پسره معمولی

عبارت پسره معمولی از بین صدها هزار مطلب، خبر و مقاله فارسی جستجو شده است و نتیجه آن نمایش داده شده است و مسئولیت آن بر عهده منبع اصلی مطلب پسره معمولی میباشد.



دختروپسر

ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﭘﺴﺮﺵ ﻣﻲ ﮔﻪ : ﺑﺮﻭ ﻳﻪ ﻧﻮﺷﻴﺪﻧﻲ ﻭﺍﺳﻢ ﺑﮕﻴﺮ ﭘﺴﺮﻩ : ﻛﻮﻻ ﻳﺎ ﭘﭙﺴﻲ ﺩﺧﺘﺮﻩ : ﻛﻮﻻ ﭘﺴﺮﻩ : ﺩﺍﻳﺖ ﻳﺎ ﻋﺎﺩﻱ ﺩﺧﺘﺮﻩ : ﺩﺍﻳﺖ ﭘﺴﺮﻩ : ﻗﻮﻃﻲ ﻳﺎ ﺷﻴﺸﺔ ﺩﺧﺘﺮﻩ : ﻗﻮﻃﻲ ﭘﺴﺮﻩ : ﻛﻮﭼﻚ ﻳﺎ ﺑﺰﺭﮒ ﺩﺧﺘﺮﻩ : ﺍﺻﻼ ﻧﻤﻴﺨﺎﻡ .. ﻭﺍﺳﻢ ﺍﺏ ﺑﻴﺎﺭ ﭘﺴﺮﻩ : ﻣﻌﺪﻧﻲ ﻳﺎ ﻟﻮﻟﻪ ﻛﺸﻲ ﺩﺧﺘﺮﻩ : ﺍﺏ ﻣﻌﺪﻧﻲ ﭘﺴﺮﻩ : ﺳﺮﺩ ﻳﺎ ﮔﺮﻡ ﺩﺧﺘﺮﻩ : ﻣﻴﺰﻧﻤﺘـــــــــ ­ﺎ ﭘﺴﺮﻩ : ﺑﺎ ﭼﻮﺏ ﻳﺎ ﺩﻣﺒﺎﻱ ﺩﺧﺘﺮﻩ : ﺣﻴﻮﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭﻭ ­ﻭﻭﻥ ﭘﺴﺮﻩ : ﺧﺮ ﻳﺎ ﺳﻚ ﺩﺧﺘﺮﻩ : ﮔﻤﺸﻮ ﺍﺯ ﺟﻠﻮ ﭼﺸﺎﻡ ﭘﺴﺮﻩ : ﭘﻴﺎﺩﻩ ﻳﺎ ﺑﺎ ﺩﻭ ﺩﺧﺘﺮﻩ : ﺑﺎ ﻫﺮﭼﻲ ﺑــــــﺮﻭ ﻓﻘﻂ ﻧﺒﻴﻨﻤﺖ ﭘﺴﺮﻩ : ﺑﺎﻫﺎﻡ ﻣﻴﺎﻱ ﻳﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﺑﺮﻡ ﺩﺧﺘﺮﻩ : ﻣﻴﺎﻡ ﻣﻴﻜﻮﺷﻤــــــــﺖ ﭘﺴﺮﻩ : ﺑﺎ ﭼﺎﻗﻮ ﻳﺎ ﺳﺎﻃﻮﺭ ﺩﺧﺘﺮﻩ : ﺳﺎﻃـــــــــﻮﺭ ﭘﺴﺮﻩ : ﻗﺮﺑﺎﻧﻴﻢ ﻣﻴﻜﻨﻲ ﻳﺎ ﺗﻴﻜﻪ ﺗﻴﻜﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ : ﺧـــــﺪﺍ ﻟﻌﻨﺘﺖ ﻛﻨﻪ .. ﻗﻠﺒﻢ ﻭﺍﻳﺴﺎﺩ ﭘﺴﺮﻩ : ﺑﺒﺮﻣﺖ ﺩﻛﺘﺮ ﻳﺎ ﺩﻛﺘﺮﻭ ﺑﻴﺎﺭﻡ ﺍﻳﻨﺠﺎ ... ادامه ...

