کجایید

عبارت کجایید از بین صدها هزار مطلب، خبر و مقاله فارسی جستجو شده است و نتیجه آن نمایش داده شده است و مسئولیت آن بر عهده منبع اصلی مطلب کجایید میباشد.



آ سالی...

سلام سلام سلام دوستای خوبم... دوستانی که دیگه ازشون خبری ندارم. دوستانی که هر روزمون اینجا تو وبلاگ باهم میگذشت... با اینحال که تاحالا همدیگرو ندیده بودیم ولی اگه چند روز از همدیگه خبر نداشتیم نگران میشدیم و پرس و جو میکردیم... سلام دوستای خوبم... الان کجاييد چیکار می کنید این آ سالی... دلم هنوز براتون تنگ می شه ... دقیقا کجاييد... اگه یه روزی یادمن افتادین و اینجارو خوندین یه نشونی تو این دنیای مجازی برام بذارید... سلام دوستای خوبم... پ.ن: این چند روز باقی مونده از سال امیدوارم بره همتون خوب و دلخواه باشه و خبرای خوش بهتون برسه. سال جدیدی هم که میاد پر از موفقیت و رسیدن به آرزوهامون باشه انشاءالله... بعضیامون دغدغه یه مریض یا مریضی رو داریم خداکنه که زودتر خدا خبر خوشی بهمون بده از سلامتی... خیلی دلتنگتونم یادم کنید اگه گذرتون به این بیابون برهوت افتاد.... ... ادامه ...

و باز هم پاییزی دیگر

در پهنه ایی از دوستی ها در آنچه که مهرترین است وقتی ماهی از محبت فرا می رسد پاییزی دیگر شروعی دوباره از آغاز زیستنی با لبخند دل ترانه ایی از سرود دبستان باز هم بوی ماه مهر با زهم کیفی بر دوش باز هم کفشی نو که گاه کمی هم تنگ است باز هم نگاهی به کتابهایی که باید خوانده شود باز هم قلب من که هماره در اولین روز مهر به تپش در می آمد کجاييد ای روزهای رفته کجاييد گذشته ی من کجاييد درسهایی که در زندگی شما را بلعیدم کجاييد دوستان خوب ِ صمیمی با هم و برای هم با آنچه که حریم خواستن است و باز هم پاییزی دیگر ! شعری از فهیمه اسانی ... ادامه ...

شهادت مزد خوبان است.

کجاييد ای شهیدان خ بلاجویان دشت کربلایی کجاييد ای سبک بالان عاشق پرنده تر ز مرغان هوایی ... ادامه ...

زنگ آ ...

مولای من! امروز آ ین ی تابستان است... هوا, گرم و کمی سرد است و من نمیدانم کجاييد نمیدانم چه حالی دارید اما خوب میشود فهمید که چه دردها میکشید آقا جان, سنگ صبور و همدم غصه هایتان کیست؟ آه از این همه درد... چه ها که میبینید و چه ها که می کشید جانم به فدایت آقا اللهم عجل لولیک الفرج ... ادامه ...

شعری در رخ شهیدان

کجاييد ای شهیدان خ بلاجویان دشت کربلایی کجاييد ای سبک بالان عاشق پرنده تر زمرغان هوایی همه رفتند و تنها مانده ام من ز همراهان خود جا مانده ام من به یاد کرخه و فاو و شلمچه به یاد خاک گلگون حلبچه یکی درد و یکی درمون پسنده یکی وصل و یکی هجران پسنده من از درمان و درد و وصل و هجران پسندم آنچه را جانان پسنده گلی گم کرده ام می جویم او را به هر گل می رسم می بویم او را گل من یک نشانی در بدن داشت یکی پیراهن کهنه به تن داشت ... ادامه ...

