می نویسم

عبارت می نویسم از بین صدها هزار مطلب، خبر و مقاله فارسی جستجو شده است و نتیجه آن نمایش داده شده است و مسئولیت آن بر عهده منبع اصلی مطلب می نویسم میباشد.



می نویسم ...

❣❣❣ می نویسم : این عشق… نقطه هایش با تو! می نویسم : شبنم… گل ِ سرخش با تو! می نویسم : پرواز… آسمانش با تو! می نویسم : فریاد… شعله هایش با تو! می نویسم : دریا… تن ِ خیسش با تو! می نویسم : بوسه… تب ِ داغش باتو می نویسم : دل دل… ضربه هایش با تو! می نویسم : ای رز گل سرخش با تو ... ... ادامه ...

از تو می نویسم

ز تو می نویسم که صورت گرمی داری٫لبهایی گرمتر و دلی به گرمی آتشفشان از تو می نویسم که قطره ای از اشکت یه دریاست از تو می نویسم که تفاوطت با ماه در یک کلمست٫تو زیبا تری از تو می نویسم که تصویر واژگون من رو دوباره ایستاده کردی از تو می نویسم چون ی رو جز تو در این توفان ندارم از تو می نویسم چون اگه تو نباشی نابودم از تو می نویسم چون از من نوشتی از تو می نویسم تا دلم با تو باشه از تو می نویسم تا وقتی که توانی در این دستهاست می نویسم روی ذره ذره ی دلم که همیشه عاشقت خواهم بود. ... ادامه ...

از تو مینویسم

از تو می نویسم که صورت گرمی داری٫لبهایی گرمتر و دلی به گرمی آتشفشان از تو می نویسم که قطره ای از اشکت یه دریاست از تو می نویسم که تفاوطت با ماه در یک کلمست٫تو زیبا تری از تو می نویسم که تصویر واژگون من رو دوباره ایستاده کردی از تو می نویسم چون ی رو جز تو در این توفان ندارم از تو می نویسم چون اگه تو نباشی نابودم از تو می نویسم چون از من نوشتی از تو می نویسم تا دلم با تو باشه از تو می نویسم تا وقتی که توانی در این دستهاست می نویسم روی ذره ذره ی دلم که همیشه عاشقت خواهم بود. ... ادامه ...

مثنوی فارسی : دار : 16 آذر 1395

می نویسم تا بَرَندَم رویِ دار می نویسم تا فِتَد آتش به دار می نویسم تا به زندان ام برند تا به تبعیدِ بیابان ام برند می نویسم تا در آرم سر ز گور می نویسم تا خورَندَم موش و مور می نویسم تا که ّ و نور آیَدَم از روزنِ سلّولِ کور می نویسم تا بمانم در جهان می نویسم تا خدا گردد عیان می نویسم تا که گردم آدمی با هجاهایِ زَبَر، زیر و بَمی می نویسم شاهدا از عشقِ تو تا بمیرم بی وفا از عشقِ تو ... ادامه ...

زمان عزیز

از تو می نویسم که صورت گرمی داری٫لبهایی گرمتر و دلی به گرمی آتشفشان از تو می نویسم که قطره ای از اشکت یه دریاست از تو می نویسم که تفاوت ات با ماه در یک کلمست٫تو زیبا تری از تو می نویسم که تصویر واژگون من رو دوباره ایستاده کردی از تو می نویسم چون ی رو جز تو در این طوفان ندارم از تو می نویسم چون اگه تو نباشی نابودم از تو می نویسم چون از من نوشتی از تو می نویسم تا دلم با تو باشه از تو می نویسم تا وقتی که توانی در این دستهاست می نویسم روی ذره ذره ی دلم که همیشه عاشقت خواهم بود. ... ادامه ...