خوراکِ مغز

پسره ی میز بغلی: یه نفس بکش، چشمات در نیاد! من: می خونی؟ پسره ی میز بغلی: معمولا میگن «می خوری؟». من: بی مزه، بیا یه صفحه بزن! پسره ی میز بغلی: ساندویچه مگه یه گاز بزنم؟ من: نخون اصلا! برو بذار کتابمو بخونم. پسره ی میز بغلی: باشه خُله، نوش جونت! ... ادامه ...

ثابت دوست داشتن

تره و پسره تنها تو خونه بودن ... پسره به دختره گفت : دوسم داری؟ دختره گفت : آره پسره گفت : ثابت کن دختره تک تک لباساشو درآورد. دختره به پسره گفت : تو چی دوسم داری؟ پسره گفت : آره دختره گفت : ثابت کن... پسره تک تک لباسای دختره رو کرد تنش.... . ... ادامه ...

یه ذره خنده :)))))))

دختره به ش میگه : برو یه نوشیدنی واسم بگیر پسره : کوکا یا پپسی؟ دختره : کولا .. . .. پسره دایت یا عادی؟ ... دختره : دایت ... پسره : قوطی یا شیشه؟ دختره : قوطی ... پسره : کوچیک یا بزرگ؟ دختره : اصلا نمیخوام ... آب بیار پسره : معدنی یا لوله کشی؟ دختره : آب معدنی پسره : سرد یا گرم؟ دختره : میزنمتااااا پسره : با چوب یا دمپایی؟ دختره : حیوووووووووووووون پسره : یا سگ؟ دختره : گمشو از جلو چشام پسره : پیاده یا با دو؟ دختره : با هر چی برو فقط نبینمت پسره : باهام میای یا تنها برم؟ دختره : میام میکشمت پسره: با چاقو یا ساطور؟ ******************** ﺧﯿﻠﯽ ﭘﺴﺖ ﻫﺎﯼ ﺑﺎﺣﺎﻟﯽ ﻣﯿﺬﺍﺭﯼ , ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ دمت گرم!! . . . . . . . . . . . . ﺣﺮﻓﯽ ﮐـِ ﺷﻤﺎ ﻣﺪﺗﻬﺎﺍﺍﺍﺍﺍﺳﺖ ﺗﻮ ﺩﻟﺘﻮﻧﻪ ﻭﻟﯽ ﺭﻭﺗﻮﻥ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺑﻬﻢ ﺑﮕﯿﺪ ! ﺑﮕﯿﺪ ﺑﺎﺑﺍ،ﺭﺍﺣﺖ ﺑﺎﺷﯿﺪ ! ************** از96 ماهی شما 55 تا غرق شد چندتا ماهی دارید؟ (مدت زمان پاسخ 5 ثانیه) . . . . . . . . . . . . . . بله ؟؟ مشغول جمع و منها بودی؟ تقصیر این مدرسه ها است که عمر شما را به فنا داده اند تا حالا ی شنیده که ماهی غرق بشه؟ حتما الان دانشجو هم هستی ... ادامه ...

یکی هست نگاش می کنم می فهمه چی می گم

سکانس آ امروز من تو ماشین، صندلی جلو، منتظر یه مسافر دیگه. حرفای دو نفری که پشت نشستن: دختره: مامانت کجا کار می کنه؟ پسره: پرستاره. خونه تمیز نمی کنه ها! پرستار یه آدم خیلییی پولداره. دختره: جدی؟ چه خوب! پسره: گفته واسه عروسی پسرت هم کمکت میکنم! دختره: واقعا؟! آخ جون! پسره: آرهههه! (همو میبوسن) دختره: برات یه دختر خوشگل میارم. شبیه خودت. پسره: واقعا؟ (همو میبوسن) دختره: ولی فقط یکی! یکی کافیه. پسره: حالا اولش که نه. تازه اول جوونیمونه. (همو میبوسن) دختره: من خیلی شیطونم. پسره: شیطونیت واسه کیه؟ دختره: تووو پسره: ل...ی خوشگلت واسه کیه؟ دختره: توووو (همو میبوسن) من(تو دلم): میخواین پیاده شم شما یه دور...؟؟؟؟ ... ادامه ...

