چشمایی تو

عبارت چشمایی تو از بین صدها هزار مطلب، خبر و مقاله فارسی جستجو شده است و نتیجه آن نمایش داده شده است و مسئولیت آن بر عهده منبع اصلی مطلب چشمایی تو میباشد.



به عشق تو زنده ام...

خب من به عشق تو زنده م بشر...من به عشق تو نفس میکشم...من به عشق تو چشم باز میکنم...من به عشق تو چشمامو میبندم...من به عشق تو قدم به قدم زندگیمو برمیدارم...من اگه پر از حس تلخم و همه از حال بدم به تنگ میان از داغ نداشتن توئه...من اگه ناب تر از یه بچه میگم و میخندم و تموم غمای عالمو فراموش میکنم از ذوق حس خاص چشمای توئه...همون چشمایی که به جونت قسم بندبند وجودمن...همون چشمایی که دلم برای چند ثانیه لمسشون داره بال بال میزنه...من تو رو میخوام "ن"...با همه ی وجودمم میخوام...بیا تا به همه نشون بدم راه و رسم عاشقی رو...تو فراتر از عشقی برای من...اینو درک میکنی "ن"ام؟ تو نمیدونی وقتایی که آنلاین میشی از ذوق لمس حضورت چه جوری خودمو گم میکنم و دو دستی گوشیمو میچسبم...من دیوونتم "ن"...اینو چه جوری فهمیده بودی تو ؟...نمیگم عمقشو...که دست هیچ احدی به عمق حس من به تو نمیرسه ولی خودتم خوب درک میکنی چقد دوست دارم...فدای دستات بشم که تو ع ات مدام زوم میکنم روشون...چرا انقد این دستا برای من خاصن مهربونم ؟ ... ادامه ...

اول آبان هر سال.........

امروز اولین روز از دومین ماهه سومین فصل ساله دلم میسوزه واسه چشمایی که یک عمره به راهه همیشه پائیز همیشه سرما همیشه مهر و همیشه یلدا دلم گرفته از این هیاهو امیدی نداره دیگه به فردا.... ... ادامه ...

با چشمایی نیمه باز ..

بعضی چیزا تا آ عمر همراهته .. هرچی تلاش میکنی از خودت دورش کنی ، ی وقت میبینی از همیشه بهت نزدیک تره .. بگذریم .. این حرفا تکراری شده ، وقت خوابِ .. + حوصله ندارم فردا برم دنبال کارام حوصله هم ندارم کنار ی باشم اصلا حوصله هیچ کاری رو ندارم .. ... ادامه ...

اردیبهشتی

اردیبهشتی ها تموم قلبها یک سو و یک رنگ دلاشون عاشق و بی کینه و تنگ قدمها شون نفس میده به بارون صداشون توی گوش غصه، آهنگ ******************* واسه چشمایی که لبریز عشقن تموم ماهها اردیبهشتن ی راز دلاشون رو بلد نیست شاید تقدیر رو، این جور نوشتن ******************* دلش اندازه صد ک شونه همیشه گریه هاشو می پوشونه امون از وقتی که صبرش بمیره که عالم رو به آتیش میکشونه ******************* پر از دریای قلبش، خستگی ها ولیکن دلخوش دلبستگی ها امید آدمای بی ستاره اس ازش می باره این وارستگی ها ******************* من این شعر رو واسه قلبم نوشتم یا شاید هم برای سرنوشتم یه شب تو خواب دیدم، آسمون گفت: که مست هفده اردیبهشتم با احترام تقدیم به همه اردیبهشتی های آسمانی – امین ( یکی مثل هیچ ) ... ادامه ...

تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی

ب عینِ این ا بود دلم واسه مامانش اینا تنگ شده بود رفتیم دیدیمشون بعد اون داداشِ خل و چلش چقد مس م کرد و سر به سرم گذاش:)) چقد با باباش صحبت های خارجکی کردیم.با مادرشم حرفای زنکی:) ها ایناشو میدونم که طبیعیه اما قسمتِ ش اینجاش بود: منو با این پای گَچو برد واسم همبرزغالی که از قبل سفارش داده بود گرفت رفتیم تو پارکه خوردیم خیییلی خوب بود. اصلن از همون موقه که جلوی فست فودیِ موردِ علاقه من ترمز کرد من با چشمایی که به خاطر عشقِ زیاد قدِ توپ تنیس شده بود نگاش می تا وقتی ا ین گاز از همبر رو زدم. آ سر خندید گفت: چته؟ گفتم: تو چنان در دلِ من رفته که جان در بدنی. اصلن عینِ این ا.. ... ادامه ...