روستای مهدی اباد

مشکلات روستای مهدی ابد نزدیک به یک ماه است که اب منطقه به طور کلی قطع می باشد نوسانات برق موجب اب شدن کولر ویخچال وتلویزیون مردم فقیر مهدی اباد شد. جاده از هم اب تر می باشد ما راه ارتباطی نداریم مسئولین کجاييد مدارس مهدی اباد کولر وپنکه هم ندارد بعد می گویند ما ادم تحصیل کرده نداریم ... ادامه ...

دلتنگمم

مزه قدیمی احساس قدیمی موزیک قدیمی صدای قدیمی دلخوشی های قدیمی سادگی های قدیمی شدم همونی که دوست داری قدیمی هام با روزگار نو راه نمیان دلم برای خودم تنگه دلم برای آرزوهام تنگه تو رو دارم، همه آرزوهامو دارم، اما خودمو کم دارم نفس دارم ولی خنده های قدیمی کجاييد دلتنگ منم منی که بیقرار بود، بیقرار من منی که زنم و زنی که منم ... ادامه ...

حکایت غم تو

داغِ منا، چیزهای زیادی از ما گرفت. سهم من امّا یک رفیق بود: «محسن حاجی حسنی کارگر».سالهای دور، وقتی در مسابقات کشوری دانش آموزی شرکت کرده بودم با او آشنا شدم و دست قضا، سالها بعد، وقتی من «خبرنگار کوچک رو مه اسان» بودم و او «قاری بزرگ جهان »، در فرودگاهی که همیشه غم غربت داشت، من را به او رساند. انسان بود و شریف بود و عزیز بود «و با تمام افق های باز نسبت داشت»... هر از گاهی که به بهانه گفتگوی خبری یا حال و احوال دوستانه، مزاحم اوقات شریفش می شدم، منت می گذاشت و چند آیه ای برایم می خواند، چه خواندنی، چه ص ، به قول سهراب «سبزینه آن گیاه نجیبی که در انتهای صمیمیت حزن می روید» این چند سطر غزل، اولین حس من از آن داغ عظیم است. حرف های دیگری هم هست. شاید بعدها بگویم. و نقاشی زیر: علی مهدی الجشی آن را نقش زده است، راوی زخم های ما. نقاش عزیزی از بلاد غم، عربستان. این نوشته تقدیم به او و محسن شهیدمان: آن ها که فغان های شما را نشنیدند هیهات من الذلّه ما را نشنیدند آن ها نه فقط بانگ اناالحقّ شما را آیات اناالحقّ خدا را نشنیدند نامردم دلسنگ که در کربُبلا هم پیغام سر و دست جدا را نشنیدند دیدند که خون موج زد و راه ند ... ادامه ...

درود

درود بر شما ببینم ی اینجا هست هنوز ایا؟! یعنی واقعا هنوز هستید اینجا دمتون گرم از احوالات اینجانب خواسته باشید که حس درگیر کار و خانواده و نگاه به اسمونهام بابت چرخش این چرخ چرخنده ام (با خانم چرخنده و چرخش هاش اشتباه نشه!!) البته گاها هم در تلگرام!! البته مشخصه که اینجا هم دیگه خیلی فعال نیست و اغلب شماها هم احتمالا در دنیاهای مجازی دیگری هستید!!! احتمال داره ما هم کمی بیشتر بیاییم اونورا ادمین دادا ما رو گروه های دوستان اد کن دوستان قدیمی دیگه هم همینطور وا... خب ببینیم کی به کیه و چی به چی و الان کجاييد تا دیداری دیگر بدرود ... ادامه ...

شهر من

شهر من نیشابور ، مأمن شور و شعور ، زادگاه ادب و عرفان و شعر حضور . به سببی خُرد و ناچیز، بر وشید و اشید . چهره ناراستی جور و فریب . ز ژرفای مغاک تاریک . تا نماید بیدار ، مردم ه به جهل قرون و اعصار . هان کجاييد ! رهروان پیر فرزانه ، عطّار . مردم آزاده و شه ور ایرانشهر . تا به ترنّم آیید و بخوانید ، هم نوا با رهرو آزاده ، که گفت : " گر نباشد در جهان امکان گفت کی توانستی گل معنی شکفت ." ... ادامه ...

