورش است که در خلق عالم است باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است‏ باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین بى نفح صور خاسته تا عرش اعظم است این صبح تیره باز دمید از کجا کزو کار جهان و خلق جهان جمله در هم است گویا طلوع مى‏کند از مغرب آفتاب کاشوب در تمامى ذرات عالم است گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست‏ این رستخیز عام که نامش محرم است درباره گاه قدس که جاى ملال نیست سرهاى قدسیان همه بر زانوى غم است جن و ملک بر آدمیان نوحه مى‏کنند گویا عزاى اشرف اولاد آدم است‏ خورشید آسمان و زمین نور مشرقین پرورده کنار رسول خدا حسین‏ شعر و داستان/امین فرومدی ادبیات ایران و جهان ... ادامه ...

سوره ناس قرآن کریم همراه با ترجمه

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم به نام خداوند بخشنده مهربان قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ ١ مَلِکِ النَّاس ِ ٢ إلَهِ النَّاسِ ٣ مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ ٤ بگو: من پناه می جویم به پروردگار آدمیان ١ پادشاه آدمیان ٢ یکتا معبود آدمیان ٣ از شرّ آن وسوسه گر نهانی ٤ ادامه مطلب ... ادامه ...

سوره ناس قرآن کریم همراه با ترجمه

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم به نام خداوند بخشنده مهربان قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ ١ مَلِکِ النَّاس ِ ٢ إلَهِ النَّاسِ ٣ مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ ٤ بگو: من پناه می جویم به پروردگار آدمیان ١ پادشاه آدمیان ٢ یکتا معبود آدمیان ٣ از شرّ آن وسوسه گر نهانی ٤ ادامه مطلب ... ادامه ...

یک نفر نیست

یک نفر نیست یک نفر نیست که غم های مرا بشناسد دل ساده ، دل تنهای مرا بشناسد حجم خا تری غربت تنهایی من یک نفر نیست که دنیای مرا بشناسد یک نفر نیست که از خاموشی چشمانم شب یلدای غزل های مرا بشناسد یک نفر نیست که در نیمه شب دلتنگی غم پنهان مرا بشناسد دلم آویخته از دار پریشانی هاست. ... ادامه ...

زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست

زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست گر سر کنم شکایت هجران غریب نیست جانم بگیر و صحبت جانانه ام ببخش کز جان شکیب هست و ز جانان شکیب نیست گم گشته ی دیار محبت کجا رود؟ نام حبیب هست و نشان حبیب نیست عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد ای خواجه درد هست و لیکن طبیب نیست در کار عشق او که جهانیش مدعی است این شکر چون کنیم که ما را رقیب نیست جانا نصاب حسن تو حد کمال یافت وین بخت بین که از تو هنوزم نصیب نیست گلبانگ سایه گوش کن ای سرو خوش ام کاین سوز دل به نـاله ی هر عندلیب نیست ... ادامه ...

راه دراز

بین ما راه دراز است ولی فاصله نیست درد دل هست ولیکن اثری از گله نیست دیرگاهیست که پیجوی خبر نیستی از دوست این گناهیست که توجیه گرش حوصله نیست میهراسم ز نگاهت چو زند برق فراق رفتنت شهر مرا هیچ کم از ز له نیست بی تو من مانم و این راه پر از هول و هراس هم سراب است و خطر هم خبر از قافله نیست آری آن روز که بستان به خزان مایل شد نیک بینی که ی همچو منت یکدله نیست شعر توصیف حضور تو در احساس من است ور نه زین نغمه ناساز مرادم صله نیست آذرماه 95 ارادتمند - وحید ... ادامه ...

(بدون عنوان)

ری را... صدا می آید امشب از پشت کاچ که بندآب برق سیاهِ تابشِ تصویری از اب در چشم می کشاند. گویا ی ست که می خواند... اما صدای آدمی این نیست. با نظم هوش ربایی من آوازهای آدمیان را شنیده ام در گردش شبانی سنگین زاندوههای من سنگینتر وآوازهای آدمیان را ی ر من دارم از بر. یک شب درون قایقِ دل تنگ خواندند آنچنان که من هنوز هیبت دریا را در خواب می بینم. ری را، ری را... دارد هوا که بخواند در این شب سیا او نیست با خودش او رفته با صدایش اما خواندن نمی تواند. نیما یوشیج ... ادامه ...

تنها ...