تولد دوسالگی اسرا

امشب خوب بود نمیدونم گفتم یا نه تولد اسرا بود مثل همیشه بهترین بودم مثل همیشه مامان هی بهم گوشزد کرد که الهام مغرور نشو جوونی و زیباییت موندگار نیس اما باور کن من هیچ وقت بخاطر صورتی که ترکیب اجزای اون دست من نیست و نبوده و یه هدیه خ هستش مغرور نمیشم غرور من از شخصیت و درونم نشأت میگیره ساعت 2شب هست و ازبس خندیدیم که حس توضیح دادن ندارم به زور رفتم صورتم و شستم یه بولیز سبز جین سفید جذب کفش لژ دار سفید موهای جمع شده از بالا یه تیکه هم جلو صورتم کج بود که فر درشت یه میکاپ ساده مثل همیشه چشمایی که بینظیر تر از همیشه بود و عاشقشونم مثل همیشه ظاهری ساده اما زیبا خوب بیخو عزیز دل ... ادامه ...

پُست سوم - یکشنبه ی غم انگیز

الآن یکشنبه ی غم انگیز رو دیدم :) آخ که من چه قدر حال و هوایِ این های قدیمی رو دوست دارم :) به نظرم اریکا ماروژان خیلی خیلی زیباست ؛ یه زیبایی خارق العاده ! لباس هایی هم که تو تنش بود خیلی شیک بود انگار نه انگار که محصول سال 1999 بود ! موضوع زیاد با سلیقه ی من جور نبود ولی در کل رو خیلی دوست داشتم . آهنگ آ هم خیلی شنیدنی و روح نواز بود ، اصلاً آدم رو می برد توی یه دنیای دیگه اصلاً مگه از این خانم زیباتر هم وجود داره ؟ عجب چشمایی ... عجب دماغی ... چه لبایی :) به نظرم یه شباهتی هم به خانم آنا دِ آرماس دارن ، از بعضی زاویه ها کپی ایشون هستن :] ... ادامه ...

hatred

کاملا این تروریستارو درک میکنم بعضی وقتا هس به قدری متنفر میشم از همه تنا چیزی که آرومم میکنه اینه بمب ببندم به خودم بپرم وسطشون چشمایی که فقط بقیه رو میبینه و هیچوقت خودشو تو اون موقعیت نمیبینه یا از دیدگاه بقیه موضوعو نگاه نمیکنه حسادت ندیدن عیبای شخصی معیارا بهترین راه اینکه یه دخترو بشناسی اینه که به دوستش بگی فلانی دختر خوبیه :) چنان نابودش کنه جلوت که ح از دوتاش بهم بخوره بد شبی بود the fight inside is breaking me again متاسفانه مرورگر شما، ق لت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب html5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آ ین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="autostart" value="false"> ... ادامه ...

/ آهنگ کار دل از محسن ابراهیم زاده

جدیدترین آهنگ محسن ابراهیم زاده به نام کار دل آهنگ شاد محسن ابراهیم زاده به نام کار دل با کیفیت بالا و محسن ابراهیم زاده آهنگ با کیفیت 320تنظیم و می مستر : پویا مومنی , ترانه و ملودی : محسن ابراهیم زادهمتن آهنگ جدید محسن ابراهیم زاده بنام کار دلکار دله هنوزم که هنوزه دوسش داریکار دله کار دله هنوزم که هنوزه عاشقی کار دلهچون دوست داره چون یه بیماره آخه دنیا نمی تونه مثلت بیارهچون براش جونی چون یه درمونی اونکه می خواد دلم درست همونیهوا چه حالی داره کنارت کیفی دارهبارون بزار ببیاره کنار تو دوبارههوا چه حالی داره کنارت کیفی دارهبارون بزار ببیاره کنار تو دوبارهوقتی پیش توام زندگی دورمه فرق من با همه تو رفتارمهمن تو طرفدارتم من هوادارتم هرچی بگم از عشقمون بازم کمهدل دله دوست دارم شاید برات تکراریهاین جنون بخاطر اون چشمایی که داریهتو عزیزم شدی همه چیزم شدیعشق خاصمون یجور بیماریههوا چه حالی داره کنارت کیفی دارهبارون بزار ببیاره کنار تو دوبارههوا چه حالی داره کنارت کیفی دارهبارون بزار ببیاره کنار تو دوباره ... ادامه ...