... خدا را جستجو ...

خدا را جست وجو ، در کنایس یهود، و در جانب دیوار غربی. در کلیساهای نصرانی، بر روی صلیب، در پی او می گشتم. به پرستشگاه های هندیان سرکشیدم. به مسجد رفتم، به کعبه در معبد او را جست وجو . و در مراسم و قربانی ها. در و یوگا، خدا را طلبیدم. تا این که ندای خدا را شنیدم که به من می گفت: ای بنده من! کجا را جست وجو می کنی؟ من کنار تو هستم. اگر تو جوینده حقیقی باشی، مرا می بینی مرا در لحظه ای از زمان دیدار خواهی کرد... "کبیر عارف هندی" سلام... اعتقاد راسخ داریم که خداوند در درون ماست و با مکه رفتن سالهاست مشکل داریم ... ای قوم به حج رفته کجاييد ... امروز عزیزی تماس گرفتند و گفتند کلاس دوم دبیرستان که بودند رفتند مکه و در انجا به نیت 5 نفر طواف د یکی شان نارایانا بوده حالا این مال چند سال پیش هست فکر کنم هفت سال ... ایشون چند وقته با ما حرف میزنند ؟ یکهفته ... این طواف برای تمام انی بوده که سعی دارند به بالاترین نقطه برسند ... خب به سلامتی و دل ِ خوش ما هم حاجی شدیم ... در راه ... یاحق ... ... ادامه ...

تاکید مسجدجامعی بر جایگاه ویژه ائمه اطهار در اشعار مولانا

سابق فرهنگ و ارشاد و عضو شورای شهر تهران گفت: عالمان معاصر خویی از خدمتگزاران به زبان فارسی بوده اند. به گزارش ایسنا، احمد مسجد جامعی در اختتامیه کنگره بین المللی شمس تبریزی در محل مقبره شمس اظهار کرد: شخصیت های معاصر خوبی هم نظیر ریاحی و زریاب خویی از چهره های خدمتگزار برای زبان فارسی و شاهنامه بودند. وی با اشاره به اینکه زبان فارسی زبان اخلاق و ادب است و مدیون این زبان و فرهنگ آن هستیم، گفت: مولانا برای بیان مطالب خودش زبان فارسی را انتخاب کرده است و بیشترین تاثیر را در بین شاعران فارسی زبان در زمان خودش داشته است. وی با بیان اینکه ائمه اطهار در اشعار و آثار مولانا جایگاه ویژه ای داشتند، تصریح کرد: شعر کجاييد ای شهیدان خ و شعرهای مولانا درخصوص علی (ع) نشان دهنده این شوق و اشتیاق بوده است. ... ادامه ...

کجایید ای دلایل بیداری من؟

یاتو| گاهی یک حس عجیبی مثل ح تهوع...مثل اینکه قلبت داره گرومپ گرومپ می زنه و از جا در میاد....یک حس دل زدگی و یک بی ت عجیب میاد سراغت....و با همه ی تلاشت موندگار میشه...حتی شاید کوچک ترین چیز ها نگرانت کنه..کوچک ترین چیز ها آزارت بده....یک بی ت ای از نقطه ی مرکزی(!) قلبت شروع میشه و تا دست هات،تا سر انگشت هات ، تا پاهات جلو میاد...شاید اضطراب باشه یا ترس برای کارهایی که پیش روته...یا هر چیز دیگه ای.....و تمامش با تمام توانش داره جلوت را می گیره...داره مدام دستش را روی سرت فشار میده که تو بیشتر و بیشتر فرو بری...و خب....نمی دونم...فقط می خواستم بگم چه خوبه که مدام یادآور خودمون بشیم...چه خوبه که مدام به خودمون برگردیم..به آنچه که حالمون را خوب میکنه...چه خوبه که مدام هر آنچه باعث آرامش مون ه را برای خودمون یاد آوری کنیم...نه یکبار...نه دوبار...بلکه لحظه به لحظه...باید ...باید این ح تهوع لعنتی را از خودت دور کنی....باید.. همین. ... ادامه ...