✔✔✔❕❕خیلییی قشنگه❕❕✔✔✔

ﺩﺧﺘﺮﻩ ﻭ ﭘﺴﺮﻩ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﻮﺩﻥ ... ﭘﺴﺮﻩ ﺏ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﻔﺖ : ﺩﻭﺳﻢ ﺩﺍﺭﯼ؟؟ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﻔﺖ : ﺁﺭﻩ ، ﭘﺴﺮﻩ ﮔﻔﺖ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻦ ، ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺗﮏ ﺗﮏ ﻟﺒﺎﺳﺎﺷﻮ ﺩﺭ ﺍﻭﺭﺩ ، ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺏ ﭘﺴﺮﻩ ﮔﻔﺖ : ﺗﻮ ﭼﯽ ﺩﻭﺳﻢ ﺩﺍﺭﯼ؟ ﭘﺴﺮﻩ ﮔﻔﺖ : ﺁﺭﻩ ، ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﻔﺖ : ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻦ .... ﭘﺴﺮﻩ ﺗﮏ ﺗﮏ ﻟﺒﺎﺳﺎﯼ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺭﻭ ﮐﺮﺩ ﺗﻨﺶ و بهش گفت:« عشق یعنی قلب نه تن » ... ادامه ...

ماجرای ۴

بالا ه دخملمون جواب اون معما رو پیدا میکنه :)) به پسره میگه بهش جایزه بده ولی پسره خسیس بود :/ خیلی خسیس :/ خیلی خیلی خسیس :/ ولی دخمل ماجرا کم نیاورد حقشو از پسره گرفت پسره هم الحق تا دس کرد تو جیبش بهترین چیزممکنو به دخملمون جایزه داد :) ... ادامه ...

در جواب سوال یک دوست

یه دوست ناشناسی پرسیده بود که چه جوری با هم آشنا شدین و اینا . باس بگم : آشنا نشدیم . آشنا بودیم . در واقع پسره از فامیلاست . پسره میشه نوه عموی مامانم . منم میشم نوه عموی باباش . این همون پسره است که تو پست "آمدی جانم به قربانت ولی حالا برو" یه چیزایی گفته بودم . ... ادامه ...

خاطره ملیس خانم

چن هفته پیش ی پسره حدودا بیست ساله اومد مدرسمون داشتیم درموردش حرف میزدیم یکی گف اه اه این دیگه چ تیپیه ؟! فاطمه دوستم تازه رسیده بود گفت درمورد چی حرف می زنید ؟ پسری رو ک جلو دفتر نشون دادم چون چشماش کمی ضعیفه رفت جلوتر نگاه کنه بعد از چن لحظه بلند گف قیافشووووو پسره برگشت نگاش کرد ولی چیزی نگفت اومدیم تو حیاط نشستیم ورزش داشتیم یک دفعه دیدیم اون پسره همراه مدیرمون اومد بیرون بله از قضا پسره مدیرمون بود موقع رد شدن از کنارمون ی نگاه سنگین به فاطمه انداخت و بعد رد شد ... ادامه ...

عشق واقعی

یه روز دختری از ش پرسید .. من خشگلم ؟؟؟ پسره گفت نه!!! باز سوال کرد تو منو دوست داری؟؟؟؟؟پسره گفت نوچ!! باز دختره حالش گرفته شد. واسه ا ین بار سوال کرد. گفت اگه بمیرم واسم گریه می کنی؟؟؟پسر گفت اصلا!! یهو دختره اشک تو چشماش جمع شد این دفعه پسره دختر رو بغل کرد و گفت: تو خوشگل نیستی تو زیبا ترینی... *دوست ندارم چون عاشقتم..... *اگه بمیری گریه نمی کنم منم میمیرم...................... ... ادامه ...