آهنگ کار دل از محسن ابراهیم زاده

جدیدترین آهنگ محسن ابراهیم زاده به نام کار دل آهنگ شاد محسن ابراهیم زاده به نام کار دل با کیفیت بالا و محسن ابراهیم زاده آهنگ با کیفیت 320تنظیم و می مستر : پویا مومنی , ترانه و ملودی : محسن ابراهیم زادهمتن آهنگ جدید محسن ابراهیم زاده بنام کار دلکار دله هنوزم که هنوزه دوسش داریکار دله کار دله هنوزم که هنوزه عاشقی کار دلهچون دوست داره چون یه بیماره آخه دنیا نمی تونه مثلت بیارهچون براش جونی چون یه درمونی اونکه می خواد دلم درست همونیهوا چه حالی داره کنارت کیفی دارهبارون بزار ببیاره کنار تو دوبارههوا چه حالی داره کنارت کیفی دارهبارون بزار ببیاره کنار تو دوبارهوقتی پیش توام زندگی دورمه فرق من با همه تو رفتارمهمن تو طرفدارتم من هوادارتم هرچی بگم از عشقمون بازم کمهدل دله دوست دارم شاید برات تکراریهاین جنون بخاطر اون چشمایی که داریهتو عزیزم شدی همه چیزم شدیعشق خاصمون یجور بیماریههوا چه حالی داره کنارت کیفی دارهبارون بزار ببیاره کنار تو دوبارههوا چه حالی داره کنارت کیفی دارهبارون بزار ببیاره کنار تو دوباره ... ادامه ...

دلبستگی اعتیاد میاره...

دلنوشته دلبستگی جدید | دلنوشته های جدید از سایت فازخونه | دلنوشته های 96 دلبستگی اعتیاد میاره... اینو از همون لحظه ای که حس می کنی ی باید باشه و نیست می شه فهمید، فقط ب اینه که خودت وقتی متوجه می شی که کار از کار گذشته. یه روزی که خیلی دیره، می فهمی اعتیاد به دوست داشتن، نه می کُشتت که راحت بشی، نه کمپ داره تا ترک کنی. فقط مثل شمع می سوزونتت که آب بشی. یه روزی که خیلی دیره، سرت رو می گیری توی دوتا دستت و به این فکر می کنی که چطور بعضیا آفریده می شن که شبانه روز دوست داشته بشن، به این فکر می کنی که چرا به دنیا اومدی که دیده نشی؟ به کی بگی؟ یه روزی که نمی دونی کـِی بود، با پای خودت رفتی تا توی دنیای یکی دیگه گم بشی. تلخه که بفهمی هیچ کدوم از این راهها برای رسیدن نبودن. تلخه که بفهمی، وقتی برگردی باید حرفات رو به خودت بزنی. گاهی یه حرفایی رو نمی شه زد. یه اشکایی رو نمی شه ریخت. یه چشمایی رو نمی شه شست. باید دلبسته باشی تا بفهمی؛ یه در رو تا آ عمر باید کشید. دلبستگی، اعتیاد میاره. ادامه مطلب ... ادامه ...

آهنگ نگی جایی مهدی مقدم

آهنگ مهدی مقدم نگی جایی mehdi moghaddam nagi jaei آهنگ مهدی مقدم بنام نگی جایی چقدر نازی، چه چشمایی شدم عاشق، نگی جایی ادامه مطلب ... ادامه ...

آهنگ چه حرفایی مهدی جهانی

آهنگ مهدی جهانی چه حرفایی new mehdi jahani che harfaei آهنگ مهدی جهانی بنام چه حرفایی چه حرفایی،چه چشمایی، چه لبخندی، چه رویایی چه آرومی، چه زیبایی، حالم خوبه تو اینجایی ادامه مطلب ... ادامه ...

انا لله و انا الیه راجعون

اعوذ بالله من نفسی بسم الله الرحمن الرحیم یوم لا ینفع کتاب و لا جزوه! الا من اتی الامتحانَ بِمُخ مملوّ! خوشحالم! بلا ه به بهشت رسیدم! وقتی از امتحانِ آ برگشتم و دخترم میخندید و من با تمامِ وجود خنده اش رو خندیدم و درک . با اینکه فقط یک ساعت از آ ین لحظه ی با هم بودنمون میگذشت، دلش برام تنگ شده بود. اومد بغلم و تا ده دقیقه محکم همدیگه رو بغل کردیم. اونم می دونست که دورانِ سختی تموم شده... ۷ روزِ گذشته، ۶ امتحان داشتم. حتی در پنج شنبه و و تعطیل رسمی. حواس پرتی گرفته بودم. سه بار نزدیک بود تصادفِ جدی کنم و بارها و بارها ناخودآگاه خلافِ رانندگی و دنده مع ِ نابجا کشیدم! دردِ ستونِ فقرات! چشمایی که نیم درجه ای ضعیف تر شده اند و کمی سودا در اطرافشون رسوب کرده! ده روز غذای غیرِ خانگی... ده روز فقط درس و درس برای ۲۰ واحد از سخت ترین و آ ین واحد های دوره ی عمومیِ جامعه ا هرا. درست مثل ترمِ قبل... همه اش به خیر گذشت. و دخملِ دوسال و سه ماهه اون سختی ها رو میفهمید... حالا تا دو ماه میتونم بدونِ دغدغه، کتابم رو ببندم و ببرمش پارک، باهاش نقاشی بکشم و براش کتاب بخونم... من به بهشت رسیدم. ... ادامه ...