زیر باران باید رفت

زیر باران باید رفت زیر باران باید خواند اشک و لبخند همه زیر باران است و من و باران همراه هم برایت. با باران می نویسم بی اشک و إه و داد می نویسم زیر باران می روم بادیادت ای یار آسمان عشقم بر من باز هم ببار زیر باران می نویسم شعر آهنگ عشق همه دل و روحم تقدیم به تو ای همه مرا عشق زیر باران می نویسم ز همه رنج و دوری بی تو بودن زنده شدم به عشق تو پیش ز مهرت تنها حکایتم مرده بودن دوست دارم را زیر لطف باران با تو گویم دوست دارم را با تو هزار گونه گویم باباران با تو گویم زعشق آری عشق و عشق و تنها عشق ... ادامه ...

می نویسم

می نویسم از دیوار های کهنه و گلی می نویسم از شوق زندگی می نویسم از زمستان های سرد می نویسم از تابستان گرم می نویسم از صدای بچه ها می نوسیم یک ب یک از دلنوشته هایم را ... ادامه ...

برای ان مینویسم

برای ان عاشق بی دل می نویسم که حرمت اشکهایم را ندانست برای ان مینویسم که معنای انتظار را ندانست چه روزها و شبهایی که به یادش سپری برای ان مینویسم که روزی دلش مهربان بود می نویسم تا بداند دل ش تن هنر نیست نه دگر نگاهم را برایش هدیه میکنم نه دگر دم از فاصله ها میزنم و نه با شعرهایم دلتنگی ها را فریاد می زنم می نویسم شاید نامهربانی هایش را باور کند (شایان) ... ادامه ...

برای آن عاشق

برای ان عاشق بی دل می نویسم که حرمت اشکهایم را ندانست برای ان مینویسم که معنای انتظار را ندانست، چه روزها و شبهایی که به یادش سپری برای ان مینویسم که روزی دلش مهربان بود می نویسم تا بداند دل ش تن هنر نیست نه دگر نگاهم را برایش هدیه میکنم ، نه دگر دم از فاصله ها میزنم و نه با شعرهایم دلتنگی ها را فریاد می زنم می نویسم شاید نامهربانی هایش را باور کند... ... ادامه ...

نام تو را

نام تورا بر سپهر نیلگون می نویسم نام تو را با قلم جان می نویسم در میان ستارگان آسمان نام تو را با مرکّبِ عشق می نویسم بغض تو، غم ه در گلوی منست من این غمنامه را با خون دل می نویسم گر تو نباشی در کویر سرد تنهائیم نام تو را با اشک دیدهبر دل می نویسم خوب من، بهترین همدم و همراه من در این ایام بیا در بَرَم که نام تو را با رنگبن کمان عشق می نویسم (کلالی نژاد) ... ادامه ...

احساس

می نویسم ... از تو ... برای تو ... و دور از تو ... بدون هراس از خوانده شدن ... بگذار همه بدانند ... می نویسم یرای تو ... برای تویی که بودنت را ... نه چشمانم می بیند ... و نه گوش هایم می شنود ... و نه دستانم لمس می کند ... تنها با شعفی صادقانه ... با دلم احساست می کنم! ....... ... ادامه ...

بغض سنگین

این روزها با بغض سنگین مى نویسم قلبم پر از درد است و غمگین مى نویسم وقتى که دلگیرم من از نامردمى ها از چرخش این چرخ بد کین مى نویسم گویا به باغ ک شان فصل خزان است کز خوشه هاى زرد پروین مى نویسم چون مرده اى در گور تنهایى و سردم ازلحظه هاى تلخ تدفین مى نویسم وقتى که بازار خیانت داغ داغ است از عهدهاى پست و ننگین مى نویسم روزى که دنیاى خیالم عاشقانه است از عشق این داروى تسکین مى نویسم در لحظه ى بیدارى و دلواپسیها از خواب و رویاهاى رنگین مى نویسم حالا تمام شعرهایم تلخ تلخ اند با اشک سرد و بغض سنگین مى نویسم #طاهره_داورى ... ادامه ...