حتما بخونید

•••پسره با دوس دخترش رو موتور با سرعت بالا داشته میرفته....... •••محکم پسر رو بغل میکنه........••• •••میگه:.......••• •••من میترسم اروم تر برو........••• •••پسره میگه: اول بگو دوست دارم.......••• •••دختره میگه :دوست دارم........••• •••پسره میگه:••• •••بلندددددددددتر••• •••دختر داد میزنه دوووووسسسست دارم.....••• •••پسره میگه: •••این کلاه ایمنی رو از سرم بر دار بذار سرت اذیتم میکنه........••• •••فردای ان در رو مه چاپ میشه.....••• •••دو سر نشین سوار بر موتور تصادف د••• •••ولی یکی از انها زنده است...••• •••سلامتی....••• •••پسری که...••• •••فهمیده بود...••• •••ترمزه موتورش بریده ...••• •••اما...••• ••• نخواست ب دوس دخترش بگه که...••• •••بترسه فقط.......••• •••میخواست...••• •••برای ا ین بار بشنوه که....••• •••دوسش داره........!!! ... ادامه ...

به افتخار همچین پسرایی

•••پسره با دوس دخترش رو موتور با سرعت بالا داشته میرفته……. •••محکم پسر رو بغل میکنه……..••• •••میگه:…….••• •••من میترسم اروم تر برو……..••• •••پسره میگه: اول بگو دوست دارم…….••• •••دختره میگه :دوست دارم……..••• •••پسره میگه:••• •••بلندددددددددتر••• •••دختر داد میزنه دوووووسسسست دارم…..••• •••پسره میگه: •••این کلاه ایمنی رو از سرم بر دار بذار سرت اذیتم میکنه……..••• •••فردای ان در رو مه چاپ میشه…..••• •••دو سر نشین سوار بر موتور تصادف د••• •••ولی یکی از انها زنده است…••• •••سلامتی….••• •••پسری که…••• •••فهمیده بود…••• •••ترمزه موتورش بریده …••• •••اما…••• ••• نخواست ب دوس دخترش بگه که…••• •••بترسه فقط…….••• •••میخواست…••• •••برای ا ین بار بشنوه که….••• •••دوسش داره……..!!!!!!••• ... ادامه ...

سنجان و حوالی

با یک گروه از بچه ها رفتیم ید داخل پاساژی.ورودی پاساژیه پسره ای اومد جلومون.خندم گرفت.بچه ها پرسیدن چرا این پسره رو میبینی هر بار می خندی؟نکنه ازش خوشت میاد؟ ... ادامه ...

خوش به حال روزگار...

امروز پیش رئیس بودم. قضیه یه دختره رو تعریف کرد که تازه اومده تو بخش کتاب. کلا از خصوصیاتش گفت و اینکه پای یه پسره مونده و کلا هر کی بهش پیشنهاد میده سگ بازی در میاره! و اینکه اصلا با پسره دوست نیست! (یعنی در ارتباط نیست حتی!) اینکه دوستش داره و یه جورایی خواستگارشه پسره. خوشحال شدم. برای این روزگار. برای دورانی که فکر می دوست داشتن واقع ای مُرده. فکر می دوران قول قرارای حرفی تموم شده. خوش به حال پسره واقعا.... چقد خوبه دختره واقعا. پ.ن: دخترای خوب نسلشون منقرض نشده انگاری. کاش واسه پسرا هم اینجوری باشه. ... ادامه ...

آنچه امروز در تا ی گذشت.....