آهنگ یه دیوونه مهدی مدرس

آهنگ مهدی مدرس یه دیوونه mehdi modarres ye divoone آهنگ مهدی مدرس بنام یه دیوونه یه دیوونه ، تو دنیا هست که با فکر تو میخوابه با فکر حس چشمایی که سادست اما جذابه ادامه مطلب ... ادامه ...

آهنگ جدید سعید پانتر یادت نمیاد

آهنگ جدید سعید پانتر یادت نمیاد new saeed panter – yadet nemiad متن آهنگ یادت نمیاد سعید پانتر یادت نمیاد رفته از یاد تو دیگه اون همه دلتنگیا منتظر موندم بیای بازم اون روزا بیاد یادت نمیاد اون همه وابستگی ها تو چشاتو بستی اینبار منو یادت رفته انگار کاش بشه اون روزا تکرار یادت نمیاد منو یادت نمیاد منی که این تنم میلرزه تا اسم تو میاد اون روزا بیاد دلم دستاتو میخواد دلی که منتظر مونده نیای میمیره اینبار یادت نمیاد منو یادت نمیاد منی که این تنم میلرزه تا اسم تو میاد اون روزا بیاد دلم دستاتو میخواد دلی که منتظر مونده نیای میمیره اینبار مات و مبهوت سرد سردم حالم جالب نیست کم میخندم دنیامونو باهم ساختیم یادت نمیاد شرط میبندم این روزا از بد بدتره چشمام بی وقفه از غم تره هی بگو حواست کجاست من بر نمیدارم دست از سرت راستشو بگو الان به کی زل زده چشمایی که یه روزی واسه من بوده بیخیال چی بگم یادت نمیاد مشکل من اینه که حافظم خوبه سر روی زانو ی من میزاشتی وقتی که چشمات خوابش میومد حال من این روزا اینجوری نبود اگه تو اون روزا رو یادت میومد یادت نمیاد منو یادت نمیاد منی که این تنم میلرزه تا اسم تو میاد اون روزا بیاد دل ... ادامه ...

آهنگ قصه غمگین شد حسین افتخاری

آهنگ حسین افتخاری قصه غمگین شد amirhossein eftekhari ghese ghamgin shod آهنگ حسین افتخاری بنام قصه غمگین شد مثل اون بغضی که در میادش از حس چشمایی که بستس و نمیبینه ادامه مطلب ... ادامه ...

آهنگ محسن ابراهیم زاده – بوی بارون

آهنگ محسن ابراهیم زاده – بوی بارون آهنگ جدید محسن ابراهیم زاده با نام “بوی بارون” منتشر شد new by mohsen ebrahimzadeh – boye baron پیشنهاد دیگر ما: آهنگ بسیار زیبای محسن ابراهیم زاده قهرمان بی ادعا برای آهنگ محسن ابراهیم زاده بوی بارون ایمنجا کلیک کنید متن آهنگ بوی بارون چشم من افتاد به چشمای تو خیلی آرامش داره دنیای تو من قراره دیگه با تو باشم با صدای زنگ حرفات پاشم حواس یه دنیا پرته به ما دوتا قول میدم که تو رو تنها نذارم از فردا خوشبختم از فردا خوشحالم من کنارت دیگه دردی ندارم بوی بارون میزنه قلبم چه تند تند میزنه من خوشم کنار تو عاشق که دل نمیکنه بوی بارون میزنه عطرت تو آغوش منه این علاقه عادی نیست عشق یه مرد و یه زنه بوی بارون میزنه قلبم چه تند تند میزنه من خوشم کنار تو عاشق که دل نمیکنه بوی بارون میزنه عطرت تو آغوش منه این علاقه عادی نیست عشق یه مرد و یه زنه آهنگ های جدید محسن ابراهیم زاده بازم نگاه میندازی با چشمایی که خیرس به چشم من و مسته مسته که این باعث شده چشمامو رو هر کی و هر چی غیر تو بسته دنیام دیگه با بودنت تو زندگیم با این همه دیوونگیم یه بهشته می خوام اسم تو هر چی که باشه صدات کنم یه فرشته بو ... ادامه ...

چشم هایش

گلویش آه بندان بود،مدت ها بود که هرچه میکرد خنده به لبانش نمی آمد،درست شبیه یک پیراهن خاطره انگیز قدیمی که حالا قواره تنت نیست! میخواست رو پاهای ش ته اش بایستد اگر درد میگذاشت.. نگاه معصومانه ی خواهرو برادر کوچکش،آرزو های در دل مرده اش بغض سنگینی بود که خیال رفتن نداشت مدت ها بود که حرف نمیزد،کلمات در گلویش خشکیده بودند.. بیشتر از همه مدیون غرورش بود که اشک ها در پس چشمانش نگه میداشت. که اگر بغضش میش ت یک کوه غم فرو میریخت،یک عمر آه.. نمیدانست چه چیزی درست است اما میدانست باید بروند.. انگار یک شبه قیامت شده بود.. دور تا دورش گرگ هایی را میدید که بوی خون زخم آهویی مشامشان را مست کرده بود، نگاه های کثیف مردان و کنایه های چرکین ن..اتهام و حکم تلخی که روح دخترک را خنج میکشید. هنوز هم یاد آن شب بغضش را جری میکرد.. نیمه شبی که تمام داشته ها ورویاهای دخترانه اش را گذاشت.. دستمال یادگاری پدر را به صورت بست.. تا از تمام داشته هایش چشمایی به رنگ دریای یادگار مادر بماند.. نیمه شبی که با خود عهد بست آ ین شب آوار اشک ها و بی ی هایش باشد..خواهر کوچک ترش را درآغوش گرفت و دست برادر را گرفت و آن خانه را با آرزوهایش رها ک ... ادامه ...