به ساحت مولای محبوبم

بی فروغت چرا می نویسم؟ در حضورت چه را می نویسم؟ بی وصال تو جانم مبادا جان من! باش تا می نویسم من کی ام؟ گنگ و سنگین دل و گیج گیج و بی دست و پا می نویسم من که باشم که از خود بگویم؟ شرم بادم، بلا می نویسم واژه احرامِ انکار من بست عهد تو را می نویسم سین نامم صفیر سکوت است نطق بستم، بیا، می نویسم گفتِ خاموش، زنجیر من شد بی سکوت و صدا می نویسم یاد خوبان چه شیرین حدیثی است «ربنا ارْزُق لنا» می نویسم با سر و جان به محبوب ره نیست سر فکندم، رها می نویسم می نویسم تو را از سر خط: «یا علی»؛ بارها می نویسم فروردین 96 دست هایم خالی است و زبانم گنگ. همین کلمات گنگ و گیج و بی دست و پا را از من بپذیر... ... ادامه ...

مبادا بروی ...

مثل با هر صبح به دریای دلم می نویسم به تو ای دوست مبادا بروی مست این فاصله ام تا که مرا پیر کند می نویسم به تو مستم که مبادا بروی مثل پاشیدن خون روی فضای تر من می نویسم به تو مرگم ، مبادا بروی مثل هر شب که به یاد تو به کرات برفت می نویسم به تو کرات ، مبادا بروی مثل باغ ریه های به نفس تشنه و سرد می نویسم نفسم باش ، مبادا بروی مثل یک باز که پشت دل تو خانه نداشت می نویسم قفسم باش ، مبادا بروی مثل قرآن به سر و آ دعا می نویسم قسمم باش ، مبادا بروی راه افتاده دلم در صددت باز ولی می نویسم صددم باش ، مبادا بروی من که می دانم از اول دل تو رفته ولی می نویسم به تمنا که مبادا بروی پاییز ... ادامه ...

براى تو مى نویسم

براى تو مى نویسم: سهم من که نیستى سهم قصه من بمان سهم فکر من سهم عاشقانه هاى من سهم خواب دستهاى من بمان از کنار من که رفته اى از خیال من مرو سهم من که نیستى...سهم من که نمى شوى سهم دفترم سهم واژه هاى من سهم سطرهاى خسته ام بمان ... ادامه ...

25آبان 95

مینویسم به تو هر لحظه ی سنگین سکوتو تجربه احساس غم انگیز سقوطو می نویسم که هنوزم واسه این خسته عزیزی هرچقدرم دور باشی از دلم نمیره چیزی می نویسم که هنوزم بی تو اینه حال و روزم می نویسم به تو نامه عشق تو داره ادامه می نویسم که هنوزم بی تو اینه حال و روزم می نویسم به تو نامه عشق تو داره ادامه ♫♫♫ می نویسم که بدونی بی تو من چه ها کشیدم توی روزگار نامرد من چه سختی هایی دیدم خیلیا تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتن اما تو یه چیز دیگه بودی واسه این دل من می نویسم که هنوزم بی تو اینه حال و روزم می نویسم به تو نامه عشق تو داره ادامه می نویسم که هنوزم بی تو اینه حال و روزم می نویسم به تو نامه عشق تو داره ادامه ♫♫♫ می نویسم که هنوزم بی تو اینه حال و روزم می نویسم به تو نامه عشق تو داره ادامه می نویسم که هنوزم بی تو اینه حال و روزم می نویسم به تو نامه عشق تو داره ادامه ... ادامه ...

بگو...

مینویسم خداحافظ تو بخوان به امید دیدار... مینویسم به امان خدا تو بخوان برگرد... مینویسم فراموش میکنم تو بخوان عادت نمیکنم به نبودنت... می نویسم دلتنگی تو بخوان غربت نبودنت... می نویسم یادت...تو بخوان جای خالی بودنت... می نویسم تقدیر... تو بخوان جبر ج ... می نویسم خداحافظ... تو بگو خدایارت... می نویسم بر نگرد... تو بگو چشم... می نویسم حلالم کن... تو بگو شاید... می نویسم جایت سبز... تو بگو ... تو بگو... تو بگو... می نویسم امان از نبودنت... تو بگو ای بابا... خدا یارت... ... ادامه ...