آقای راننده و مسافر کنارش مشغول تحلیل اوضاع اقتصادی مملکت بودند و ک داهای ریاست جمهوری رو نقد می د نزدیک پارک تا ی ایستاد و یه آقا و خانوم جوان سوار تا ی شدند نشستن کنار من شروع د حرفهای عاشقانه زدن پسره دستشو انداخته دور گردنش چه نازی میکرد دختره و چه نازی می ید پسره انگار نه انگار که بجز اونا سه نفر دیگه هم تو تا ی نشستن تا بحث تلگرام پیش اومد و.. پسره: بده تلگرام تو چک کنم ببینم با کیا چت میکنی؟ دختره: وا این چه حرفیه پسره: بده دیگه دختره: مگه من عشق تو نیستم؟ گیر نده دیگه پسره: چرا هستی ولی من باس بدونم (با لحن خیلی جدی) دختره: باوشه چه غیرتی هم شده عشق من پسره شروع کرد تو تلگرامش گشتن که یهو گوشی دختره زنگ خورد پسره گفت بیا جواب بده شوهرته برق سه فاز منو گرفت.... تو ذهنم پر سوال اگه اونی که زنگ زد شوهرشه؟ پس این کیه که همدیگرو عشقم و عزیزم صدا میزنن؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!! به شوهرش میگفت من کجا بیام زن بار دار حال مهمونی ندارم اصلا گیر نده دیگه من نمیام خ ظ... پسره گفت اوووو قدم نو رسیده مبارک بهم نگفته بودی زنه: انقدر مشغله فکری پیش اومد تو این دو سه روز یادم رفت بهت بگم تازه پریروز خودم فهمیدم پسره: معلومه شوه ... ادامه ...

توجه به شوهر

مادره خطاب به پسرش: نیوتن رو میشناسی ؟ پسره :نه کی هست؟ مادره : اگه به درسات بیشتر توجه میکردی میشناختیش ! پسره: خیلی خوب ، پارمیدا رو میشناسی ؟ مادر : نه !!! پسره : اگه به شوهرت بیشتر توجه میکردی میشناختیش !کانال گیزاوغلان ... ادامه ...

تو تنها عشق منی جون عمتتتتتتتتتت

پسره میره لوازم حریر میگه کارت تو تنها عشق منی دارید صاحب مغازه : بله داریم، بفرمائید پسره: بی زحمت 16 تا رو بدید. ... ادامه ...

باید تعظیم کرد ..

دختره با کلی آرایش به پسره میگه واقعا شما پسرا این دختر چادریا رو از ما بیشتر دوست دارین پسره خیلی رک گفت: آره دختره جواب داد پس اگه دوسشون دارین چرا نگاهشون نمیکنید و سرتون رو میندازید پایین و از پیششون رد میشید پسره گفت: آره تو راست میگی ما نباید سرمون رو بندازیم پایین اصلا س ایین انداختن کمه.. باید تعظیم کرد در مقابل یادگار (حضرت زهرا) ... ادامه ...

(بدون عنوان)

دختره تو کافه با یه پسره بود همین که پسره رفت دستشویی از یه پسر دیگه شماره گرفت. حالا درسته اون یه پسر دیگه من بودم ولی خیانت چقدر زیاد شده. ... ادامه ...

یه رمان که دختره با پسره به زور ازدواج میکنن

رمانی که دختره خدمتکاره رمانی که دختره فروخته میشه رمانی که دختره حامله میشه معرفی رمانی که پسره دست بزن داره رمانی که پسره غیرتیه رمان هایی که دختره یده میشه رمان از نفس افتاده رمان بگذار تا بگویم ادامه مطلب ... ادامه ...

پسره پشت تلفن خود یی میکنه

پسره پشت تلفن خود یی میکنه با صدای دختر ایستگاش اگر خندیدی بفرست واسه رفیقات ادامه مطلب ... ادامه ...

دوستت دارم....