چشم هایش

گلویش آه بندان بود،مدت ها بود که هرچه میکرد خنده به لبانش نمی آمد،درست شبیه یک پیراهن خاطره انگیز قدیمی که حالا قواره تنت نیست! میخواست رو پاهای ش ته اش بایستد اگر درد میگذاشت.. نگاه معصومانه ی خواهرو برادر کوچکش،آرزو های در دل مرده اش بغض سنگینی بود که خیال رفتن نداشت مدت ها بود که حرف نمیزد،کلمات در گلویش خشکیده بودند.. بیشتر از همه مدیون غرورش بود که اشک ها را در پس چشمانش نگه میداشت. که اگر بغضش میش ت یک کوه غم فرو میریخت،یک عمر آه.. نمیدانست چه چیزی درست است اما میدانست باید بروند.. انگار یک شبه قیامت شده بود.. دور تا دورش گرگ هایی را میدید که از بوی خون زخم آهویی که به مشامشان رسیده بود مست شده بودند نگاه های کثیف مردان و کنایه های چرکین ن..اتهام و حکم تلخی که روح دخترک را خنج میکشید هنوز هم یاد آن شب بغضش را جری میکرد.. نیمه شبی که تمام داشته ها ورویاهای دخترانه اش را گذاشت.. دستمال یادگاری پدر را به صورت بست.. تا از تمام داشته هایش چشمایی به رنگ دریای یادگار مادر بماند.. نیمه شبی که با خود عهد بست آ ین شب آوار اشک ها و بی ی هایش باشد..خواهر کوچک ترش را درآغوش گرفت و دست برادر را گرفت و آن خانه را ... ادامه ...

منو خوابم...

نمیدونم تا حالا تجربه خواب های عجیب و غریب داشتین یا نه ؟ خواب ی یا چیزی که اصلا به فکرش هم نبودید... اما من یکبار داشتم اون هم چه خو .... اون شب تا جایی که یادم میاد اصلا پرخوری ن ، درباره اش هم اصلا حرف هم نزدم و فکر هم ن اما خواب دیدم اون عمومه!!! میپرسین کی؟شاید خنده دار باشه اما هن یشه بالیوودی ranbir kapoor عموی من بود!!!درسته که من به بالیوود علاقه بیش از حد دارم اما نه در این حد که بیاد عموی من باشه!!! بگذریم،از خوابم بگم.... همه اش مثل های سینمایی هندی آهنگ و بود،من بودم و دخترعمو جانم و تینا و عمو ranbir.... انگار یه مهمونی بود اونم تو سالن ورزش مدرسه مون من با شعر و آهنگ حرف میزدم و عمو هم با شعر و و آهنگ جواب منو میداد خیلی باحال بود خیلی .... اونقدر این خوابم به واقعیت نزدیک بود که صبح وقتی بیدار شدم رو به تینا گفتم ب چقدر با عمو اینا مهمونیه خوش گذشت،خیلی خسته شدم از بس که آهنگ خوندم حس میکنم صدام گرفته. تینا در حالی که داشت اتاق رو ترک میکرد دستش به در بود و بهت زده و با چشمایی که داشتن از فرط تعجب از حدقه بیرون میزدن من رو که داشتم بی وفقه و بدون اینکه از رختخواب بیرون بیام داشتم درباره اتفاقات ب صحبت می ن ... ادامه ...