کجایید یا صاحب ا مان(عج)؟

باسمه الفرد یا وحید الفرد یا نجم الدُجی تو کجایی تو کجایی تو کجا؟ نحنُ مُضطرّونَ یا عین البقا تو کجایی تو کجایی تو کجا؟ قیل انتَ شِبهُ وجهِ المصطفی تو کجایی تو کجایی تو کجا؟ نحن محزونُ فراقک یا ضُحا تو کجایی تو کجایی تو کجا؟ اُقتُلی یا اُنظُری خیرُ الوری تو کجایی تو کجایی تو کجا؟ ... ادامه ...

عرفه

+بابا،امسال دعای عرفه کجا میریم؟ +جامعه الحسین باباجون،حاج آقا مدنی اونجا میرن امسال... +نمیریم گ ار؟خیلی وقته نرفتم... +حالا ببینم چی میشه سر ماشین که کج میشه سمت خیابون سعدی ناخودآگاه این شعر رو میکنی؛ #دراین کوله پشتی غم آورده ام #شهیدان کجاييد؟؟؟؟ کم آورده ام ... جلو در جامعه الحسین بابا وامیسته اطلاعیه رو بخونه +عه،مثل اینکه شهید گمنام هم آوردن +مطمئنین باباجون؟چیزی اعلام ن عاخه... +نمیدونم بابا حالا بریم ببینیم چه خبره... توی جامعه الحسین،اون تک تابوت سه رنگ و تویی که میری دقیقا روبه روش میشینی و اشکه که چشمات رو تار کرده و تابوتی که روی شونه ها بلند میشه و تویی که ناخودآگاه بلند میشی و تابوتی که پیش میاد و دل تو که ناخودآگاه پیش میره و تابوتی که جلوی پات زمین گذاشته میشه و تویی که ناخودآگاه با زانو رو زمین می نشینی... ناخودآگاه های امروز قد یک سال حرف نگفته دارند... . . . خدایا چطور نا امید شوم درحالی که امید و آرزوی منی؟،یا چگونه خوار شوم در حالی که بر تو تکیه زدم؟،چگونه نیاز آورم درحالی که تویی که بی نیازم کردی؟،نیست معبودی به جز تو...ای که بر رحمانیت خود استواری(فرازی از دعای حضرت حسین علیه ... ادامه ...

دلم گرفت

دلم گرفته از دل گرفته ساره از حال خسته و تنهای صدیقه از تمنی که نمیدونم چرا باهاش رودروایسی گرفتم؟! دلم گرفته از خاطرات از تکرار خاطرات که مدام دارن یادم میارن دل تنگمو برای بچه ها گله ندارم درد دل دارم ساره جلد چسبیارو یادته؟ اگه بدونی چه طرحای زشتی گرفتم:))) کلمو میکندی اگه اینجا بودی بیخیال بابا کی میاد طرح جلد دفتر مارو نگا کنه ، یه ی بود هلیا از خودش توی سرویس گرفته بود دوسال پیش عینک ریبن سوگندو گذاشته با همون لحن اُپراتوری داره میگیره میگه «اینجا رشت است...» بعد موقعیت جلوی کوچه ی ماست آقای اصلانی نگه میداره که منو پیاده کنه میگه به سلامت عزیز وسط حرف هلیا هلیا میزنه تو سرش میگه آقا ه بخدا ه من اون پشت میگم هلیا مردم چپ چپ دارن نگات میکنن خیلی کوتاهه ولی پر خاطره ست و من این روزهای آشنای غریب چقدر دنبال یه آشنایی ملموس میگردم چقدر همه چیز غریبه من و همه ی اتفاقات دور و برم آهای؟؟؟کجاييد آشناهای قدیمی؟؟؟ به روی هیچ آغوش دوست بسته مباد... بچه ها من اینارو با لبخند عمیق نوشتم... از اون لبخن که لپام میزنه بیرون و بابا و ساره گازم میگیرن ... ادامه ...