دختر از دوستت دارم گفتن هر شب پسره خسته شده بود.. یک شب وقتی اس ام اس آمد بدون آن که آنرا باز کند موبایل را گذاشت زیر بالشش و خو د صبح وقت مادر پسره به دختره زنگ زد و گفت: پسرم مرده… دختره شوکه شد و چشم پر از اشک بلافاصله سراغ اس ام اس شب گذشته رفت.. پسره نوشته بود… تصادف با مشکل خودم را رساندم دم در خونتون لطفا بیا پائین میخوام برای آ ین بار ببینمت… «خیلی خیلی دوستت دارم» ... ادامه ...

شغل موقت

پسره میره خواستگاری بهش میگن شما شغل ثابت هم دارین؟ میگه تهران بعد از سی سال هنوز موقته تو از من شغل ثابت میخوای؟ میگن بابای عروس تاحالا اینجوری قانع نشده بوده الان واسه پسره پراید یده ... ادامه ...

فاینال

امروزفاینال داشتیم عاموجانبودمنو وفرستادن توکلاس پسرا....ته کلاس سه اصندلی خالی بود...منو ونشوندن اونجاطوری ک یه صندلی بینمون فاصله بود...اغاداشتیم به مینوشتم که یک دفعه یکی ازین پسراک دیراومده بوداومدعین بیلاخ بینمون نشست....ولی پسرخوبی بود......ینی پایه بودمن برگه مینوشتم میدادم به پسره پسره میدادبه ...خیلی حال کردیم....تموم ک شدجوادگفت عاموکم تقلب کنین من هروقت دیدمتون داشتین تقلب میکردین... ادست پسره دردنکنه.... به خطرمیوفتادوگرنه بلندمیشدم شالاپشالاپ ماچش می ... حیف دیرشناختمش....دقیقاسرجلسه ی فاینال..حییییییییییییییییییف ... ادامه ...

داستان چی فکر میکردیم چی شد

حتما این مثل رو شنیدید که یکی بگه چی فکر میکردیم ،چی شد . داستان و وجه تصمیه این مثل از این قراره که در زمان های قدیم نوجوانی ١٦-15 ساله بود که تک فرزند پدر و مادرش محسوب میشد. روزی از روزها مادرش مریض میشه و همه اطبا از اون قطع امید میکنن، خلاصه اینکه همه منتظر بودن تا اینکه زن بیچاره از شدت بیماری بمیره . پسره پیش خودش حساب میکرد بعد از مرگ مادرش چه اتفاقی برای اون می افته ، به خودش میگفت حتما پدرم میره یه زن جون میگره و چون سن و سالی از پدرم گذشته ، دیگه حریف زن جونش نیست و من میرم سراغ زن پدرم و ترتیبشو میدم و به این ترتیب بسیار خوشحال و امیدوار بود که بعد مرگ مادرش اوضاع اون بهتر بشه . دست بر قضا حال مادره خوب میشه و از مرگ نجات پیدا میکنه، چند وقت بعد پدر پسره می افته و میمیره و اون بی پدر میشه . مادر پسره هم بعد چهل شوهر دوباره شوهر میکنه و از قضا یه مرد قبراق و گردن کلفت شوهر جدید مادرش میشه ، و نه تنها ترتیب مادره رو میداد ، هر وقت هم پسره رو تنها تو خونه گیر میاورد ، ترتیب پسره رو هم می داد . خلاصه اینکه روزگار این بنده خدا رو سیاه کرده بود . پسره هم از بخت بدش مینالید و پیش خودش میگفت: هی چی فکر م ... ادامه ...

ببین پسره ..

ببین پسره گل الان شده ۱۳.۱۴ روز که نیستی که رفتی حتی بدون خ ظی رفتی یا برمیگردی خ ظی میکنی یا برمیگردی و میمونی تکلیف منو مشخص کن تو حالمو نمیدونی .... ... ادامه ...