25آبان 95

مینویسم به تو هر لحظه ی سنگین سکوتو تجربه احساس غم انگیز سقوطو می نویسم که هنوزم واسه این خسته عزیزی هرچقدرم دور باشی از دلم نمیره چیزی می نویسم که هنوزم بی تو اینه حال و روزم می نویسم به تو نامه عشق تو داره ادامه می نویسم که هنوزم بی تو اینه حال و روزم می نویسم به تو نامه عشق تو داره ادامه ♫♫♫ می نویسم که بدونی بی تو من چه ها کشیدم توی روزگار نامرد من چه سختی هایی دیدم خیلیا تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتن اما تو یه چیز دیگه بودی واسه این دل من می نویسم که هنوزم بی تو اینه حال و روزم می نویسم به تو نامه عشق تو داره ادامه می نویسم که هنوزم بی تو اینه حال و روزم می نویسم به تو نامه عشق تو داره ادامه ♫♫♫ می نویسم که هنوزم بی تو اینه حال و روزم می نویسم به تو نامه عشق تو داره ادامه می نویسم که هنوزم بی تو اینه حال و روزم می نویسم به تو نامه عشق تو داره ادامه منبع: http://nahan-e-del. / ... ادامه ...

آهنگ سقوط سیامک عباسی

مینویسم به تو هر لحظه ی سنگین سکوتو تجربه احساس غم انگیز سقوطو می نویسم که هنوزم واسه این خسته عزیزی هرچقدرم دور باشی از دلم نمیره چیزی می نویسم که هنوزم بی تو اینه حال و روزم می نویسم به تو نامه عشق تو داره ادامه می نویسم که هنوزم بی تو اینه حال و روزم می نویسم به تو نامه عشق تو داره ادامه ♫♫♫ می نویسم که بدونی بی تو من چه ها کشیدم توی روزگار نامرد من چه سختی هایی دیدم خیلیا تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتن اما تو یه چیز دیگه بودی واسه این دل من می نویسم که هنوزم بی تو اینه حال و روزم می نویسم به تو نامه عشق تو داره ادامه می نویسم که هنوزم بی تو اینه حال و روزم می نویسم به تو نامه عشق تو داره ادامه ♫♫♫ می نویسم که هنوزم بی تو اینه حال و روزم می نویسم به تو نامه عشق تو داره ادامه می نویسم که هنوزم بی تو اینه حال و روزم می نویسم به تو نامه عشق تو داره ادامه ... ادامه ...

عجب حسی دارم با این شعر ...

به تو از تو می نویسم به تو ای همیشه در یاد ای همیشه از تو زنده لحظه های رفته بر باد وقتی که بن بست غربت سایه سار قفسم بود زیر رگبار مصیبت بی ی تنها م بود وقتی از آزار پاییز برگ و باغم گریه می کرد قاصد چشم تو آمد مژده ی روییدن آورد ای همیشگی ترین عشق در حضور حضرت تو ای که می سوزم سراپا تا ابد در حسرت تو به تو نامه می نویسم نامه ای نوشته بر باد که به اسم تو رسیدم قلمم به گریه افتاد ای تو یارم روزگارم گفتنی ها با تو دارم ای تو یارم از گذشته یادگارم به تو نامه می نویسم ای عزیز رفته از دست ای که خوشبختی پس از تو گم شد و به قصه پیوست در گریز ناگزیرم گریه شد معنای لبخند ما گذشتیم و ش تیم پشت سر پلهای پیوند در عبور از مسلخ تن عشق ما از ما فنا بود باید از هم می گذشتیم برتر از ما عشق ما بود ... ادامه ...