نون خامه ای

خواهرم می گفت، دربارۀ نعمت های خدا و اینکه باید از خدا به خاطر این همه نعمت تشکر کنیم باهاش حرف می زدم. «ببین، چه خدای خوب و مهربونی داریم! بهمون دهن داده که حرف بزنیم. غذا بخوریم. بهمون دو تا چشم خوشگل داده که چیزهای خوب خوب بینیم. دو تا گوش داده که چیزهای خوب خوب بشنویم. دیگه بهمون چی داده؟» «دو تا دست داده. دو تا پا داده. مامان! خدا دو تا خوب و مهربونم بهمون داده» یعنی خواهرم این رو که از پشت تلفن تعریف کرد، تصور کنید چه رنجی بر من متحمل شد از نبود عزیزِ در آن لحظه به منظور بغل ها و بوسه ها! خب اونوقت نباید یک پاکت پر نون خامه ای براش ب م و ببرم؟ پاکت! نه جعبه! که برای اولین بار نون خامه ای رو تو پاکت ببینه و با تعجب پاکت رو باز کنه و چشمش که به نون خامه ای ها می خوره با دست کوچولوش یکیشو بکشه بیرون و با چشمایی که از خوشحالی باز شده و شبیه دو تا دکمۀ درشت براق، برق می زنه بگه «ماماااااان! یه عالمه نون خامه ای!! همشو برای من یده!» و تصور کنید باز چه رنجی بر من متحمل شد از چشم غره های خواهرم که یعنی این همه نون خامه ای براش بده و همشو نباید بدی به اون. و مجبور شدم به منظور حفظ اصول تربیتی بگم «اما خب با ماما ... ادامه ...

آ ین چهارشنبه ی تیرماه 97

با خنده ای شیرین، درحالی که عینکش را میزون و مقنعه اش را صاف و صوف می کند، و با چنگال پلاستیکی سعی بر جمع فالوده های شناور در شربت آلبالویی رنگ را دارد، می گوید: به مناسبت شروع دوستیمون. و به فالوده ام اشاره ای کرده و شروع به سر کشیدن شربت فالوده ی نیمه تمامش می کند.برای من اما هنوز مانده. چندان میلی به خوردن ندارم. درست روبه روی یک کتاب فروشی در انقلاب، روی نیمکت چوبی کنار خیابان نشستیم. از شاملو و آیدا می گوییم. صدایش را می شنوم و نمی شنوم! گویی که دیدگانم شنوایی ام را از کار انداخته اند. به جلد کتاب ها، عنوان ها، و همه ی موجودات چهار دست و پایی که انسان نام دارند، خیره می شوم. و گاه آهی هم کشم با دیدن همه ی آن صحنه هایی که برایم تداعی روزهایی به شیرینی همین فالوده ی دست نخورده اند. خانم ر: من خیلی دوست دارم با تو دوست بشم. در حالی که به کاسه ی خالی از فالوده اش نگاه می کند این را گفت و ادامه داد: یعنی دوست صمیمی.بال ه از کاسه ای که همه ی هیکلش را نوچ کرد دل کند و روی نیمکت گذاشت و به لبانم چشم می دوزد. انگار که منتظر شنیدین حرف یا جو باشد. من: ایشالله که دوستیمون پایدار باشه.همین نصف جمله ام برای خندان ... ادامه ...

قدحی پر کن

ب یه ویدیو گرفتم تو پارک ساعی و با لبخندهای گل وگشاد و چشمایی که برق می زدن، توضیح دادم که چرا چهاردهم مهر روز به غایت قشنگی بود. صد افسوس که شرایط اجازه نمی ده وگرنه همین جا آپلودش می که همگی فیض ببریم. ولی خب من که نمی تونم ننویسم این چیزا رو. دیروز اولین بارون پاییز بارید. خیلی هم ملایم و طولانی و من پیاده رفتم تا دانشکده ی تربیت بدنی و توی دانشکده چرخیدم و هوا خوردم. اون جا واقعاً سرسبز و خوشگله. بعد در حالی که سویی موردعلاقه مو به خودم می پیچیدم، سوار سرویس شدم و از پشت شیشه های بارون خورده ی عینکم به خیابون خیس نکاه می و آهن خوب گوش می دادم. واقعاً حال قشنگی بود. خیلی احساساتی شده بودم اصلاً! حس می همه رو دوست دارم! بعدش سر بوستان---------تا این جاشو صبح توی تا ی نوشتم ولی وقتی پیاده شدم، پا تند تا کلاس عربی و بعدشم هیچ وقت نشد که ادامه ش بدم. اینه که الآن برگشتم. می خواستم بگم سر بوستان یه عالمه ذوق و واقعاً نمی دونم چرا جواب سه چهار تا سؤال درست حس رو زیرلبی به نیکتا می گم ولی صدامو بلند نمی کنم. نمی دونم شاید چون دوست ندارم فکر کنن چون المپیادی بودم، حالا می خوام یه عالمه تفا کنم. ولی به هر صورت ب ... ادامه ...