گزارش تلویزیون لبنانی اخبار الآن از تیرانا: مجاهدین دیگر به هدف نمی رسند و مبارزه شان به پایان رسید

گزارش تلویزیون لبنانی اخبار الآن از تیرانا: مجاهدین دیگر به هدف نمی رسند و مبارزه شان به پایان رسید افراد مجاهدین خلق آزادانه در تیرانا رفت و آمد دارند و می گردند ولی به هیچ اجازه داده نمی شود که وارد اردوگاههایشان بشود. من نتوانستم با آنها در مقرشان دیدار کنم ولی با یکی از آنان در بیرون اردوگاه صحبت : – شما اهل کجاييد؟ – من ایرانی هستم از اپوزیسیون ایران. – آیا شما به آلبانی آمده اید تا در اینجا برای همیشه بمانید؟ – بله ما برای همیشه اینجا خواهیم ماند … ... ادامه ...

خیبری ها... کو رد چفیه هاتون ؟

یا حجت بن الحسن عج رفتید که باز بشه راه کربلا حالا کجاييد ای ش ته بال ها بی پلاک و غریب میون خاکها بی نشونید مثل مادر مولا خیبری ها... کو رد چفیه هاتون شبای حمله ... اوج خنده هاتون دعا کمیل... تو سنگرای ت یب شب زنده داری ها و گریه هاتون ت یب چی ها یاد شبهای آ خداحافظی ... قول و قرار.. تو سنگر سربندای یا فاطمه ...یا حیدر لباس خاکی به یاد زخم مادر ( انتقام سیلی و زخم مادر) اروند و اون مردای بی سرش کو علمدار [1] و روضه ی مادرش کو مشهر نخلای پ رت کو مشهر های تنت کو شهادت ... حسرت دیرین ما آی رفقا جاموندیم از شهیدا یابن الحسن خیلی دلم گرفته است قلبم پر از غصه های نگفته است دیگه آقا... نمی شه بی تو سر کرد تو رو قسم به مشک برگرد منتظریم تا بشنویم از کوفه بگی دیگه این روزای آ ه که لحظه ی انتقام سیلی از نامردا و قاتلای مادره برگرد آقا... که دنیامون سرابه تو رو قسم .... به غربت ابه یا بن الحسن این گره ها رو وا کن یه فکری هم به حال و روز ما کن یابن الحسن ما رو مثل شهیدا سوا مون کن واسه ت آقا خیلی وقته چشم انتظاریم ...بیا به جز شما یاری نداریم آقا نعیمه ی [1] .شهید سید مجتبی علمدار ... ادامه ...

جوانی

کجایند، این زمان دخترکانی که دوست می داشتم شان ؛ آنان که لبانم طعم بوسه هاشان را ز یاد برده ست و داغیِ داغِ ی شان را سردیِ نسیان ز بسترم برسِتُرده ست ؟ ** کجایند آن کان که از آتش خیزِ آغوشِ شان دیری ست به جز خیالی خا تری به مِجمرِ جانم به جا بنمانده ست ؟ *** وقتی از شمایان سخن می رانم آلایش از کلامم می گریزد - آه ... عشق های گمشده در پَس ِکوچه های آشتی کجاييد ؟ بگویید تقدیرتان به کدامان کرانه ی این بی کرانه افکنده ست . هلا شادیانه ی اشتیاقِ جوانی ! در گذاره ی ایامِ واپسین به چه کارید ؟ کدامین یک از شما مرا هنوز به یاد می آرید؟ " جهانگیر ص." ... ادامه ...