هیچ تنهاتر از من نیست باور کن که نیستآرزویم غیر مردن نیست باور کن که نیستدر سفالین خم کجا ریزند صهبای طهور؟لایق جانهای ما تن نیست باور کن که نیستدر کنار ماهرویی باده پیما تا سحردیگرم دستی به گردن نیست باور کن که نیستلحظه ای هم بی نصیب از ناخوشی ها نیستمازخوشیها سهمم اصلن نیست باور کن که نیستدر دل ویرانه های مانده بر جا جغد وارکار من جز ناله نیست باور کن که نیستبس که اندوه است در جانم ، یقین دارم مراچاره جز ازجان گسستن نیست باورکن که نیستخوشه های غصه هایم گر به روی هم نهندکمتر از هفتاد من نیست باورکن که نیستآرزومندی نباشد عیب اما ای دریغکامی ها مبرهن نیست باور کن که نیستزیر بار رنجهای بی شمار زندگیطاقتم همچون تهمتن نیست باورکن که نیستشدّت سرمای هر روز از بهار زندگیمکمتر از سرمای بهمن نیست باورکن که نیستدر فریب آباد دنیا مطمئنّم ذرّه ایدوست هم کمتر ز دشمن نیست باورکن که نیستکنج تنهایی ز یاد دوستانم رفته امخواستارم بچّه و زن نیست باور کن که نیست. ... ادامه ...

رویای من..

اى آنکه نفست کم شدنى نیست این شانه به موهاى تو محرم شدنى نیست؟! اصرار نکن بگذرم از داشتن تو وقتى گذر از حقّ مسلّم شدنى نیست یک عُمر تو را خواستم از هر ونا ! "تقدیر" به این وصل مصمّم شدنى نیست: "مى گفت صلاح ست کمى دور بمانیم مى گفت خودت را بکشى هم شدنى نیست!" دیوانه شدن ساده ترین شکل فراق است من زندگى ام بى تو مجسّم شدنى نیست بگذار تو را مثل خدایم بپرستم "سودازده" را ترس جهنّم شدنى نیست رؤیاى من این ست در آغوش تو باشم رؤیاى قشنگى ست که باهم شدنی نیست ... ادامه ...

(بدون عنوان)

از آنچه میان آدمها میگذرد هیچ نمیفهمماز رابطه ها و ربط نگاه هااز چشمانی که تو را در تختی میبینندیا کفن پوش در قبریاز عشق و نفرت هیچ نمیفهمماز لبخندهایی که پشت آنخنجری پنهان استاز حرفهای آدمیان نیز هیچ نمیفه مانسان که از سکوتشانچه میگویند به راستی؟چه میخواهند ؟در کدام سوی احساس من ایستاده اند؟حتی خود را نیز نمیفهممتنها پرنده گان را که پرنده اندغوکان را که غوکنددرختان را که درختندمیفهممآدمیان را اما نمیفهممآدمیان را اما نمیفهممکاوه_قادریان ... ادامه ...

مادر ....

در آن سرا که نشان از وجود مادر نیستامید نیست ، صفا نیست ، مه رور نیستز چشمه سار محبت نمی شود سیراب ی که مادر دریا دلیش در بر نیستهلا که قطره ای از چشمه سار عشق تو راقیاس با می تسنیم و شهد کوثر نیستاز آن زمان که تو را سایه رفت از سر منکدام لحظه که چشمم به خون شناور نیستاز آتش دل خود سوختم چو پروان ه شمع روی تو دیگر مرا برابر نیستبه پیش چشم منت گر به خاک بسپردندمرا مفارقت از تو هنوز باور نیستبه غیر بار گرانی به دوش نیست مراچو دستهای نوازشگر تو بر سر نیستمحیط خانه به چشمم ز بعد رفتن توبه حق که جز صدف منفصل ز گوهر نیستامید بخش حیاتم تو بودی و رفتیمرا به زندگی خود ، امید دیگر نیستبهشت بوسه به پای تو می زند ، زیراگلی به مثل تو آن باغ را سزاتر نیست ی که طعم محبت چشیده می داندمصیبتی به جهان همچو مرگ مادر نیستخوشا به حال ی «خوش عمل» که دارد ماماگر چه بهره اش از گنج باد آور نیست . ... ادامه ...