ستاره 118: سال روز

امروز نهمین سالگرد مهمترین اتفاق زندگی منه، روزی که عاشق شدم ... اون لحظه و اون ساعت رو هرگز فراموش نمیکنم، یه شب سرد پاییزی، بعد از کافی شاپ دسته جمعی با همکلاسی ها بمناسبت تولد امید، وقتی همه خداحافظی و موندیم ما دو تا، وقتی امید گفت منو میرسونه، دلم یه طوری بود ولی هنوز عاشق نبودم، از مدتها قبل خیلی دوسش داشتم، اما همه چیز فقط تو دلم بود، تمام شبها و روزهای قبل از اون دعامی امید عاشقم بشه، بعدها فهمیدم امید از خیلی قبل از اینکه دعا کنم عاشقم بوده...انگار اون شب همین دیروز بود، همه چیز رو با تمام جزئیات یادمه، اینکه 5 نفر از همکلاسی ها میخواستن امید رو سو رایز کنن و من اون روز خیلی اتفاقی متوجه شدم تولد امیده، اینکه فکر می برنامه ای از قبل چیده شده و امید نخواسته من باشم، بعد از آ ین کلاس که حدودای 5:30 بود سریع اومدم بیرون، رفتم تو همون راهروی معروف، جاییکه راحت میشد همه رو دید بدون اینکه اونها ببیننت، تیم 5 نفره (که 4 نفرشون پسر بودن و دخترک که میدونستم امید رو دوست داره و بخاطر رفتارای امید بدجوری به من حسادت میکرد) رفتن جلوی در دانشکده، امید سرگردون اطراف رو نگاه میکرد و میگفت پس خانم الف (ی ... ادامه ...

ستاره 105: دوران نقاهت

بالا ه برگشتم، البته هنوز نه چندان خوب، مدتها یا بهتره بگم سالها بود اینجنین بیمار نشده بودم و این مریضی بیگانه نزدیک به یکماه هست من رو از کار و زندگی انداخته و همچنان می تازه، ماجرا از تعطیلات عید فطر شروع شد، تعطیلات یک هفته ای که کلی براش برنامه ریزی کرده بودم، اما دومین روز عید رئیس پیغام فرستاد که اگر مسافرت نیستی چهارشنبه و پنجشنبه رو بیا اداره که یک گزارش خیلی مهم باید تهیه کنیم! نمیدونید چقدر ناراحت بودم اما رفتم، و خدا میدونه اون دو روز چقدر سر رئیس غر زدم و بنده خدا هی عذرخواهی میکرد و میگفت بجاش هفته بعد برو سفر! خلاصه که با همسر تصمیم گرفتیم آ هفته بعد از عید بریم همدان، اما شنبه صبح وقتی اداره بودم حالم بطرز عجیبی رو به وخامت گذاشت، ح تهوع و تب و ر و بدن درد و ... انقدر بد بودم که به زور خودمو رسوندم خونه و تا 9 شب خو دم، وقتی بیدار شدم رسما داشتم میمردم، همسر به زور منو از رختخواب کشید بیرون و رفتیم و تا نیمه های شب اونجا بودیم، سرم زدن و ازم آزمایش گرفتن چون احتمال سنگ کلیه میداد که نبود و بعد برام سونو نوشت که باید میرفتم اطهری انجام میدادم چون گفت شاید آپ س باشه، تا دو روز نرفتم ... ادامه ...

رمان جدیدم با نام (ما چهارتا)

قسمت اول: اوخ اوخ پام ترکید..وای کفشم در اومد.تا دوییدم برم کفشمو بردارم بهم رسیدم و گرفتنم..فقط داشتم بچه ها رو میدیدیم که داشتن با خنده ازم دور میشدن..منم فقط بهشون لعنت میفرستادم..اخه چرا همیشه من گیر میوفتادم؟ تو کل مدتی که خم شدم کفشمو بردارمو پاشم یکیشون که از همشونم زشت تر بود دست منو محکم گرفته بود.. منم دیگه صدام در اومد و گفتم:اهه..ول کن دیگه توام فرصت گیر اوردی.. رو به اونی که ح سر دستشونو داشت و خدای جذ ت بود گفتم:اقا چقدر خسارت دیده این ماشین قرازتون.. اونی که گرفته بودم بازومو یه فشار محکم داد و گفت: درست حرف بزن _اخخخ.باشه باشه.. تودلم هی میگفتم بچه ها لعنت بهتون..تو روحه همتون... خلاصه اینبارم من تموم خسارته طرفو دادم و مثه ایی که تو جنگ ش ت خوردن رفتم سر کوچه و طبق معمول ریختم سر بچه ها و اینقدر زدمشون که نفهمن از کجا خوردن.. بعد از اینکه به زور نصف پولامو ازشون گرفتم ثمره یکی ازیکی از عزیز ترین ام که دختر خالم بود دعوتمون کرد تا چهار تایی بریم کافی شاپ که صاحبش قدیمی ایدا بود.. خلاصه با کمال پرویی رفتیم تو و نشستیم سر میز همیشگیمون که طبقه بالا بودو کنار دیوار.. همیشه شبای پنجشنبه که میر ... ادامه ...