کجایید ای شهیدان خ

کــجــایــیــد ای شــهـیـدان خـدایـی بــلــاجــویــان دشــت کــربــلــایــی کـجـایـیـد ای سـبـک روحان عاشق پـــرنـــده تـــر ز مـــرغـــان هــوایــی کــجــایــیــد ای شــهــان آســمــانــی بــدانــســتــه فــلــک را درگـشـایـی کـجـایـیـد ای ز جـان و جـا رهـیـده کــسـی مـر عـقـل را گـویـد کـجـایـی کـجـایـیـد ای در زنـدان شـکـسـتـه بـــــداده وام داران را رهـــــایـــــی کــجــایــیــد ای در مــخـزن گـشـاده کـــجـــایــیــد ای نــوای بــی نــوایــی در آن بحرید کاین عالم کف او است زمـــانــی بــیــش داریــد آشــنــایــی کــف دریــاســت صـورت هـای عـالـم ز کــف بــگــذر اگــر اهــل صـفـایـی دلـم کـف کـرد کاین نقش سخن شد بـهـل نـقـش و بـه دل رو گـر ز مـایـی بــرآ ای شــمــس تـبـریـزی ز مـشـرق کــه اصــل اصــل اصـل هـر ضـیـایـی شهادت جانگدازجمعی ازشیعیان عربستان وشیخ احمدنمری شیعیان عربستان بدست ت خیانتکارآل سعودبر زمان (عجج) وشیعیان جهان تسلیت باد. لعنت خداوندبرستمکاران ورحمت خداوند بر روان آن شهید عزیز ... ادامه ...

غبار روبی مزار در هفته دفاع مقدس...

شما برای این مرز و بوم رقم زده اید. خالصانه آمده ایم تا زیارتتان کنیم و با دل های خسته اما امیدوار، خدا را در این مکان اهورایی با بغض های ش ته فرا بخوانیم و بگوییم که ! ما شما را فراموش نکرده ایم... اصلاً مگر حماسه، شهادت، هویزه، طلائیه، بستان، صدای غرش توپ ها، حسین فهمیده ها و باکری ها، چمران ها، آوینی ها و ... فراموش شدنی هستند؟ نه، ما آمدیم تا بگوییم که شما در روح و باطن ما جای دارید. آمده ایم تا بگوییم هان ای عاشوراییان! عاشورایی دیگر در پیش است. آمده ایم تا هوار بزنیم: های ای ، راه شما، شه شما و تفکر شما در روح و روان جامعه ایرانی جای دارد. ای ی گمنام و ای غلطیده شدگان در سرب های سرد و سنگین که به عشق میهن و انقلاب و ، سر بر سودای عشق گذاشتید.. اینجا کجاست؟ ما کیستیم... شما که بودید؟ و کجاييد؟ بر مزار کدامتان بگرییم که بغض امان نمی دهد، بگرییم، گریه مگر دوا کند ... می گرییم اما زهی تاسف که گریه نیز دوا نمی کند ... کاش که در ِشهادت باز بود و ... ... ادامه ...