آدم خواران به دنبال غذا

آدم خواره با پسرش دنبال غذا بودن؛ یه زن چاق میبینن پسره میگه: بابا اینو بخوریم؟ بابا میگه: این پر چربیه پسرم مریض میشیم! میرن جلوتر یه زن لاغر میبینن پسره میگه: اینو بخوریم؟ بابا میگه: نه این استخون خالیه بابا. میرسن به یه زن خوشگل و خوش هیکل پسره میگه: اینو دیگه بخوریم بابا بابا میگه: نه این حیفه؛ اینو میبریمش خونه؛ مامانتو میخوریم ekhtiar.blog.ir ... ادامه ...

عشقهای هول هولکی

بعضی افراد انگار هی مجبورن زود عاشق بشن ! طرف هنوز نه دختره یا پسره رو دیده نه حتی باهاش حرف زده معلوم نیست پیرمرده پیرزنه طرف فوری میگه عزیزم چه حسی خوبی باهات دارم ! حالا پسرها بخاطر جنس ده شیشه دارشون که اکثرا عشق هول هولکی و حال حالکی رو دوست دارن موندم دخترا دیگه چرا واقعا یعنی یه دختر نمیدونه نیت پسره چیه ! بعد که معلومه عاقبت چیه میبینی هزار افسردگی گرفتن حالا پسره کجاست هول هولکی دنبال یه حال حالکی دیگه ! خدا اگه میدونست قرار عشقها اینجوری بشه باور کنید به جای جنس نر یه جنس خنثی خلق میکرد ! ... ادامه ...

خواستگاری پیامکی

normal 0 false false false microsoftinternetexplorer4 پسره : اسمت چیه ؟؟؟ دختره : یه شارژ بفرست. پسره : چند س ه ؟؟؟ دختره : یه شارژ بفرست. پسره : خیلی دوسِت دارم میخوام بیام خواستگاریت ! دختره : واقعا ؟؟؟ کِی ؟ پسره : یه شارژ بفرست /* style definitions */ table.msonormaltable {mso-style-name:"table normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin:0cm; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"times new roman"; mso-ansi-language:#0400; mso-fareast-language:#0400; mso-bidi-language:#0400;} ... ادامه ...

زنده دیدم دی:

بسم الله مهربون :) + طبقه بالا بودم ، یه لحظه فک صدای دعوا میاد ... بعد دیدم نه توهمه :| بعد چند دیقه صدا بیشتر شد و فهمیدم توهم نیست :|| رفتم بالکن ، روبه رویی بود که عید ازدواج کرده بود ... توی ماشین بودن ... پسره پیاده شد ، درو باز کرد بهش گفت پیاده شو تا تحویل خونواده ت بدمت :| دختره هم مدام داشت میداد :|| قشنگ دانش یم دو سه درجه رفت بالاتر دی: خلاصه که دختره پیاده شد ، پسره دستشو گرفت ببرش سمت خونه که دختره با جیغ گفت گفتم میخوام برم خونه خودمون و زد بیخ گوش پسره :| به همین برکت قسم ! منم o_o طوری وار داشتم نگاه می که پسره هم شرو کرد به کتک زدن دختره :(( یه جوری با مشت میزد توی سرش که من از اینطرف واقعا حالم بد شد :(( دختره فرار کرد و شرو کرد به جیغ زدن ، همین موقع در خونشون باز شد و مامان دختره اومد بیرون -_- ولی خب چند متر اونطرف تر پسره باز داشت دختره رو میزد :|| بعد بابای دختره هم رسید ... جداشون ولی خب پسره دست بردار نبود ! معلوم بود خیلی عصبی شده ... دیگه همه با هم رفتن تو حیاط ، در رو هم بستن ولی صداشون همچنان میومد :| دختره هنوز داد میزد معلوم بود پسره هنوزم قصد زدنشو داره ... صدای ش تن شیشه میومد ... چند دیقه بعدشم پس ... ادامه ...

فرآیند نمایش اطلاعات مرتبط با عنوان پسره معمولی به وسیله ربات های خبری از بین منابع فارسی دریافت میگردد و نمایش داده میشوند.