روزنوشت

نام داستان:روزنوشت های یک آدم معمولی تاریخ انتشار:شاید هیچ وقت -1- امروز یک روز معمولی است،من هم یک آدم معمولی هستم و دفترم هم یک دفتر معمولی،همه چیز همانطور است که همیشه بوده :برگ ها رنگ سابق را دارند ،خورشید طبق معمول در می آید و کلاغ ها با همان ریتم معمول و نت های همیشگی قارقار می کنند .پس از خوردن چای ،کلاسور کهنه ی رنگ پریده ام را که مثل خودم زهوارش در رفته است زیر بغل می زنم و به سمت ایستگاه اتوبوس راه می افتم.باز هم همان تاخیر همیشگی.اتوبوس که گویا عجله ای ندارد ،آرام آرام پس از 43دقیقه تاخیر،قدم رنجه و چشم ما را به جمال مبارک قراضه اش روشن می کند .سوار می شوم و روی تنها صندلی خالی می نشینم.پیرمردی غرولندکنان از پشت سر می گوید:"جوونا چقدر بی معرفت شدن..."با ن یتی از جایم بلند می شوم و از میله ی رنگ و رو رفته ی اتوبوس ،آویزان می شوم.پیرمرد می گوید:"جوون کتاباتو بده نگه دارم،سنگینه اذیت می شی." -رسیدیم پدرجان ،میدون انقلاب ایستگاه آ ه. پیرمردعینک ته استکانی اش را که با نخ قند پشت گوش بسته است ،جا به جا می کند."وای ،بازم اشتباه سوار شدم..." بی توجه به پیرمرد پیاده می شوم و شکر خدا اتفاق دیگری نمی افتد ... ادامه ...

پیامک عاشقانه انگلیسی با ترجمه فارسی

اس ام اس های دلتنگی عاشقانه پیامک عاشقانه انگلیسی اس ام اس عاشقانه انگلیسی با ترجمه فارسی پیامک عاشقانه انگلیسی با ترجمه فارسی i love my eyes when u look into them i love my name when u say it i love my heart when u love it i love my life when u are in it چشامو وقتی تو بهشون نگاه میکنی دوست دارم، اسممو وقتی دوست دارم که تو صداش میکنی، قلبمو وقتی دوست دارم که تو دوسش داشته باشی، زندگیم رو وقتی دوست دارم که تو توش هستی . . . . . . the words are easy when the language is love see ! i love the y i love the o i love the u put them together وقتی زبانمون زبان عشق باشه کلمات خیلی ساده میشن! نگاه کن؛ من y رو دوست دارم من o رو دوست دارم من u رو دوست دارم! حالا اینارو بزار کنار هم . . . ادامه در لینک زیر . . . falling in love is when she falls asleep in your arms and wakes up in your dreams عاشق شدن یعنی وقتی که اون توی آغوشت خوابش میبره و بعد توی رویاهات بیدار میشه . . . . . . love is pure love is sure love is sweet poison that doctors can’t cure عشق یعنی پاکی عشق یعنی اطمینان عشق یه زهر شیرینه که ها نمیتونن درمانش کنن! . . . there are 3 steps to happiness: 1. you, 2. me, 3. our hearts, 4. eternity سه گام برای رسیدن به شادی وجود داره : ۱- تو ۲- من ۳- قلبامون….و بعد ابدیت! . . . greatest words : i dun wana los u pleasant words : i care for u sweet words : i admire ... ادامه ...

رمان آناشید قسمت ششم (آ )

در حالی که می لرزیدم رفتم بینشون که از تعجب همه چی یادم رفت. مهران و مژگان تازه اومده بودنو به همه سلام می . از دور شاهد این ماجرا بودم. مثل این که برسام دعوتش کرده بود. مهراد کجا بود؟ عقب تر از همه ایستاده بود. کیان کجا بود؟ مهم نبود. مهم این بود که هیچ منو ندید.دویدم. شالمو محکم گرفتمو دویدم. از کنار دریا می رفتم. از تنهایی حالم به هم می خورد. هیچکی اطرافم نبود. حتی کیان به زور باهام حرف می زد. دلم واسه خنده های بی هوای شایان و پرستو تنگ شده بود. صورتم خیس بود و سرم از درد داشت می ترکید. یهو ایستادم. من کجا می رفتم؟ اطرافمو نگاه . یکم دیگه از دریا دور می شدم به ویلای خودمون می رسیدم. دسته شالم از بس که باهاش اشکامو پاک کرده بودم خیس بود. دویدم................................ *************************** تاریک و نمناک بود.نور خورشید آشپزخونه رو روشن کرده بود. همون جا غذامو به خاطر حواس پرتی، برای دیدن مهراد سوزوندم.چه خاطراتی ... حتی به خاطراتمون حسادت می . خوش بحال اون آنای قبلی که یکیو مثل مهراد داشت. مهرادی بدون برادر... افتادم روی زمین و زار زدم. دیگه باید تموم می شد. خسته شده بودم از اون همه غم. باید یجوری تمومش می .وقتی از این وی ... ادامه ...

فرآیند نمایش اطلاعات مرتبط با عنوان چشمایی تو به وسیله ربات های خبری از بین منابع فارسی دریافت میگردد و نمایش داده میشوند.