کجایید ای شهیدان خ

کــجــایــیــد ای شــهـیـدان خـدایـی بــلــاجــویــان دشــت کــربــلــایــی کـجـایـیـد ای سـبـک روحان عاشق پـــرنـــده تـــر ز مـــرغـــان هــوایــی کــجــایــیــد ای شــهــان آســمــانــی بــدانــســتــه فــلــک را درگـشـایـی کـجـایـیـد ای ز جـان و جـا رهـیـده کــسـی مـر عـقـل را گـویـد کـجـایـی کـجـایـیـد ای در زنـدان شـکـسـتـه بـــــداده وام داران را رهـــــایـــــی کــجــایــیــد ای در مــخـزن گـشـاده کـــجـــایــیــد ای نــوای بــی نــوایــی در آن بحرید کاین عالم کف او است زمـــانــی بــیــش داریــد آشــنــایــی کــف دریــاســت صـورت هـای عـالـم ز کــف بــگــذر اگــر اهــل صـفـایـی دلـم کـف کـرد کاین نقش سخن شد بـهـل نـقـش و بـه دل رو گـر ز مـایـی بــرآ ای شــمــس تـبـریـزی ز مـشـرق کــه اصــل اصــل اصـل هـر ضـیـایـی ... ادامه ...

معرفی کتاب دفاع مقدس

جنگ دوست داشتنی سعید تاجیک برای این نویسنده خوش ذوق داستان های جنگی، خود جنگ هم مثل یک داستان بوده. یک داستان مهیج و البته پر از خنده. کاراکترهای کتاب تاجیک، هم رزمندگان معمولی و گمنام هستند و هم ی نامداری مثل حاج همت. خم های دشمن مدام به اطرافمان می خوردند. گهگاه هم گلوله های مستقیم تانک مثل برق از بالای سرمان می گذشتند و به پشت سرمان اصابت می د. در همان لحظه، جواد اشاره کرد، از روی صندلی بلند شدم و ایستادم. جیپ همچنان به طرف خط می رفت. با صدای بلند گفتم: «اگر با کشته شدن ما فاو پابرجا ی ماند، پس ای خم ها ما را دری د!پس ای خم ها ما را دری د!» برادر شریفی که هول کرده بود، با لهجه ترکی فریاد زد: «آهای! چه کار می کنی؟ بگیر بشین. اینجا تو دید مستقیم دشمن است!» بچه ها زدند زیر خنده. گفتم: «دلم برای حوری های خوشگل بهشت تنگ شده. می خواهم شهید شوم. آهای حوری های خوشگل کجاييد... اللهم زوجنا من الحور العین!» فاصله ما تا خط حدود 200 متر بود که ناگهان یک خم 120 زوزه کشان آمد و چند متری ما به زمین اصابت کرد. شریفی که حس خود را باخته بود، فریاد زد: «تو امروز سر ما را به باد می دهی!» جواد در حالی که می خندید، به شریفی گفت: «و ... ادامه ...

پیامک ویژه قدر

اس ام اس مخصوص قدر سال ۹۵ یک اس ام اس جدید و زیبا در بخش اس ام اس عاشقانه , خنده دار و مناسبتی برای شما ارسال شده است. اس ام اس شب قدر شب قدر شب بیدار شدن است ، نه بیدار ماندن دعا کنیم بیدارشویم اگر یادتان بود و باران گرفت ، دعایی به حال بیابان دل ما هم ید ماس دعا در این شب عزیز اس ام اس شب قدر شب قدر، بهترین گاه آرایش صحیفه دل مؤمنان به زیور ذکر خداست. اس ام اس شب قدر شب قدر، آوای ایمان را در گوش جان انسان ها ترنم می کند. اس ام اس شب قدر گدا که میبینم در دل نمیگویم راست میگوید یا دروغ ؟ کمکش کنم یا نکنم ؟ آدم خوبی است یا نه ؟ چشمانم را میبندم و کمکش میکنم تا وقتی رفتم گ پیش خدا نگوید که اس ام اس شب قدر صادق (ع) : تعیین مقدرات در شب ۱۹ رمضان تایید آن در شب ۲۱ وامضای آن در شب ۲۳ انجام میشود اس ام اس شب قدر شب قدر، گشاینده پنجره کشف و شهود بر منظر روح عارفان است. اس ام اس شب قدر تشنه ام این رمضان تشنه تر از هر رمضانی شب قدر آمده تا قدر دل خویش بدانی لیله القدر عزیزی است بیا دل بتکانیم سهم ما چیست از این روز همین خانه تکانی اس ام اس شب قدر تسبیحی بافته ام؛ نه از سنگ، نه از چوب، نه از مروارید بلور اشکهایم را به نخ کش ... ادامه ...