جانم بگیر وصحبت جانانه ام ببخش

زین گونه ام که در غم غربت شکیب نیست گر سر کنم شکایت هجران غریب نیست جانم بگیر و صحبت جانانه ام ببخش کز جان شکیب هست و ز جانان شکیب نیست گم گشته ی دیار محبت کجا رود؟ نام حبیب هست و نشان حبیب نیست عاشق منم که یار به حالم نظر نکرد ای خواجه درد هست و لیکن طبیب نیست در کار عشق او که جهانیش مدعی است این شکر چون کنیم که ما را رقیب نیست جانا نصاب حسن تو حد کمال یافت وین بخت بین که از تو هنوزم نصیب نیست گلبانگ سایه گوش کن ای سرو خوش ام کاین سوز دل به نـاله ی هر عندلیب نیست ... ادامه ...

"سودازده"

اى آنکه نفست کم شدنى نیست این شانه به موهاى تو محرم شدنى نیست اصرار نکن بگذرم از داشتن تو وقتى گذر از حقّ مسلّم شدنى نیست یک عُمر تو را خواستم از هر ونا "تقدیر" به این وصل مصمّم شدنى نیست "مى گفت صلاح ست کمى دور بمانیم مى گفت خودت را بکشى هم شدنى نیست دیوانه شدن ساده ترین شکل فراق است من زندگى ام بى تو مجسّم شدنى نیست بگذار تو را مثل خدایم بپرستم "سودازده" را ترس جهنّم شدنى نیست رؤیاى من این ست در آغوش تو باشم رؤیاى قشنگى ست که باهم شدنی نیست ... ادامه ...

ازدواج این شکلی نیست

ازدواج جفت گیری نیست ازدواج تجارت مهریه در برابر خدمات اتاق خواب و اشپزخانه نیست ازدواج ادامه خیالات و توهمات مجردی نیست ازدواج درمان نواقص شخصی و درمان بیماری های راونی نیست ازدواج روابط سطحی گذشته نیست ازدواج علاقه کم کم خودش پیدا میشه نیست ازدواج سه روز اشنایی با یک زن یا مرد و چندین سال زندگی با اون نیست ازدواج با چادر سفید رفتن خانه همسر نیست و با کفن سفید برگشتن از خانه همسر نیست ازدواج وظیفش هست انجام بده نیست ازدواج چون من میگم باید انجام بده نیست ازدواج روشنفکری و سنت شیدن نیست ازدواج اریشگاه و گل ارایی و مراسم گرون نیست ازدواج تعهد برای تا ا عمر ماندن نیست ازدواج من تو رو خوشبخت میکنم نیست ... ادامه ...

شعر

خورشیدبر درگاه مغرب،در آستانه ی رسیدن اشفریاد بر آوردتا آدمیان را، مددی گیرد خورشیدبر درگاه مغربدرآستانه ی شکفتن و جوانه زدندر جدالی مهیب،فریادی بر کشیدتا آدمیان را،شاید،مددی خورشید، درخون غلتانو آدمیانهر یک به گوشه ایگویی،گویی انگار خورشیدی نبوده است به کار.--منصوره اشرافی- از کتاب«سکوت سپری شده» ... ادامه ...

هوس سفر

هوس سفر نداری ز غبار این بیابان؟! ای بابا این روزها هم میگذره... مهم نیست ک امروز باز همو دیدیم مهم نیست ک دیگه هیچ توضیحی ندادی مهم نیست وقتی شب تولدم بم گفتی تولدت مبارک قند تو دلم اب شد... مهم نیست ک من ش تم... خودم...غرورم ... قلبم.... مهم نیست ک بهم میگن عوض شدی! ک میگن اخلاقت بد شده! مهم نیست ک من همش گریه میکنم... مهم نیست چون دیگه حس هیچی نیست... (دل بی تو غم زده ... داشت پخش میشد همینجوری با حسم جور دراومد گفتم بنویسمش) #معشوقه_ی_سابق_اقای_ر ١٩/٩/٩٥ ... ادامه ...

پاو وینت شبکه ارتباطی در طراحی شهری

پاو وینت شبکه ارتباطی در طراحی شهری پاو وینت خلاصه ای از کتاب شبکه ارتباطی در طراحی شهری تالیف فریدون قریب، در حجم 99 اسلاید. در حدود سال 1320، اتاق سازی سازی کامیون و اتوبوس با ابزار ساده و دستی در تهران شروع به کار نمود. بدین ترتیب صنایع اتومبیل در ایران پایه گذاری گردید ... ... ادامه ...

فرآیند نمایش اطلاعات مرتبط با عنوان مرا با آدمیان هیچ ارتباطی نیست به وسیله ربات های خبری از بین منابع فارسی دریافت میگردد و نمایش داده میشوند.