منم دارم مینویسم ولى هنوزم باورم نمیشه

می نویسم به تو هر لحظه ی سنگینِ سکوتو تجربه ِ احساسِ غم انگیزِ سقوطو می نویسم که هنوزم واسه این خسته عزیزی هر چقدر هم دور باشی، از دلم نمیره چیزی می نویسم که هنوزم، بی تو اینه حال و روزم می نویسم به تو نامه، عشقه تو داره ادامه می نویسم که هنوزم، بی تو اینه حال و روزم می نویسم به تو نامه، عشقه تو داره ادامه می نویسم که بدونی بی تو من چه ها کشیدم توی روزگار نامرد، من چه سختی هایی دیدم خیلی ها تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتن اما تو یه چیز دیگه بودی واسه این دله من می نویسم که هنوزم، بی تو اینه حال و روزم می نویسم به تو نامه، عشقه تو داره ادامه می نویسم که هنوزم، بی تو اینه حال و روزم می نویسم به تو نامه، عشقه تو داره ادامه ... ادامه ...

سارایِ من دوستَت دارم همیشهٌ همیشگی

این دریایِ مواجِ من آرامِشَش ساحلِ توست دلتنگیِ روزایِ من همه نبودِ،حضورِ توست می نویسم از تهِ دل برای تو سارایِ من دوستَت دارم همیشگی هرچند تو کردی تَرکِ من می گذرد روزهای من با گریهِ اٌ اَندوهِ تو آرام می شَوَم کمی هر دَم نویسم از عشقِ تو همیشه فرهاد ... ... ادامه ...

قسم به قلم ...

می گفت زندگی ات را بنویس... روی کاغذ بنویس ... روی کاغذهای رنگی رنگی ... هر صبح ... هر شب ... بنویس ... نوشتن معجزه می کند ... مگر نه اینکه خداوند به قلم قسم خورده است؟! پس بنویس تا محقق شود... من می نویسم ... توی وبلاگ ... با کیبورد می نویسم... توی کاغذ رنگی می نویسم ... با قلم ... می نویسم و می نویسم و می نویسم ... گاهی حالی باشد خطاطی شان می کنم ... و باز هم می نویسم ... به امید اینکه... به امید اینکه روزی محقق شوند ... ... ادامه ...

حق گو

می نویسم… می نویسم در این “ب” بسم الله …………………….بسم ربّ ا هراء(س) می نویسم در این “ب” بسم الله …………………….بسم ربّ الحسین(ع) می نویسم در این “ب” بسم الله …………………….بسم ربّ العالمین می نویسم در این “ب” بسم الله …………………….به یاد انصار الله ……..به یاد اولیاءالله به یاد خلق اللهی که خلقشان از جانب خالق بوده است برای یک غایت و آن هم در نهایت رسیدن به قربت بی نهایت و رسیده اند به این قربت در ظاهر غریب. آمده ام که بنویسم… ادامه مطلب ... ادامه ...

آری ...باز هم مثل همیشه برای تو می نویسم...

می نویسم ... آری ...باز هم مثل همیشه برای تو می نویسم... برای تویی که مقصود تمام نوشته های منی تویی که الفبای عشق را به من اموختی تویی که مرا سر گردان دنیای قشنگ عاشقی کردی تویی که قلم روان قلبم را به دست دلم دادی تا برای اولین بار برای تو بنگارد تویی که دگر هیچگاه نمی توانم از کنارت با بی تفاوتی بگذرم تویی که چیزی به من هدیه کردی تا غمخوار و همدم تنهایی هایم باشد تویی که فقط تو را از او می خواهم و بس .. تویی که هیچ در وصف مهر بانی های بی پایانت نمی یابم و تنها حرف و کلامی که برایت می یابم این است: با تمام وجودم ** دوستت دارم ** بی نهایت با صداقت تا قیامت ازنگاه همیشه منتظرم...ازچشمان بارانیم...ازبوسه های نشکفته ام... می نویسم برایت ازترسم...ترس ازبی توماندن وبی تورفتن... بی توگفتن وبی توخواندن...می نویسم برایت ازنغمه های شبانه غم در گنج عزلت تنهایی ام...می نویسم برایت ازمعنای زندگی ازاینکه من زندگی رادرکنار توبودن معنامی کنم...زندگی رابرای توسرودن معنامی کنم... من زندگی رادر وش چشمان نیلگونت معنا می کنم...من زندگی رادر آغوش توبودن معنامی کنم...معنای زندگی معنای بوسه های آتشین عشق است... زندگی یعنی عشق......زندگ ... ادامه ...