یادش بخیر.عجب دورانی بود

عروسکا ... عروسکا ... کجاييد ؟! چهارزانو میشینم ، چشمامو می بندم و میرم تو فکر. مثل ایکیوسان. میرم به کودکی. دلتنگی هامو، خاطره هامو ورق می زنم.. یادش بخیر.. دلم برای معصومیت هایدی تنگه ، برای اون چهره ی غمگین حنا پشت ماشین نخ ریسی. برای شجاعت های پسر شجاع و پیپِ پدرش. دیگه تو کوچه خیابونا اثری از رد پای ترنادو نیست. روی در و دیوارهای شهر علامت z نمیبینم. حتی روی شکم چاق گروهبان گارسیا ها. هنوز وقتی دریا می رم دلم یه غول خوشگل صورتی میخواد. دوست دارم محکم بشینم پشت سرندیپیتی و همه ی دریا رو زیر آبی بریم. این روزا روی پاگرد پله ها هرچقدر هم منتظر بمونی ، حتی سایه ی بابالنگ درازو هم نمیتونی ببینی. مادربزرگه اگه الان زنده باشه ، فکر کنم دیگه تنهاست. یا شاید با هاپوکمار. من از همون اول می دونستم هیچ جز هاپوکمار از ته دل مادربزرگه رو دوست نداره. دلم برای تام سایر و هاکلبری هم خیلی تنگه. رفیق هم رفیقای قدیم. هنوزم وقتی یاد غربت و عشق گالیور میفتم دلم میگیره. این روزا دیگه ی واسه رسیدن هاچ به مادرش دعا نمیکنه. اون موقعا ، آدم اخموها رو هم می شد دوست داشت. دلم برای سوباسا ی دوست داشتنیم تنگ شده. اون روزا هرچی اسف ... ادامه ...

گزارش هفته

جهان بی عشق چیزی نیست جز تکرارِ یک تکرار راستی اگر عشق نبود؟ چه مشقتی از این شیرین تر که در راهروهای آشنایی قدم برداری ک با خاطرات قدیمی آمیخته و با تازه هاشان می آمیزد؟ چه سختی شِکَر بار تر از آن که تنها ب بهانه دروس عزیزت از خواب برخیزی و دیگر هیچ؟ انکار نمیکنم دلتنگی ام را،رد نمیکنم احساس غربتم را اما عشق...این عشقِ آبدیده ی الماس شده از جنس دیگری ست ،ارزش نمیداند ی که از دست نداده باشد و من چه شیرین میچشم طعم این دُرِّ گرانبهای تازه یافته را... بار زمین نهادن برای ی که پنج شش سال یک تنه یک بار سنگین و ثقیل را به دوش کشیده،خوب که نه،ا امی ست حال بیماری را دارم که از یک بیماری سنگین و طولانی رها شده و به آرامش دوران نقاهت خود را میگذراند ریحانه ی دیگری هم در این مدرسه پیدا شده طاهره نام ،که دویدن و مدیریت کار فرهنگی دبیرستان فرهنگ را بلد است،خوب هم بلد است و مانند ریحانه در پیچ و خمِ پوستِ گردوی سخت فرزانگان دست و پا نمیزند مادری بلد است برای همکلاسانش،اصلا من معتقدم اگر مادرانه ی را دوست نداشته باشی نمیتوانی نگران سعادت و دین و ایمانش باشی ، و هنوز دلم گرفته از جمله ای که به او گفتم«من هم بچه ... ادامه ...

فرآیند نمایش اطلاعات مرتبط با عنوان کجایید به وسیله ربات های خبری از بین منابع فارسی دریافت میگردد و نمایش داده میشوند.