نوش نوشتن

می نویسم برای تمامی آدم ها از ابتدای خلقت تا بدین جا (اگر املایش را درست نوشته باشم) می نویسم تا جان در بدن دارم از نادری ها از قلم از تمام تاثیرگذاران حال نویسندگی سرزمینم ایران تا جایی که دست ها بگیرم می نویسم تا انتهای عمرم و به ارث گذاشتن این ودیعه الاهی برای آیندگان حتی در زمان صلح ، می نویسم ... ادامه ...

می نویسم برایت ای همیشه بهاری

پاییز با غروبی در گذرِ عبور است یلداٌ زمستان مسافرِ طلوع است بارانیٌ گِرِفتَست ، حالٌ هوایِ پاییز برفیستٌ پٌر از یخ فصلِ پَسِ هر پاییز آرِزویَم بَرایَت بودهِ تا همیشه تا باشی عاری از غم همیشهٌِ همیشه می نویسم برایت ای همیشه بهاری ، زمستانت پٌر از برف ، تا که رِسَد بهاری نویسنده : همیشه فرهاد ... ادامه ...

از امروز

از امروز مینویسم اردیبهشت از امروز می نویسم آنکه زیر پایش دارد بهشت از امروز می نویسم به نام آنکه دارد دلی از جنس بلور از امروز می نویسم پایان بر هر چه مهربانی از امروز می نویسم نفرین بر صداقت از امروز می نویسم نفرین بر پاکی و من فقط هستم و می مانم و فقط نمیدانم چرا ؟ باید یاد بگیریم همیشه لازم نیست با سیلی ی را زد با چوب زدن و درد آوردن اشک ی را در آورد فقط کافیست بنویسیم خدا حافظ بی دلیل......... ... ادامه ...

فرشته نجات احساس

محمدم می نویسم برای تو می نویسم به عشق تو برای تو که در تنهاییهایم درخشیدی و تو که در نا امیدی هایم لبخند را بر لبانم نقش بستی تو که فرشته نجات احساسم بودی دیروز تو را دیدم امروز تو را شناختم و فردا تو را بدست خواهم آورد اما در این مهلت با تو بودن، دوستت دارم اولین نگاهت را همیشه به یاد دارم که در آن سکوت مبهم هزاران حدیث آشنا را می شد دید همیشه با منی همیشه در قلب منی ... ادامه ...

سخنی چند از زبان دل

سلام به دنیای مجازی که واقعیت های زیادی را در دل خود جا داده تا دل انسان هایی را از انباشتگی و سنگینی دردها نگه دارد انچه در این وبلاگ می نویسم واقعیت هایی از زندگیم خواهد بود که گاه به زبان ساده و گاه از راه بازی با کلمات ادا خواهم کرد نه ادمی هستم که اهل سیاست باشم و نه اهل ایجاد بی نظمی در هنجارهای جامعه ، چرا که هر کدام این ها بود مطمینا دنبال راه جار زدنش میگشتم ، می نویسم چون جایی برا گفتنش نمی یابم جور لرزش قلبم را به دستانم می سپارم شاید جور دیگر زندگی کنم ... ادامه ...

فرآیند نمایش اطلاعات مرتبط با عنوان می نویسم به وسیله ربات های خبری از بین منابع فارسی دریافت میگردد و نمایش داده میشوند.